یاسی‌ترین

یاسی‌ترین

داشته‌ها و نداشته‌ها

دوشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۰۱ ب.ظ

آقای همسایه وقتی ترتیب زنش را داد، میزند زیر آواز. نمیدانم از سر کیف است یا چه. چهچه میزند. شاید  هم فکر میکند صدایش قشنگ است. در هر حال، مهندس محترم با این ساختمان ساختنش داشته‌ها و نداشته‌های ساکنین را به اطلاع هم میرساند. من هم روی توالت نشسته‌ام و همزمان چت میکنم. یک نگاهم از در باز حمام به آلماست که برای خودش آرام دست و پا میزند. دری وری میگویم. الکی خوشم.

یک بار بچه که بودم، به رسم همان روزها که تلفن نبود،‌ با مادرم راه افتادیم رفتیم خانه‌ی یکی از دوستان. در را باز نکردند. خانه نبودند. من هم با مادرم قهر کردم! گاهی که نمیدانم بعضی چیزها را چه کنم دلم میخواهد با کسی قهر کنم. شاید هم بعضی حس‌ها شبیه وقتی‌اند که نامه‌ای مینویسیم و میگذاریم پشت در:‌ آمدیم نبودید!

همسرم دوستم دارد. این را از همه‌چیز زندگی‌مان میشود فهمید. اما خیلی وقت‌ها برایم مثل کتابی نخوانده است؛ مثل همین پیرمرد و دریا که هنوز به آخر نرساندمش. مثل دری بسته که نمیدانی پشتش چه خبر است؛ مجبوری پشت در بنویسی: آمدیم نبودید. مردی را که ساعت‌ها پشت میزش نشسته و غرق همه‌چیز است و هیچ‌چیز،‌ نمیشناسم. نمیدانم به چه فکر میکند. حتی وقتی سیگارهای نصفه‌اش را میکشم، نمیفهمم به چه فکر میکرده که دو پک آخر را نکشیده خاموشش کرده.

من با نوزادی تبعید شده‌ام به اتاقمان. و او با پتو و بالشی در دست ازمان خداحافظی کرده و مثل مهمان‌ها میخوابد. اعتراضم کار به جایی نبُرد. بدتر هم شد. اصولا در هر زمان و هر مکانی حرفی را به همسرم بگویی میگوید الان وقتش نبود! نمیدانم این مقدمه‌چینی‌ای که توی ذهنش دارد اصلا چه شکلی هست؟

همیشه وقتی خانواده‌های تازه بچه‌دار شده‌ای را میدیدم که اینطور جدا از هم میخوابند بدم می‌آمد. فکر میکردم چقدر بد که بچه محور همه‌چیز باشد. اما حالا همسرم میگوید اگر بیام تو اتاق نمیتونم بخوابم و فرداش باید تا شب بخوابم و کی بره سرکار؟ خوب البته توی اتاق کناری هم که میرود بیدار است! این سبک خوابیدن مرا یاد خانه‌هایی می‌اندازد که هیچ‌وفت سفره‌ای پهن نمیکنند و هرکس غذایش را توی اتاقش میخورد. دلم از این بی‌نظمی میگیرد.

همیشه یک جای کار میلنگد. قبلا هم میلنگید!‌ الان و با این اوصاف بدتر هم شدیم. زناشوییمان دارد منقرض میشود. نمیدانم درددل کردن با دوستانم کار درستی بوده یا نه؟! اما راه‌حلشان که برای من شرایط را بدتر کرد:‌ خودت برو سمتش. رفتن من سمتش همانا و افتضاح شدن شرایط همان. بگذریم که خودم هم به شدت از این کار متنفرم. اینکه بروم سمت مردی که اصلا توی باغ نیست.

انقدر از حرف‌هایی که زدیم بدم می‌آید که حاضر نیستم بنویسمش. با دلی شکسته برگشتم توی اتاقی که برای من و اوست اما... دیگر برایم مهم نبود که آلما حتمن به تختش عادت کند. گذاشتمش کنار خودم. با خودم گفتم من این همه به خودم سختی میدم بچه رو از اول تولدش به تخت خودش عادت بدم، نصفه شب خوابالو از جام بلند بشم برم بچه رو از رو تخت بردارم... برای چی؟ وقتی قرار نیست هرکس سر جای خودش باشه من چرا خودمو بیش از این خسته کنم؟ من و آلما خوابیده‌ایم روی تخت دونفره. او در خواب بی‌خبریِ دو ماهگیش و من توی فکرِ کودکی‌هایم؛ روزی که رفتیم در خانه‌ی دوستی و نبودند... انگار حالا هم همین حس را دارم. تا صبح خواب میدیدم که یکی از دوست‌دخترهای قدیمی همسرم بینمان ایستاده، من با حرص همسرم را میکشم سمت خودم، دختره ـ که اصلا تا به حال در بیداری ندیدمش ـ با خونسردی و خنده طوری که انگار مطمین است همسرم مال اوست ایستاده و همسرم بی‌تفاوت جفتمان را نگاه میکند و بعد اشاره میکند به دختره و به من میگوید ببین چه ملوسه! 

فردای آن شب به روی خودمان نیاوردیم. تا الان هم هنوز حرفی از آن شب نزدیم.

دیشب همسرم دیر کرده بود. عصبی شدم که چرا خبر نداده و رفته جایی. زنگ زدم کجایی پس تو ساعت یازده شد؟ گفت دارم میام. وقتی که آمد پلاستیکی دستش بود و روی لبش لبخندی پهن و مهربان. بدون کلمه‌ای حرف، هردو فهمیدیم که مال من است. رفته بود فروشگاه هالیدی و برایم چند دست لباس خانگی شیک خریده. نمیدانم محض آشتی بود یا چه. بی‌نهایت خوشحالم کرد. به غیر از اینکه کیف میکنم که سلیقه‌اش را بپوشم، به احساسش فکر میکنم؛‌ به آنی که قلبش را ذوقناک کرده و پاهایش را هل داده.

همیشه دوست‌داشتنش را به عمل درمیاورد. اینکه برای خوشحال کردن من فکر کرده،‌ برایم از هرچیزی شیرین‌تر است.



برای آلما:

دختر کوچولوی مامان دارد بزرگ میشود...

عزیزکم دلم برای این روزهایت تنگ خواهد شد. قطعا هر باری که یادم بیاید که قد بچه گربه بودی و توی آغوشم شیر میخوردی بغض خواهم کرد. 

سعی میکنم هر روز عکسی ازت بگیرم. عکس‌ها را برای خودم نگه میدارم و خودت را مثل پرنده‌ای رها،‌ از پنجره‌ی خانه‌مان پر میدهم. برو و دنیا را بگرد. هر وقت خسته شدی، سینه‌ی مادر برایت گشوده است.

دوستت دارم.

 


در ادامه عکسی از پشت سر دخترم. اگر گفتید چه چیزهایی پشت سرش دارد؟ دو تا چیز هست برای پیدا کردن!

  • یاسی ترین

نظرات (۶۵)

ای جووووووووووووووونم موهاششششششو عزیزدلممم  دلم پر کشید واسه لطافتش و بوش ! یاد هلو افتادم !:)) وای اشک شوق:))

من با دستم بوس گذاشتم پشت گوشش^_^


+ یاسی همسرت خیلی جنتلمن است ^_^

+ پست یاد زندگی میندازه ادمو... تلخ و شیرینش باهم خوشمزس...


پاسخ:
آخییییی عزیزدلم :-) اینجوری که تو گفتی دلم خواست بیارمش پیشت :-) 
آخیییی بوست رسید خاله رنگولی ^____^

آره خیلی :-)
بله گلم زندگی همینه دیگه؛ درهم!!
من پیدا نکردم:|
 مممممممممم بذار فک کنم ! خب ...ممممممممم... مو هست؟ :|
:))))))))

نشون داره؟ یه نشون صورتی مثلا؟

من فقط یه کله ی خوشگل میبینم خو-_-
پاسخ:
جانمممم 
مو که هس بله :))))
بعلهههه نشونو درست گفتی. اسمش چیه؟؟؟؟
الهیییی :-)
سلام
موهاشو شونه میزدی خو
پاسخ:
سلام عزیزم 

آقا ما یه زرزر تو گروه داریم، احیانا باهاش نسبتی نداری؟ 
مثلا بچه ها عکس میزارن به جای اینکه به موضوع عکس دقت کنه میگه خونه کجه :)))) اون دفعه هم گفتی پوشکش کجه خیلی باحال بود :-D 
حالا نمیخوای بگی چی دیدی پس کله دخترم؟
سر این فسقلی رو هرچقد شونه کنم آخرش هم موهاش مث برق گرفته هاس :)))))

واااای عکسارو دیدم:)))))

هم این پست هم پست قبل تر که عکس پاهای نانازیش بود

ای جاااااانم

تقصیر سرعت اینترنت مسخره مون بود! تو خونه مامانم دیدم:)

پاسخ:
آخی عزیزم ^_____^
خدا قسمتت کنه گلم :-) 


:))) اینترنت مسخره 
موهاش ریخته واینکه پشت گردنش قرمزه مث پسر من با این تفاوت که پسر من کم مو هستش البته الان وارد ماه 10 شده ببوسش
پاسخ:
آره داره میریزه :-) و پشت گردنش هم قرمزه. خوب این قرمزی یه چیزی هس دیگه :-)
جانممممم به پسری گلت ♥♥♥
:***
انگار تو زندگی همه یه جای کار میلنگه بیشتریا برعکس شما هستن تنها نمیخوابن اما صمیمی هم نیستن . امیدوارم تغیرات خوشحال کننده به میل تو اتفاق بیوفته

عه من هر چی نگاه کردم پشت سر دختر کوچولو هیچی ندیدم که ! بچم مو داره
خب از طره هاش هم عکس بذار دیگه ^  _  ^


پاسخ:
آره. 
هرچند این وضعیت خبلی مایوسم میکنه ولی بازم بهتر ار برعکسشه. صمیمبتش لذت بخش و آرامش دهنده است.
مرسی گلم :-)

شایدم برای من که از نزدیک میبینم تابلو باشه و تو عکس مشخص نیست. حالا میگم! بزار ببینم بر و بچ نظرشون چیه ;-)
همچینم طره نداره که فسقلی :-) ولی از اولم نسبت به همه نوزادا موهاش بیشتر بود. اولا مشکی مشکی بود و الان داره قهوه ای میشه. 
چقدر پیچیده ست این رابطه ی دونفره ی دل انگیز!! کلا رابطه ی زناشویی منظورم بود. یه وقتایی واقعا آدم دلش میخواد بفهمه همسرش به چی فکر می کنه و تو چه حال و هوایی هست!
شاید اگه همه چیزو می دونستیم این رابطه اینقدر جذاب و دلخواه نبود، نمى دونم!
ولی مهم اینه که مطمئن هستی ته دل همسرت با تو هست...

الهی من بگردم پشت سر دخملت رو، دلم میخواد یه ماچ گنده بچسبونم روش!!

شاد باشی دوستم...
پاسخ:
اوهوم. گاهی در عین حال که نزدیکی انگار که پشت اون در بسته ای :-) 
شایدم همینطوره که میگی سبمین جانم 
آره... :-)

الهییییی از طرف شما ماچیده شد ^____^
قربون تو عزبزدل:****
واییییییییییییی من غش کردم برا اون گردن نرمو موهاش


بوسسسسسسسسسس سفت لطفن چنتا...
پاسخ:
ای جانم ^___^ 
بیچاره بچم عادت داره دیگه؛ از همین سن کم دارم میچلونمش. باورت نمیشه چقدر میبوسمش. محکمممم :-) 
بوسه فرشته :)

فرشته هام حتا بوسش کردن بعد فرستادنش:)))
پاسخ:
آخیییی عزیزممم ♥♥♥♥
بعدم عب نداره...
بذار آلما ب تختش عادت کنه...
یه کم دیگه آلمارو بفرستین تو اتاق بغلی :)

این داستانا فک کنم برا همه پیش میاد بعد بچه.. برا هرکی یه جور... بعضیامونم به جای اینکه سعی کنیم عادت ب شرایط جدید راحتتر بشه، هم برا خودمون هم طرفمون. بدتر سختش میکنیم..

و میدونم چقد حس بدیه ک برای یه آدم بزرگ و عاقل و بالغ پیغام اومدم نبودی بذاره آدم! انگار دیوار چین میسازن دورشون.. و چیزایه ب این سادگی رو سخت میکنن.. :( امیدوارم زدوتر بگذره.. میگذره ها حتمن
پاسخ:
منم برنامه ام همین بود انقدر بدم میومد بچه بین پدر مادر بخوابه یا اینکه باعث بشه اتاق پدرومادر جدا بشه. ولی خوب نشد تا الان :/
آره همینطوره :-(
آره!  بزرگ و بالغو خوب اومدی:)) 
امیدوارم:-)
فکر میکنم به کل این مدتی که میخونمتون .. همه مشکلات حل شدن .. به بهترین نحو .. :) بهتر از چیزی که تصورش رو میکردم :) نتیجه میگیرم که این هم حل خواهد شد .. :) 

بوس برای آلما .. :) عزیزم .. :)
پاسخ:
متشکرممم عزیزم :-) حرفت خیلی به دلم نشست. واقعا هم همه چیز به بهترین نحو حل شده تا الان 
قربونت گلم :***
♥♥
ای جانم به این پشت گردن نرمولیش
ماشا... چه نازه موهاش یاسی.

پسر خواهر من زیاد پرپشت نیست موهاش. الان هم که داره موهاش میریزه و آماده میشه برای موی جدید :))

یاسی دلم ضعف کرد برای بوسیدن و بو کشیدنِ نرمی این کوچولو. دو هفته ای میشه که کوچولومو ندیدم. بعد از بستری شدنش تو بیمارستان که 10 روزی اونجا بود... دکتر گفته بهتره هیچ کس جر مامان و بابای خودش پیشش نباشن :((

اون خال صورتی خوشگل پشت گردنشو می بوسم
پاسخ:
مرسی عزیزم :-)♥
آخیییی دیدی موهاشون میریزه یه طوریه مث پیرا میشن ;-) 
ای جانم 
آخیییی طفلک :'( ایشالا زودتر خوب میشه. لابد برای زردیه درسته؟

ای جانم:***
اسمشو میگن "ماه گرفتگی" نه؟ ای جونم خیلی نازه ! داداش من یه کمرنگش رو بین ابروهاش داشت وقتی نوزاد بود ولی رفت :)) 
پاسخ:
آره عزیزم آورییییین :-) آخی چه خوب که محو شد.
جالبه بدونی منم عین این ماه گرفتگی رو دقیقا پشت سرم دارم !! دختر خودمه دیگه ;-)
یاسی نکنه جای بوسه توئه؟:دی ! اصن نکنه مقاومت نتونستی کنی و گازش گرفتی بچه رو هان هان ؟:))))
پاسخ:
:)))))))) والا ازم بعید نیست !!!
خیلی خوب بود:-D چه چیزایی به ذهنت میرسن !!
سلام یاسی جونم. میتونی بهم کمک بدی؟ اینکه لباس نی نی چه مارکی خوبه؟ و چه سایزایی بخرم.بعضیا میگن صفر نخر در صورتی که من دو دست لباس سایز صفر با مارکای مختلف گرفتم ۵سانت با هم متفاوتن.مارک بی بی ناز قوارش بزرگتره
پاسخ:
سلام عزیزم 
مارک تاپ لاین از همه مارکای ایرانی بهتره. از نظر من لزومی هم نداره خارجی بخریم. بعد از تاپ لاین آدمک خوبه.
آره قواره سایزا متفاوته. اما خوب عیبی نداره اون بزرگتره رو سایز یک در نظر بگیر.
بعضیا صفر نمیخرن همون یک رو تن بچه میکنن بعد تو تن بچه زار میزنه. درسته که خیلی نمیتونه بپوشه و زود از سایز صفر درمیاد اما حتی برای دوهفته اش به نظر من خوبه. همون دو دست هم کفایت میکنه. 
بازم سوالی داشتی حتمن بپرس عزیزم.
ای جووووونم ♥♥♥♥ نی نی تو راهی داری ^____^
فکر می کنم اوضاع غریب به اتفاق زوج ها بعد از تولد فرزند همین باشه
با گذشت زمان اوضاع خوب می شه

حرکت همسرت، همین هدیه خریدنش خیلی به من چسبید! انگار برا من خریده! :)

اونجا که گفتی گاهی همسرت مثل یه کتاب ناخونده است برات مثل یه در بسته که نمی دونی پشتش چیه.... منم همین حس رو دارم به همسرم....
می دونی همه ما زن هاف خودمان به تنهایی، کتابی هستیم پر از داستان های شگرفت و حیرت آور و گاهی دردناک، عجیب دردناک!!
پاسخ:
امیدوارم :-) یکی از دوستای همسرم بعد از یک سال اوضاعشون بهتر شده :/ یک ساااااااال؟؟؟؟ خیلیه خوب! 
اگر اوضاع رو بسپری دست مردا همینطوری روبراهش میکنن :)))
جان :-) آره من که از خوشحالی چن دقیقه پلاستیک دستم بود بازش نمیکردم :)))
نمیدونم شاید گاهی همه آدما اینطور ناشناخته میشن...
زنا رو که نگو!!! صندوقچه اسراریم ما ;-)
من یه چیزی شبیه چای بوس میبینم:-)
پاسخ:
آخییی :-)
یه ماه گرفتگیه مریم جان. رنگش سرخه. عینشو منم دقیقا همونجا دارم!
نکته بعدی اینه که موهای بچم داره میریزه و یه قسمتش کچل شده. زیر قسمت کچلیش، از بس سابونده رو بالش، چن جا موهاش وز شده تو هم گره خورده مثل یه نوع خاصی از بافت های آفریقایی. 
نمیشه بازش کرد باید قیچیش کنم!
نه. برای زردی نبود.
طفلک چهل و پنج روزه بود که از پدرش ویروس سرماخوردگی گرفت
مجاری تنفسیش پر از خلط بود. نمی تونست نفس بکشه
روز به روز هم حالش بد تر میشد
دو سه روز بعد از بستری شدنش بردنش مراقبت های ویژه :((

خیلی روزهای بدی بود... چند بار نفسش رو به زور برگردوندن... از بی نفسی کبود می شد...
خدا برای هیچ بچه ای نخواد.... خیلی روزهای بدی بود یاسی... خیلی.
بدنش پر شده بود از سیم های مختلفی که به چندتا دستگاه وصل بودن. الان هم که یادم میاد حالم بد میشه


مراقب آلما باش، امیدوارم نه آلما نه هیچ بچه ای مریض نشه. دست خدا زیر سر همه کوچولو :)
پاسخ:
الهیییی بگردم :(((((( چقدر سخته اصلا تصورشم وحشتناکه
خدا خودش مراقب همه جوجویی ها باشه

یه کامنت خصوصی برات دارم از صبح ده بار خواستم ارسال کنم نشد.
حالا بازم برگردید بلاگفا :)))
کپی کردمش یه جایی. بعدا دوباره سعی میکنم ارسال کنم. 
پشت سرش چیه
خوب قرمزیه .شاید جای بوسه باشه.شاید جای رژ
دیگه نمیدونم
زر زر
یعنی من زر میزنم ههههههههههههههههه

پاسخ:
ماه گرفتگیه آذر جانم:-)
نه بابا زرزر به فتح ز 
مخفف زهرا :-) ایشون اینجا هم رویت میشن بعضا! متخصص موشکافی عکس :-D
پس بلاگفا خر است :))

هر وقت شد برام بذارش یاسی جان
پاسخ:
:))))) 
آره عزیزم حتمن. البته حرف خاص و مهمی نیست. جویای احوال نی نی بودم و خواسته بودم برام بنویسی حالش چطوره که بهم گفتی شکرخدا بهتره. و یکمی هم نظریه پردازی و درفشانی من باب بعضی موضوعات :))) 
سلام عزیزم...ای جان ...عزیزم نرم و لطیف خاله...قربون نی نی ...
پاسخ:
سلام مهرناز جانم 
الهی :-)
♥♥♥♥♥
ای وای یاسی جون من نمی تونم عکس رو ببینم. خیلی بد شد.
پاسخ:
آخی عزیزم
فک کنم به سرعت اینترنت مربوطه :/
:))))))) کیف کردی ذهن منو:)) 
ای جونم نشووونیشم به مادرش رفته... بعدا کلی ذوق میکنه از همین... 
من روی شونم دارم ولی صورتی نیست یه درجه از رنگ پوستم تیره تره !
بچه بودم همش ذهنم درگیرش بود به همه بگم من همچین نشونی دارم اگه گم شدم با اون پپیدام کنن=)) وای خدایا:))))) 



+یاسی ؟ به نظرت" ریرا "قشنگه ؟ تونوخدا یاد چیزی نیافتاد باش-_-همش یاد یه چی میافتی با اسما:)))))))))))))))
پاسخ:
:))))))) تو مخت عزیزم 
آرهههه :-)
آخییی اونم یه جور ماه گرفتگیه :-)  
:)))))) دیدی بی ربط نگفتم تو مخت !!!!


هاها ::-D  ولی دست خودم نیست یاد خسروشکیبایی  و دکلمه هاش میوفتم  و خیلی دوسش دارم. به نظر من اسم قشنگیه ♥
دیروز با دوستم رفته بودیم پاساژ گردی، جلوی مغازه ی لباس نی نی ها داشت کارم به تشنج میرسید اینقدر خوب بودن! لباس پسرونه ها دل منو برد ! پاپیون های فنگولی با ست خیلی جنتلمن گونه ی سفید-سورمه ای ! 
دامنای خالخالی ، لباسای خرسیهای احمقونه ی جیگر !^_____^ وای خدایا 
پاسخ:
تشنج :)))))) الهیییی بگردم.... میدکنی یاس من هنوزم از ندید بدیدی درنیومدم :-D مثلا لباس کثیفاشو که میخوام بشورم انقدرررر بو میکنم :-) 
سلام
دلم لرزید
بابت دو پک آخری که همسرت نزد اما تو تمومش کردی
شما شیر میدی بانو.
ببین سمت همسر رفتن راه و رسم های زنونه داره
شما با کدوم راه حل رفتی؟ این خیلی مهمه!
خسته نشو دلزده نشو و حتی اگه نتیجه ندیدی کار درستو انجام بده.
رابطه زناشویی خیلی بعد از زایمان مهمه
راه های زنونه رو پیدا کن
پاسخ:
سلام عزیزم. نگران نباش الان رو نگفتم کلا عرض کردم. همسرم گاهی سیگار نصفه میزاره منم همیشه عادت داشتم کش میرفتم !!  نمیگم الان اینکارو نکردم ولی یکی دوبار. میدونم این یکی دوبارم درست نیس ولی دیگه از یه سیگاری که نه ماه لب نزد و دلش میخواست بیشتر از این انتظار نمیره :-) یه چیز کوفتی هم هست سیگار مونده !
با یه راه حل مزخرف!  گاهی فکر میکنم چرا من زن آفریده شدم.
میدونی خسته شدم از این راه حلا: آرایش کن. به خودت برس لباس خوب بپوش....
دلم میخواد خودم باشم و حالا خوب یا بد خیلی اهل این چیزها نیستم. فکر هم میکنم همسرم هم خیلی ازم همچین انتظارایی نداره و روشم که والا تا الان جواب نداده. کم نبودن شبایی که من حسابی به خودم رسیدم و اون انگار نه انگار. به نظرم نمیشه این راه حلای زنونه رو برای همه زندگیا پیشنهاد کرد.
سلام یاسی جانم
منم به شدت از این که بچه بین زوجین فاصله بندازه و بینشون بخوابه متنفر بودم دیگه از 4.5 ماهگیش کامل جداش کردم تو اتاق خودش میخوابه خیلی خوبه باید از قبل شش ماهگی که اضطراب جدایی شروع میشه این کارو کرد وگرنه تا 18 ماهگی فکر کنم باید صبر کنی که اون موقع خیلی سخته 
ای جونم فسقلی . دقیقا دختر منم پس کله اش اینو داره مامانم میگه منو و داداشامم داشتیم
پاسخ:
سلام عزیزم 
آره چیه اینجوری هیشکی سرجاش نیس
دعا کن ما هم مرتب بشیم :-) 
الهییی پس انگار خیلیا داشتن :-)

سلام مامان یاسی.خوبی؟

الهی چقد معلومه که نینیت خیلی نازه.اشفند دود کن برا گل دختر.

چقد میفهمم حست رو به بابالنگ دراز.

وقتی که حتی اگه یه سوم شخص از دور زندگی ادمو ببینه و بگه چه شوهر بدی تو بازم ته دلت می دونی بهترییییییننننننننن همسر دنیارو داری.خداروشکر برا عاشقونه هاتون

پاسخ:
سلام عزیزدلم
ممنون گلم ^___^
آخییییی آره :-) 
اااای جاااانم یاسی جون خدا حفظش کنه برات این فرشته رو....
ان شاله همه چی درست میشه...
پاسخ:
قربونت برم گلم :****
ممنون
ماه گرفتگیه!؟ نیستا! بعدنا میره.. بوسه فرشتس..
دوتا دخترای دوستم داشتن.. رفت

حالا البته نره هم خوبه ملوم میشه دختر کیه:)
نشان خانوادگی میشه

علامت مخصوص حاکم بزرگو اینا :))
پاسخ:
بوسه فرشته همون ماه گرفتگیه دیگه :-) 
انگار برای بعضیا میره برای بعضیا نه. واسه من که هست هنوز

:)))))) آرههههه
  • عسل نوی نو
  • سلام یاسی من  پس کله دخلت کمی مو به همراه پوست قرمز میبینم دخمل بزرگ منم داره وتا الا هم که 14 سالشه هنوز هست  تو هم هی قسمت قسمت  از دخملت رونمایی میکنی
















    پاسخ:
    آره دیگه ماه گرفتگیشه :-) منم عینشو دارم 
    آخی پس دختر تو هم داره. باحاله. یه جور نشونه است. دختر من یه چیزی هم رو دستش داره. رو ساعدش. مثل کبودیه  اولا فک کردم تو بیمارستان کبودش کردن اما وقتی محو نشد فهمیدم اونم نشونه است :-)
    :))))))) قسمت قسمت 
    عالی بود!
    وای خدا نگاش کننننن ^_^ عزیزدلمممم
     
    یاسی دوماه اول بیشتر مردا تو ی اتاق دیگه میخوابن:)) حتی خواهرمن و شوهرش ک خیلی هم لاو بودن :))))  بعدش برگشت ب تختش .. بابالنگ دراز توام برمیگرده زودی
    پاسخ:
    ^____^

    شاید من زیادی حساسم :-) 
  • مامان محمدامین
  • عزیزم نشونش رو ببین فدااااااااش....ببوس اون گردن خوشمزشوووووو.
    پسرمنم یک ماه گرفتگی تو کمرش داره قهوه ای تیره
    یاسی جان مردها فکر می کنند اگر بچه کنار همسرشون بخوابه هرد ونفر کمتر اذیت میشن.....باور کن بیشتر به فکر خودته....اقا یک چیز بگم دعوام نکنید.....پسرک من هنوز تو اتاق ما میخوابه وهر وقت اعتراض میکنم همسرم میگه بابا بی خیال تا کی مگه پیش ماست.بزار از بودن در کنارش لذت ببریم.بعد این میشه ما نصف شب کوچ می کنیم.
    پاسخ:
    الهییی :-) 
    آخی نازی ♥
    آره میدونم. ولی اهمیت نمیده که اینجوری برای خودمون دوتا بده.
    :)) بزار دعوات کنم خوب 
    برای خودش هم خوب نیس آخه. چقدر همسرت احساساتیه:-) 
    کوچ :-D 
  • مامان محمدامین
  • کلی خندیدم به اون گوشی وتوالت و....به این میگن مدیریت زمان.یاسی جان یک چند روز دیگه همچین المای جان کچل بشه حال کنی
    پاسخ:
    :)))) آره دیگه من رو توالت مسواکم میزنم. تا الان به غیر این دوتا کار دیگه ای نکردم ;-)
    جااان 
    دلم میخواد موهاشو ماشین کنم خوب درییاد
    نازنین من,چقدر همسر مهربونی داری.دستش درد نکنه.
    جمع سه نفره تون شاد عزیزم.
    ...
    دخترمو ببین,چه گیسوهایی

    پاسخ:
    آره واقعا مهربونه :-) 
    فدات عزیزدلم
    خودش بافت زده :)))
    عزیزم قربون اون موهای بلند ومشکی اش ...
    دختر منکه کچل بود اون اوایل .. فکر کن رو گوشش و گونه هاش مو داشت اما سرش کم مو بود .. اما الانه بهتر شده ...
    *
    من اول فکر کردم رد زر لبت هست که بوسش کردی بعد تو نظرات خوندم چیه ...
    راستی من یکاری کردم یک روز که قرار بود دخترم رو ببرم حموم رژ لب زدم دخترم لخت کردم و شکمش رو چند تا ماچ کردم  .. خیلی بانمک شد!!
    یادم باشه عکسش رو واست ایمیل کنم
    راستی خصوصی ات رو چک کن عزیزم
    پاسخ:
    ^____^
    ولی اونی که من دیدم الان ماشالا خیلی موهاش ناز شده ♥
    آخیییی الهی :-) آره حتمن. فرستادی بگو چون من ایمیلمو مرتب چک نمیکنم.
    خصوصی رو خوندم عزیزم
    چقدر عالی 
    خوش به حالت واقعا اعصاب و روانت اینجوری آرامش داره. آدم حس نمیکنه هیچ قانون و قاعده ای نداره.  والا من الان احساس میکنم هر کی هر کیه :))) شایدم دارم عجله میکنم. یکم بگذره بهتر میشه.

    آخه میدونی من کلا رو دو تا چیز تو خونه حساسم یکی خوردن منظم یکی خواب منظم. به نظرم همیشه بایدیک بار سفره انداخته بشه و همه سر سفره حاضر بشن و احترام قایل بشن. و اینکه هر کس سرجای خودش و به موقع و عین آدم بخوابه.
    http://uupload.ir/files/wf5j_img_۲۰۱۶۰۱۲۹_۱۷۵۳۰۹.jpg
    پاسخ:
    عکس قشنگیه :-)
    ولی متوجه نشدم، نکته ای داشت؟
    سلام یاسی جون،خوبی
    وای آقای همسایه،یعنی واقعن انقد سرو صداشون واضحه؟خاک به سرم،خیلی بد میشه که...
    اون چت کردن روی توالت فرنگی بسی حال میده...منم هر موقع دست به ابم طولانی میشه همسر صدا میزنه باز موبایل دستته؟؟؟
    دیگه اینکه اگه اون راهکارهای معمول و رایج برای بهبود رابطه زناشویی بین شما و همسرجان موثر نبوده،خب قطعن همسر و شما جان با نوع رایج همسران متفاوتید...خب همسرجان شما لم خودش رو داره پس...اما شما که خوب صبوری بلدی...
    دیگه اینکه خیلی خوبه از پیش خودش برات لباس راحتی خریده واقعن ادم دلش ضعف میره...
    اما خب هرچیزی جای خودشو داره...باز من همسرم از نظایر دیگه مشکل نداره و هرچی بخام برام میخره اما هیچ وقت بجز مناسبتهای خاص که اونم من بهش نخ میدم باسم از پیش خودش جایزه نمیخره...تو حالش نیس...بعدم میگه تو انقد تندتند خرید میکنی که به من فرصت نمیدی...اینم راس میگه،ایکون چشمک
    دیگه اینکه عزیزم پشت کله اشو ببین شبیه خود ندیده ته ها...ینی من ندیدمت...😆
    پاسخ:
    سلام عزیزم قربونت تو خوبی؟
    خیلی واضحه :/ ما کلا در جریان جزئیات قرار میگیریم :)) باورت میشه که اینا طبقه پایین ما هستن؟ صدا از پایین میاد بالا. یه وقتا نصفه شب یه وقتا صبحها :| بچه هاشون که رفتن مدرسه :)))
    بعد مرتیکه آواز سنتی میخونه :)))) اینش لج آدمو درمیاره :-D
    واااای عالی بود :-D شوهرت میفهمه موبایل دستته :)))
    آره عزیزم قضیه همون کتاب نخونده است که من هنوز نتونستم بفهمم لمش چیه :-(
    خیلی خیلی لذت بخش بود ♥ دیگه خودت زنی میدونی چه حالی میده
    :)))) خوب فرصت بده به بنده خدا 
    حالا من برعکسم انقدر نمیرم خرید که همسرم همیشه درحال اصرار کردنه که برو برا خودت لباس بخر مانتو بخر... نه که بد بپوشما، لباس کهنه و ضایع نمیپوشم. ولی خوب تو خط خرید و اینا نیستم اصلا.
    :))))) لابد شبیه خود فرض کرده امه ;-)
    من عاشق معنی این اسم شدم...
    یه افسانه ی شمالیه که میگن ریرا زنیه که باعث زیبایی چنگل های مازندران میشه.. و اینکه تو شعرای نیما یا سید علی صالحی و شاعرا کلا یه صدای اسطوره ای از درونه :)
    نوعی باران هم هست


    ولی خب یار ازش استفبال نکرد :| فک کن بهش گفتم" ریرا قشنگه؟ بگو اررررررررررره !" نوشت : زیرا؟ اره اره :)) نابود کرد اسمو !:)) یاد همسرت افتادم که گفت با دنیز یاد دنیزلی میافته-_-
    پاسخ:
    چه جالب من فکر میکردم جنوبیه.
    چه معنی قشنگی داره ♥♥ من همه ی شعرای سیدعلی صالحی رو دوست ندارم اما اونایی که خسرو شکیبایی دکلمه کرده عالین  اولین چیزهایی که منو با شعر و... آشنا کرد 14 سالم بود :-) اینه که هروقت میشنوم دلم میلرزه. ری را یه جور نماد عشق شده برام ^___^
    :)))) حالا مونده متوجه بشی که آقایون با چه قدرتی گند میزنن :-D زیرا؟ ؟؟؟ برادر من زیرا اسمه؟ شهید مدرس کودتا کرد؟ ؟؟؟ :-D 
    آرههههه دیدی چجوری دنیزو خراب کرد :/ من دوست داشتم آخه 
    این راه حل ها فیل رو از پا در میاره چه برسه به یه مررررررررررررد!
    گاهی مردها دوس دارن به خودشون ثابت کنن که :  نه من میتونم برخودم مسلط باشم.
    بذار خودشو ثابت کنه.
    بذار اقتدارشو نشونت بده.
    البته پیش داوری نشه شاید شما بهترین رفتارو باهاشون داشته باشید .
    ای خانوم شما که خودت استایی.
    پاسخ:
    :)))))) خداییش 
    اما همسر من حقیقتا با همه مردا متفاوته. 
    هر چی هست درگیریای خودش با خودشه لابد 
    ای بابا چه استادی :-) 
    با اجازه مامان یاسی خطاب به مامان محمد امین 

    بنده باز به عنوان بچه ای که تجربه کنار خانواده خوابیدن داشتم عرض میکنم نکنید مادر .. زشته به خدا :D  ممکنه شما که کوچ میکنین بچه بیدار بشه خوشبینانه ترین حالتش اینه که بترسه و سر و صدا کنه :D یه احتمالات دیگه ایم هست که کنجکاو بشه و .. تاثیرش خیلی بده به خدا :( 
    بوس برا آلمای خاله :**********
    پاسخ:
    خواهشمندم:-)
    موافقم منم. اصلا هر کی سرجای خودش بخوابه :-)  
    هوممم چه سخته بچه داری :/ 
    قربونت برم خاله :*****
  • وقایع نگار
  • همین که ته ِ تلخیا شیرینیه قشنگه 
    پاسخ:
    بله ^____^
    نفله این چرا پلکانی مو داره؟ماه گرفتگیه؟ بعدشم من خب راست گفتم خونتون کجه انگار کندو عسله حخخخخ همون اسمی که برا همسرت انتخاب کردم برازنده اشه خخخخ
    پاسخ:
    به خاطر اینکه موهاش شروع کرده به ریختن. آره اون سرخی ماه گرفتگیه. اگر نمیگی مبلتون کج بود از پس کله خودمم عکس برات بفرستم ببین منم دارم :-) این نشون آدمای خاصه :-D
    بابا خونه ما شگفت انگیز ترین مهندسو داره :-D مثلا مدل داده دیگه
    عزیزم تو روحت :)) 
    عزیزم نذار از همسرت دور بشی ولی خودت رو هم زیادی نباید به سمتش بری. من تجربم میگه که مردها تو نوزادی بچهها اسیب پذیر تر از زنها میشند زنها برای زایمان و ... مردها برای اینکه فکر میکنند همسرشون رو از دست دادند تو ضمیر ناخوداگاهشون هست . به نظرم باز هم دخترک رو تو تخت بخوابون یک ماه دیگه که تو دست و پا اومد و شبها کمتر بیدار شد همسرت هم برمیگرده سرجاش . یک دوستی دارم از اول بچگی واسه بچش اتاق و تخت جد اکرده از حدود سه ماهگی و خوب بچه تو اتاق و تخت خودش میخوابه اصلا هم مشکلی نداره . الان 1.8 ماهشه و قشنگ میره شیشه دستش میگیره بای با یمیکنه و میره میگیره تو تختش میخوابه  . خود من اینکار نکردم پسر 3.8 ساله من هنوز تو بغل مامان میخوابه این خیلی بده میدونم ولی از پای بست نکردم الانم سخت شده
    پاسخ:
    من واقعا این موضوع رو نمیدونستم که مردا بعد از تولد بچه یکمی به هم میریزن. 
    آره اعصابم که آروم شد دوباره گذاشتمش تو تختش. ای جااااانم ♥ منم دوست دارم اینطوری بره سرجا خودش
    اوهوم بعدا سخت میشه...
    البته نشدنی نیستا. الانم میتونی جداش کنی :-)
    ای جااااااانم عزیزم گردنشووووو.دو سه تا ماچ حسابی لطفا همراه با گاز.
    لباسات مبارک یاسی جان یه دفعه ای بودنش خیلی میچسبه.گوارای وجودت شادی های زندگیت عزیزم
    پاسخ:
    ^_______^ هنوز فقط گازش نگرفتممممم 
    ممنون گلم :*****
  • آقای سر به هوا ...
  • جمله اول پست ترکوندمون :))
    پاسخ:
    بله دیگه :)))))) اینم همسایه خجسته ما!

    ای جاااانم پس ِ کله رو خدا!

    من متوجه هر دو مورد شدم! بلکم سه تا ! :)

     

    لپاشو ببوس عوض ِ ما *:

     

    پاسخ:
    بااااریکلا دقت :-) 
    پس اون وزوزیای پشت سرشو دیدی ^__^  بافت آفریقایی زده بچم ;-)
    لابد این سن بچه ها رو یادت هس... کله شو میسابونه رو بالش :-)
    آدم  تو بیان نمی فهمه کامنتش ارسال شد یا نه!
    پاسخ:
    آره یه جایی مینویسه کامنت شما ارسال شد که باید دقت کند ببینید:-)
    خوشحالم بازم اینجایی :-)
  • عسل نوی نو
  • سلام یاسی جون خواهرزاده منم کبودی رو داره.چه جالب نکنه با هم فامیلیم.ولی از جدا خوابیدن من یکی خیلی بدم میاد خجالتم نمیکشم جیغ جیغی مینونم که بیا وببین
    پاسخ:
    سلام عزیزم
    ای جان :-) آرهههه لابد !!!
    :))))) ایول
  • محبوب حبیب
  • سلام یاسی جونم. 
    چقدر مدل شوهرت متفاوت و عجیبه. واقعا روشهای زنانه روش جوابگو نیست؟ 
    من تعجب می کنم. البته من خودمم روشهای این مدلی رو بلد نیستم و خیلی مردونه رفتار می کنم. منتها یه وقتایی که سعی کردم به روش زنانه یه خواسته ای رو از شوهرم بخوام، دیدم اینجوری انقدر حس خوبی داره. دلش میخواد حتما خواسته من هر چی باشه رو با شادی هر چه تمامتر از ته دلش انجام بده و تازه انگار اون از من ممنون باشه که خواسته داشتم. 

    راستی چه زلفای نازی داره آلما :) فکر نمی کردم بچه دو ماهه همچین زلفعلی باشه :دی 
    خدا حفظش کنه
    پاسخ:
    سلام عزیزم
    احتمالا از روشهای زنونه بدش نمیاد ولی وقتی نخواد خر بشه نمیشه خرش کرد :))) دیدی بعضی مردا زود اغفال میشن و بندو آب میدن؟ این اصلا توواین عوالم نیس. امروز که دختری حسابی میخندید گفتم هر چی قیافه اش به تو رفته اخلاقش مث مامانشه همش میخنده. گفت از کجا میدونی بچگیامم انقدر یبس بودم :-D
    آره محبوب جان مردا اکثرا دوست دارن که یه خواسته ای ازشون داشته باشی و بتونن برات یه کاری بکنن 
    آره دخترکم زلفاش زیاده :-)
    زلفعلی :-D
    ممنون عزیزم :*
    واقعا برام سوال شد که چطوری خودتو تاحالا کنترل کردی و گازش نگرفتی!!!!!!!!!!!!!!
    پاسخ:
    تحریکم نکن برم همین حالا گازش بگیرم ;-)
    ترتیب زنش رو داد اصطلاح جالبی نیست. رابطه یه فعالیت دو نفره هست.
    شوهر شما گاهی وقتا خیلی مهربونه و گاهی وقتا خیلی بد باهات حرف میزنه.
    شوهر من تاحالا هیچ وقت باهام بد حرف نزده ولی هیچ وقت خیلی مهربون نمیشه. به نظرت رفتار دمدمی بهتره یا خطی؟
    پاسخ:
    آره میدونم رابطه دونفره است.
    ولی اینجوری نوشتنم میومد! این یه جور طنزه. که اعتراض هم همراهش هست.
    اوهوم. 
    نمیدونم شاید خیلیا خطی رو ترجیح بدن شاید منم ترجیح میدادم؛ اگر همسرمو نداشتم :-) 
    چه جوجوی پشمالویی دارین! واقعا موهای بچه تو دو ماهگی انقد بلند میشه یا آلما موهاش پرپشته؟
    میدونی بنظرم هر رابطه ای توش پر از چیزاییه که برای بعضیا حسرته و برا بعضیا خاطره! برا بعضیام بلا به دور. مثلا من همیشه دلم میخواست یکی برام با سلیقه خودش لباس بخره، جدا از کادوهای مناسبتی. اما خب متاسفانه ادمای من همچین اخلاقی نداشتن/ندارن. و چیزی که تو وجودشون نیس رو نمیشه زورکی ایجاد کرد. یا مثلا برعکس تو من همیشه فکر میکنم باید زمان داد اما خیلی وقتا طرفم ناراحت میشه که چرا فراموشش کردم یا نادیده گرفته شده، بعد وقتی عکسشو انجام میدی اونم برعکس احتیاج به تنها بودن داره! نمیدونم کی گفته مردا پیچیده نیستن!
    پاسخ:
    ^___^  فک کنم جوجوی ما پشمالوئه! خیلی از نی‌نیا کچلن :))
    آره دیگه واسه همینه که باید آدمارو مجموعه‌ای از ویژگی‌ها دید. اگر تک بعدی نگاه کنیم همیشه یه چیزی هست که حسرتشو بخوریم. البته مورد دیده شده در مجموع هم چنگی به دل نمیزنه :))
    خیلی حال میده بی‌مناسبت  و باسلیقه‌ی خودش :))
    والا مردا خیلی وقتا انگار از ی کره دیگه اومدن!!
    یاسی جان از من میشنوی  بدو برو سریع گازش بگیر دو روز دیگه آلما بزرگ میشه نمیذاره هاااااااااااا بعد میگی چرا گازش نگرفتم!!!!!!!!!بدووووووو
    پاسخ:
    :)))))) جانمممم مگه دست خودشه! میخواست لپو نباشه :)
    هیچ کدوم از این مورد خوب نیست. خظی بودن هم خیلی بده ولی خوبیش اینه که توهین ظاهری نمیشنوم  اما شاید توهین باطنی باشه.
    پاسخ:
    نمیدونم شاید! 
    نظر منو بخوای، آدما، خطی یا سینوسی، اگر نقاط منفیشونو کمرنگتر ببینیم دوست‌داشتنی هستن
    مرسی از کمکت یاسی جانم:*
    پاسخ:
    قربون تو برم عزیزم :٭
    وای یاسی مردم بس که هر بار صفحه تو باز کردم این جمله اولتو خوندم و ناخودآگاه تصور کردم !!😉
    از آپ جدید خبری نیس؟؟



    فک کنم خیلی منو نمیشناسی اما من از بس چندساله مدام میخونمت خیلی باهات راحتم !😊
    پاسخ:
    :)))))))
    عزیزم فرصت نکردم بنویسم 
    مهمون داشتم 

    ای جانم چه خوب راحت باشی خوبه ;-) اینجا همه باید راحت باشن
    من اینجا کامنت گذاشته بودم بوخودا!
    پاسخ:
    بله :) من غیبت داشتم!
  • ღ یــــاس ღ
  • سلام یاسى عزیز

     

    عجب ماجراهایى رو از سر گذروندى!

    ان شاءالله لحظه هاى سه نفرتون سرشار از عشق و محبت باشه. ^-^

     

    یه ایمیل براى شما فرستادم لطفا چک کنید.

    پاسخ:
    سلام عزیزم 
    ممنون گلم :٭٭٭

    باشه عزیزم :)
  • نفر سیزدهم
  • همیشه میخونمت یاسی جان. ولی نمی‌دونم چرا موقع کامنت گذاشتن برات ناتوانم. انگار همه خوب‌ها را خودت گفتی. انگار چیزی نیست اضافه کنم. مرسی هستی مرسی مینویسی. مرسی دختر گلت!
    پاسخ:
    آخییییی ^____^ سلام چه خوب که بعد از اینهمه وقت خبری ازت شد 
    میدونم عزیزم منم خیلی وقتها حرفی ندارم:)
    عزیزدلمی :٭٭
    سر فرصت میام ببینم حالاکه با دوازده نفر اضافی برگشتی در چه حالی :))))

    نظر قبلی خصوصی بود:-)
    پاسخ:
    :) خونه که رفتمسر فرصت میام نظرات کارشناسانه‌مو ارائه میدم :)))
    نقاط منفی کم رنگ ببینیم درسته ولی اگه توهین بشنوم نمی تونم تحمل کنم.
    خطی بودن هم فکر کنم ویژگی شخصیتیشه و کاریش نمیشه کرد.
    پاسخ:
    من باهمسرم تو آرامش که بودیم صحبت کردم سر مسایل مربوط به آلما ؛  حساسیت‌ها و گیراش. بهش گفتم این کارت توهین به منه الان بیشتر خودشو کنترل میکنه. نمیدونم شاید گاهی صحبت منطقی تو آرامش کمک کننده باشه. 
    اون که صد در صد :)) ویژگی شخصیتی رو خیلی سخت میشه عوض کرد
  • محمدرضا عاشوری
  • like
    پاسخ:
    :)
    http://www.aparat.com/v/bBLAg
    پاسخ:
    ایجانممممم این دقیقا همون لالایی هست که من انتخاب کردم. البته برای آلما میزارم نمیخوابه !! بیشتر سرحال میشه :)))
     خودم عاشق این لالایی شدم ؛)
    http://www.aparat.com/v/KF30x
    پاسخ:
    ممنون :) قشنگ بود 
    وای سلاااااااااااااااام
    ایول یاسی جونم چقده مو داره بچه
     من چیزی نیافتم پشت سرش.

    پاسخ:
    سلام دختر تو کجایی پس 💜💜
    ^___^
    موهایی که به هم سابیده شده و بافت آفریقایی تشکیل داده و ماه گرفتگی که رنگش سرخه :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی