مکن بد که بینی به فرجام بد
کاش اینستاگرامم باز نمیشد؛ جملهی تکراریِ خیلیهامون، که منم دو روزه با خودم تکرارش میکنم. درسته که اطلاع داشتیم اوضاع خیلی فاجعهآمیز بوده اما دونستن تا دیدن کجا؟ من چند روزه هر بار بازش کردم دهها اسم و عکس جدید دیدم، هی رفتم ویدیو بعدی و هیچ کدوم تکراری نبودن. تازه مگه من چند تا خانواده رو تا الان دیدم تو این چند روز؟ چند تا قاب عکس، که چهرهی جوان و زیبای دختر یا پسری رو نشون میداد که...
آدما زمانی میترسن، که چیزی برای از دست دادن دارن... مادر یا پدری که فرزندش رو اینطور ناجوانمردانه از دست داده، هیچی جلودارش نیست. اون تبدیل شده به غمگینترین و شجاعترینِ خودش. غم و سوگ اون انقد بزرگه و نیرومند که بالاخره تو رو از پا میندازه. آره تویی که فکر میکنی خدای روی زمینی و تکتک ما رو میکشی و نمیمیری...
امروز تو باشگاه، هر آهنگی که پخش میشد، از هر نوعی، من آروم و بیصدا باهاش گریه میکردم. یک لحظه تصویر مادر و خواهری که بر مزار پسرشون میرقصیدن از جلو چشمام نمیرفت...
بعدش هم رفتم خرید کردم، شستم، پختم، خوردیم، خندیدیم با بچههام... ولی یه گوشه از قلبم همچنان میسوخت... یه گوشه از مغزم پر از صدا و تصویر بود. بچههام نمیدونستن اما من عزادار بودم.
- ۰۴/۱۱/۱۰
عزیزم به خاطر روان خودت هم که شده پشت سر هم خیلی ویدئو نبین.
نیم ساعت ببین بذار کنار گوشیتو.
میدونم با همون نیم ساعتم قلب آدم پاره پاره میشه ولی به خودت رحم کن.