یاسی‌ترین

یاسی‌ترین

وقت شکفتن است

پنجشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۴، ۰۲:۵۹ ب.ظ

حال خاصی دارم. اصلا بد نیست. اما رکود و سکونش مرا گرفته. نمیدانم شاید این خاصیت انتظار باشد. انتظاری که هیچ نمیدانی کی قرار است تمام شود. هر لحظه و با هر تغییری فکر میکنی یعنی شروع شد؟! هرچند حالا و بعد از رفتن پیش ماما از چیزی نمیترسم و میدانم اتفاق بدی نمیوفتد. اما همین ماهیت هر آنی بودنش طور خاصیست؛ طوری که تا به حال تجربه‌اش نکرده بودم. هر بار که آن میشوم حداقل یک یا دو تا پیام دارم که خوبی؟ زاییدی؟ :)) میگویم نه از هفته دیگه میشه منتظر بود. بعد فردا باز هم میپرسند نزاییدی؟! خیلی بامزه است :)) نگا دختری! ببین همه منتظرتن :)

احتمال خیلی زیاد از اول ماه سرکار نمیروم. نه به خاطر اینکه نتوانم، چون باید کسی جایگزینم شود و قراردادشان از اول ماه است. دیشب به همسرم میگویم نمیدونم چرا از تصور اینکه دیگه نرم کتابخونه دلم هری میریزه! میگوید الهییی خوب عادت کرده بودی. میخوای از دو سالگی بزاریش مهد؟ گفتم اصصصصلا! هیچ‌وقت بچمو نمیزارم مهد. از چهار پنج سالگی میبرمش یکی دو تا کلاس که تو اجتماع رفتنو یاد بگیره. مثلا کلاس موسیقی. گفت شایدم مامانم بازنشست شد تا اون موقع تونستی بزاریش پیش اون. گفتم آره پیش خانواده‌هامون میزارم به مدت کم اونم. اضافه کردم پیش دایی و عموش ولی تنها نمیزارم. اصلا نباید بچه رو با یه مرد تنها گذاشت. اونایی که بچه‌بازن که نمیان جار بزنن من این مریضی رو دارم. آدم از کجا بدونه؟! میخندد و میگوید داداش خودت بچه‌بازه! میگویم حالا ببینا! دارم نکات تربیتی میگم نگفتم کسی مریضه :)

دیروز عصر رفته بودم سونوگرافی. نفر قبلی‌ام با شوهر و مادرش رفته بود داخل. سونویش غربالگری بود. همراهانش مدام سوال میکردند؛ آقای دکتر صورتش کدومه؟ دستش کو؟ پاش کجاست؟ مرد گفت آقای دکتر میشه انگشتاشو بشمارید؟ آخه من خودم شش انگشتیم! دکتر گفت این یه دستشه... اون یکی زیر سرشه فعلا. بعد من فکر میکردم به فرض که فهمیدی بچت شش انگشتیه! چی کار میکنی؟ ینی راه حل داره؟ مثلا یه آمپول میزنن انگشت ششم محو میشه؟! صدای قلب نی‌نی‌شان را که شنیدم بغضم شد... نمیدانم چرا یاد زن‌هایی افتادم که منتظر بچه‌اند. در دل گفتم خدایا! شنیدن این شیرین‌ترین صدای دنیا را از هیچ زن منتظری دریغ نکن... دکتر گفت این کبدش این مثانه‌اش، این قلبش. هیچ‌کدومم شش انگشتی نیستن! کارشان تمام شد و داشتند میرفتند و من چشمم دنبال دست‌های مرد بود تا انگشت ششم را پیدا کنم که موفق نشدم!

تا خوابیدم دکتر گفت وزن‌گیری داشتی اخیرا؟ گفتم نه، وزن اضافه نکردم. چطور؟ مگه بچه کم‌وزنه؟ گفت خوب خانم انتظار داری بچه از چی تغذیه کنه؟!!! گفتم کم‌وزنه؟ گفت حالا صبر کن! بزار ببینم. بعد که وزنش را توی نامه نوشت سه کیلو و صد گرم، دلم میخواست گلویش را ببرم که بیخودی توی دل زن باردار را خالی میکند. اصلا اندازه نگرفته مگه مرض داره حرف مفت میزنه؟! دخترک تپلوی خودم همین حالا سه کیلو و صد گرم است چه برسد به موقع تولدش. همه‌چیزش هم عادیست. میزان مایع آمنیون. موقعیت جفت، همه چیز طبیعی و نرمال است. و ما در هفته سی‌و‌هفتم قرار داریم!

بعد از این که مراتب را به بابایی اطلاع دادیم و ایشون کلی از وزن دخترک تپلمان ذوق کرد، نگاهی به آسمان و به آن هوای بی‌نظیر کردم و گفتم باید تو این هوا راه رفت! کلی پیاده رفتم. برای بابایی جوراب خریدم، برای خودم لباس‌زیر مخصوص شیردهی و برای وسایل کوچک آلما خانم، مثل ناخن‌گیر و برس و... سبدی کوچک :) شب که همسرم خریدهایم را دید با ذوق گفت بیا بریم وسایلشو بزاریم تو سبدش! بعد نگاهی به قفسه‌های کمد کرد و گفت فکر کن... چند سال دیگه اینجا کتابای مدرسه‌شو میزاره... از نگاهش شوق میبارید. گفت شایدم قبل‌ترش یه روز بیای ببینی داره از قفسه‌ها میره بالا دستش به وسایل و اسباب‌بازیای بالا برسه! گفتم الهی بگردمش. هرچی که مناسب سنش بود میخرم که چیزی نباشه که بزاریم اون بالا و نخوایم دستش برسه. اگرم کسی خرید و مناسبش نبود قایم میکنم یه جای دیگه. باقیشو میزارم جلو دستش. همسرم با تحسین نگاهم میکرد. گفتم انقدر دوست دارم دخترم خنگولی باشه! همسرم اینطور نگاهم کرد ؟!؟!؟!!! گفتم اگر تو اعتماد به نفسش تاثیر نداشت اصلا دوست داشتم هی بهش بگم خنگ خودم! بازهم نگاهم کرد! گفتم ینی از این نی‌نی تف‌تفوها! از اینا که خیلی آروم و ژله‌ای هستن! بعدم دوست دارم تو دنیای بچگی خودش باشه. مثلا ندونه لوازم آرایش چیه. گفت خوب بدونه چیه ولی بهش ندی. گفتم یه درصد فک کن بهش دسترسی پیدا نکنه! یه روز میای میبینی یه رژو روی همه در و دیوارا و تلوزیون و سر و هیکل خودش خالی کرده داره مظلومانه نگاه میکنه! گفت عب نداره به کتابای من دست نزنه! هرکار خواست بکنه! گفتم زهی خیال باطل :))) اصلا چه کاریه؟ مجبورم جلوش آرایش کنم؟ اصلا نمیزارم ببینه تا بخواد امتحان کنه. دوست ندارم دخترم زود زن بشه. مثل بچگی‌های خودم دوست دارم پاک و دست‌نخورده باشه. من واقعا تو عالم خودم زندگی میکردم. دنیایی که توش فقط عروسک و دامن و جوراب توری و کارتون و مداد رنگی بود. چند وقت پیش ویدیویی دیده بودم که دختر کوچولویی میگفت میخوام با فلانی ازدواج کنم و... چند وقت پیش ویدیوی جدیدش را دیدم که توی ماشین نشسته و با ادا و اطوار با آهنگی که پخش میشود همراهی میکند. یا ابرفرز! ثانیه‌ای نمیتوانم همچین چیزی را تحمل کنم. البته بچه که گناهی ندارد؛ مادری که فرشته کوچولویی را اینطور شبیه زن‌های ناجور بزرگ میکند مقصر است. اطوارش درست شبیه... 

این روزها خیلی این جمله را میشنوم که موقع زایمانت دعام کن. دیروز خانم فروشنده هم این را گفت. فکر کردم اسامی را یادداشت کنم تا یادم نرود. من که خودم را مستجاب‌الدعوه نمیدانم! اما یادم باشد به قولی که دادم عمل کنم. 

تکان‌های جوجویی فرق کرده‌. مثل قبل محکم نیست و تکانم نمیدهد. نرم و آرام است. مادرهمسرم میگوید طبیعیست. به خاطر بزرگ شدنش و این که جایش تنگ شده. همسرم میگوید آخه اون زندگی جنینی تنگ و تار که برعکست کردن چی داره که میگن آدم دوست داره به آرامش رحمی برگرده؟ بچه دنیا بیاد انقدر برعکس آویزون بوده میگه به جان خودم اعتراف میکنم! ولم کنین! میگویم الهی بمیرم برا بچم!

دختر کوچولو! خسته شدی مادر؟ یکم دیگه تپل بشی میای بغل خودم :) گردالی مامان! لپ لپی من! تفی خنگول من! کله شلغمی :))

انقدر این روزها شلغم خورده‌ام که تصور میکنم کله نی‌نی مثل شلغم گرد و بزرگیست با لپ‌های بنفش و لبخندی بزرگ :)

سبد وسایل آلما و نمونه یک خنگول!





  • یاسی ترین

نظرات (۵۹)

تف تفوی خنگ!!! خیلی خنده دار بود یاسی
دیدی برای بعضی بچه ها ادا اطوار درمیاری، نگاه عاقل اندر سفیه بهت میکنن؟!! خیلی باحالن! هار هار هار

الهی که با سلامتی زایمان کنی عزیزم...


پاسخ:
:)))))
واای آره :-D ینی عالین اونا

فدات شم سیمین گلم :**

سلام یاسی.. درست از اون موقع که باردار شدی میخونمت..نوشته هاتو دوس دارم ..ویه آارامش عجیب بهبم میده..احساس میکنم خیلی شبیه هم هستیم...یاسی جان ایشاالله ایشالله ایشالله به سلامتی فارغ میشی و گلابتونه عزیزتو توو آغوش میگیری..چیزی نمونده دیگه مامانه مهربون

...........

برای منم دعا کن گل دختر موقع زایمان..سخت محتاجم ..سخت...آرامش زندگیم رفته.......

پاسخ:
سلام عزیزم :-) خوشحالم از آشناییت دوست من 
ای جانم 
ممنون عزیزم ♥ ♥ ♥

چشم
الهی گره از کارت واشه 
آرامشت برگرده
الهی آمین
عزیزم....پسمر منم از این سبدا داره...با دو تا گل آبی ساتن روش...از اون برس ها هم آبی شو داره...عجقم...نینی منم سه کیلو و صدوهشتاد بود هفته سی و هشتم که به دنیا اومد...
عزیزم...همش یاد خودم میافتم...
پاسخ:
جانم ♥♥♥♥
چه خوبه شما مامانا از تجربه هاتون میگین. از خاطره ها... از چیزای مشابه... ممنون :-)

پس همین الانم دختری دنیا بیاد مشکلی نداره
بزنم با آجر تو کله اون دکتر عشک! رگ ترکی مارو میارن بالا!
حالا واقعن هنوز نزاییدی ؟ :-)
اون دختر بچه بیچاره... مامانش به اینکه جنده فنچولک( دوست مامان جنا تو سریال بی دست و پا میگه :)   ) تربیت کرده افتخارم میکنه هی سریال میده بیرون! 


 فک کن من از الان تو فکرم نی نیت دندون دربیاره :-) وااای از نی نی تفی خوشم میاد ولی به این شرط که تفش روی من نریزه :-) 
یاسی بچه میخواد با داییش بره شهربازی مثلا چه جوری  میخوای نذاری که عمو و دایی هم ناراحت نشه ؟ 
وای چن سال پیش وبلاگ یه پسره میرفتم که تو بچگی عموش آزارش داده بود ما هم تو فامیلمون یه دونه اینجوری داشتیم که البته الان فوت شده ولی اون پسر همسایشون ناتو از آب دراومده بود :((

پاسخ:
مریممممم :)))))))))) نه والا فک کنم نی‌نی ما میخواد رکورد چهل هفته بزنه!

واقعا بیچاره است از نظر من :/ شاید از نظر خیلیا هنرمند باشه. راستی تو پرانتز از این حرفای شایعه‌ای بگم :)) میگن این نوه یا نتیجه‌ی فردینه. شاید واسه همین مامانش دوست داره بچه رو آرتیست بزرگ کنه!

داداشم این ویدیو دومی رو فرستاده برام نوشته watch this mini whore
:))



وای خدا دندوناش ^__^
بغلش کنی میریزه :)

نمییییییییییدونم :/
دلم میخواد بگم نره! ولی نمیدونم این میزان از حساسیت درسته یا نه.
خیلی بده :(( همه‌ی زندگی یه آدمو تحت تاثیر قرار میده. روانشناس بودن این بدیا رو هم داره. آدم از بس اینا رو شنیده ناخودآگاه میخواد همه خطرات رو کنترل کنه. نمیدونم شایدم تا حدیش خوبه
چه نور است این چه تاب است این 
چه ماه و آفتاب است این
مگر آن یار خلوت‌جو ز کوه و غار می‌اید؟
+سراج میخونه. 

+بچه با هیشکی نباید تنها باشه. این روزا همه مریضند. همه الودگیست این ایام :/
ولی جدا خیلیا به این نکته های کوچیک توجه نمیکنند

+این عکسه خیـــــــــــــــــلی خنگوله

پاسخ:
آخی :) 3>


آره واقعا... آدم چه میدونه هرکس خود واقعیش چیه؟!
خیلیا به خیلی چیزا توجه نمیکنن :/


خنگگگگگگگگگگگگ :))
اشکمو دراوردی دختر
عالی بود
خیلی برات خوشخالم
مادرمهربونمون, حضرت زهرا سلام الله علیها دعاگوت باشه عزیزاسمونی
پاسخ:
ای جانم :)
فدات عزیزم 3>

ممنون گلم :**
یعنی تا این آلمای لپ گلی از وزن ما کاسته میشه بیست کیلو اینقدر براش ضعف کردیم! 
یاسی اون برس نرمولی برای کجاشه؟:))


من بچه بودم عمل اپاندیس داشتم شبش یه خانومی اتاق کناری بود قرار بود سزارین کنه. بعد هی میگفت اگه شیش انگشتی بشه اگه شیش انگشتی بشه! عاغا فرداش خبر رسید بچش شیش انگشتی بود:/ 
من فرداش رفتم نی نی رو دیدم. الهی گوشه ی دستش یه بخیه کوچولو داشت دکترا بریده بودنش ..


عزیزمممممممممممممم نینی تپلی! من سه و پونصد بودم فک کنم یاسی ... :)) 

پس اومدنش نزدیکه وای عزیزمممممممممممم ... تو فصل سرما اومدنش..



بچه های فصل سرما♥ :)) من مهر که به دنیا اومدم بابا مامانم از ترس سرماخرودگی اصن بیرون نبردنم جز واسه واکسن و اینا تاااااااااااااااا نزدیک عید...
بعد واسه خرید عید رفتیم^_^ البته من یادم نیست اما بابام تعریف میکنه مثه گیج و ماتا از بس آدم ندیده بودم ایشکلی بودم همش  o_O 


:)))))))))))))))))))

امروز صبح  آهنگ مارتیک گذاشته بود " آهوی پرکرشمه " منم با یه حسرتی گفتم چه اسم قشنگی ..یکی از بچه ها اسمش آهوئه ^_^

بابام:  خب که چی ؟ اسم حیوون..خر و الاغم هستاا :|
یعنی تخصص داره در زدن تو حالم :))


گفتم با نی نی بخندیم :))
  


حط اخر نیش را تا آخر گشود اصن عالی بود... :)) با لپ های بنفش و لبخند بزرگ :))
پاسخ:
کاهش وزن تضمینی :))))))))))
آخیییییی نرمولی ^__^ واسه موهای نوزادیشه :) 


به خانمه الهام شده بود آیا :))
جانممم :((((( عزیزکم... مگه میشه انگشته رو برید واییییی 


تپللللللللللل :)) به نظرم سه و نیم و این حدودا بچه دیگه رسمن تپله :)
ای جااااااااااانممممممممممم نی‌نی مبهوت :)
فک کنم دختر منم بقچه بشه تا عید بازش کنیم :)

:))))))))) کلا این یکی از ویژگی‌های پدر بودنه ظاهرا!!!


تصور کنننن! لپ بنفش... بی دندون!

یاسی اون آبیه چیه :دی
پاسخ:
فین‌گیر :)))))))

اگر نی‌نی فینش زیاد بشه و جلوی تنفسشو بگیره با اون وسیله میکشن بیرون تا راحت شه.
یه آبی دیگه هم هست که تو قابه. اون مسواک انگشتیه ^__^ از قبل از دندون درآوردن لثه‌هاشو مسواک میزنیم :)
  • ღ یــــاس ღ
  • سلام یاسى عزیز.

    ان شاءالله به سلامتى شکوفه سیب شما به دنیا میاد.

    زندگیتون سرشار از احساس هاى دوست داشتنى و قشنگ :)

    پاسخ:
    سلام گلم 
    ممنون عزیزم :)
    :*******
  • مامان محمدامین
  • عزیزمی سبدشو......قربونش برمممممممم
    خوش بحالت که بعد از تولدش میتونی تا چهارسال حداقل نری سر کار...رویای کودکیم این بود که شاغل باشم ومعلم...اما الان هر لحظه که یادم می افته کودک چهار ماهه ام رو به اجبار رها کردم ورفتم دلم از خودم میگیره...اون روزها هم نیاز داشتم هم عقلم کار نمی کرد.ولی الان اصلا از خودم راضی نیستم روزهایی که باید در کنارش میبودم رو  غافلگیرانه از دست دادم....
    انشاالله  این دوهفته هم بخیر میگذره.یاد خودم وهمسرم افتادیم از نود روز قبل شمارش معکوس....
    پاسخ:
    ای جانم :)
    عزیزدلممم خودتو سرزنش نکن. بعضی‌ها شرایط زندگیشون ایجاب میکنه و این اصلا تقصیر تو نیست.
    خوش به حال پسرت که مامان به این دلسوزی داره این مهمه :)

    ممنون ایشالا...

    الهی از نود روز شمردید 3>
    هعی هعی هعی یه توووووومار نوشتم دو سه ساعت پیش پرید!!! یهو وبلاگت ارور داد کلا باز نمیشد!
    دوباره مینویسیم:))))


    نگا نگا دختر تو خجالت نمیکشی بچه خواهر خودت خنگ باشه ها یعنی چی بچه خواهر من باید خیلی هم ....

    ببخشیدا ولی منم دوس ندارم باهوش باشه همون خنگ رو ترجیح میدن البته ببخشیدا:-D


    یاسییییی چرا حرف بزرگ ترتو گوش نمیدی هنوزم سرکار میری؟! چه قدر دوستدارم یه کتک مفصل از من نوش جان کنی:_


    اون دکتره رو بزنمش له بشه:_ 

    موافقم بدم میاد از این بچه هایی که بچه نیستن !

    در زمینه خرید در خور سن بچه و مهد کودک و اینا نیز کااااااملا موافقم خعلی هم مایه افتخار مایید با این طرز فکر عالی


    صبور باش دخترم دخترت به زودی میپرد بغلت 
    نمیخواد اسم منو تو لیستت بنویسی اون وسطا کی یاد صخره اس اخه!
    دعا کن برا خوشبختی دخترت:)))))

    :-D دامادمونو نگا ! سمت کتابای من نره :)))) 

    شش انگشتی=:_


    شااااااااد و سلامت باااااشید عشقتون پاااااایدار



    {هر چی زور زدم مثل اولش نشد رسیدم خونه خستیگم در رفت با چه ذوقی کامنت نوشتما هعی روژگال:-(}
    پاسخ:
    اییییی چه بد :/
    باز به همت تو دوباره مینویسی دمت گرم. من باشم کلا میرم هفته بعد میام :)))


    ببین خودتم میگی خنگولی بهتره ^__^

    آخه عزیز من، آیا سرکار من، سر مزرعه است؟ آیا بیل میزنم و سیب‌زمینی از زیر خاک درمیارم؟؟ خوب نشستم پشت میزم. جای اینکه بکپم تو خونه 

    دکتره تو باقالیاس! قیافه‌اش آخر خنده است. منم حالا که اینجور شد کاملا بدجنسانه تو دلم بهش میخندم و مسخره‌اش میکنم :))
     فدای شما :)
    ای جووونم شما که یادمی :)
    الهییی یادم نبود واسه خود دخترکم دعا کنم!

    بابا اون انقدر به کتاباش حساسه. مثلا من یکیشو بردارم بخونم و لاش خودکار بزارم میگه خراب شد یه کاغذ نازک بزار!

    قربونت عزیزم 3>

    تو روح نت :/
    سلام یاسی جون
    نمیدونم منو یادته یا نه بعد مدت ها اومدم پیدات کردم خیلی خوشحال شدم منم منتظر یه دخملیم.  دخترا عشقن عشق. انشالله راحت و عالی به دنیا بیاد
    پاسخ:
    سلام عزیزم :) اسمت که یادمه :)

    ای جانممم یه مامان دیگه :*
    الهی به سلامت و عافیت 3>

    خدا خدا بوس واسه دخمل عسلت :***********

    ممنون گلم
    واااای یاسی چقد خندیدم از این تصویرسازیات.میدونی بعدا هم که دندون در میاره آلما از این دندونیا  میبره داخل دهنش آب دهنش راه میفته خیلی جیگر میشه من عاشق بوی دندونی هستم.ایشالا بعدها که رسید به اون زمان عکس دندونیشم بذار از الان قول میگیرم.خخخخ
    پاسخ:
    :)))))))
    ای جان جانم :**

    حتمن :)

    کمرت چطوره عزیزدلم؟
    یاسی نازنینم ....
    پاسخ:
    آوای گلم 
    مهربونم :**********
    ای جان ...
    شکل شلغم بشه خیلی ناز میشه ... لپاش بنفش میشه 
    ای جونم :****
    من وقتی به دنیا اومدم سه کیلو و سیصد بودم
    یک عدد گرد ِ‌چین چین :)))))
    پاسخ:
    :))) آوووره 

    الهیییی عزیزکم ^__^ گرد چین‌چین :)
    منم یک نی‌نی سه و هشتصدی بودم! داداشم چهار و نیم :))))))))))))) خو الانم پهلوونیه واسه خودش. بهش میگم گوریل :))
    نظرم کو؟!=-O
    پاسخ:
    در لیست نظرات تایید نشده!
    رفیق صخی، دیروز کلا حس و حال نداشتم... 

    عین این چپیا میگم رفیق خودم خندم گرفت :)))))))))
  • آقای سر به هوا ...
  • من هم با مهد موافق نیستم ! احساس میکنم بچه باید مدام نزدیک حرارت پدر و مادر باشه ...
    پاسخ:
    اوهوم.
    تاثیراتش جبران ناپذیره :/
  • وقایع نگار
  • عزیزم :*
    من دوست دارم داستان های بعد تولدُ بخونم :))

    پاسخ:
    الهی :)
    3>
    چرا نیستی ؟زاییدی؟:)) (اشاره به پست)

    پاسخ:
    یاس :)))))))))))
  • مامان حسنا و طاها
  • سلام یاسی جان
    آرزو می کنم که زایمان راحتی داشته باشی و انشاالله مادر و دختر به سلامتی از هم جدا شید( این اصطلاح رو از مادر همسرم که کرمونیه یاد گرفتم :-D).
    پاسخ:
    سلام عزیزم 
    ممنون دوست خوبم :**

    ای جانم چه بامزه :))
    مرسی گلم 
    سلااااااام یاسی عزیزم
    خوبی خانوم؟انگار این چنوقته ک من نبودم همه چی زود زود پیش رفته هنوز باورم نمیشه نینی هفته دیگه ب دنیا میاد  دلم بمیخاد ببینمش ببوسمش
    وووووووووووی اینام چقد خوشگلن الهی مبارکش باشه
    و حالا یه خبر خوب!!
    من ازدواج کردم و الان خداروشکر دو ماهه سرزندگیمم
    همه چی خوبه.یاسی زندگی متاهلی چقدر ب آدم آرامش میده من توی مجردی خیلی اجتماعی بودم اما الان دوس دارم همه چی رو با همسرم باشم اصلا با هیچکدوم از دوستام دیگه رابطه ندارم فک کنم خیلی بی جنبه ام نه؟؟!!
    راستی یاسی جونم یه سوره هایی هست واسه زایمان آسون اگه تونستی بخونشون.
    یاسی میشه منم توی لیست بذاری برام دعا کنی خوشبخت باشم
    انشاالله آلما کوچولو میوه ی دل خودت و بابایی ب سلامتی بدنیا بیاد.آمین
    پاسخ:
    سلاااااام عزیزدلم ♥
    ممنون دوست خوبم :-)
    مباااارکه عروس خانوم الهی به خیری و شادی و سلامتی خیلی خوشحالم برات پروانه جانم :-) بگو پس خانم کجا بودن :)))) 
    ایشالا همیشه سرت گرم زندگیت باشه :) دلت قرص باشه...
    آره زندگی متاهلی که آرامش داشته باشه واقعا نعمتیه 

    ممنون عزیزم 
    چشم 
    مرسی گلم :****
    ای واااای واااای واااای خاله دورش بگردهههه وسایلشووووووو 
    قربون لپای بفنش توپیش 
    تپلیه چلوندنیه خاله
    اخه ابجی یاسی یه مشکلی که هس هرجیم بخوای بچه رو پاک بزرگ کنی هم سنو سالاش و اجتما نمیذاره خصوصا دوستاش که کلا خیلی خطری ان..واقعا نمیدونم باید چیکار کرد
    پاسخ:
    :-) ♥ ♥ ♥ ♥
    ای جانم 

    آره عزیزم. متاسفانه اینطوریه :/
    الهی که با خوشی و راحتی آلما خانم به دنیا بیاد.
    ولی راستش غصه م گرفته بعد دنیا اومدن آلما وقت نمی کنید بیاید و بنویسید.

    پاسخ:
    ممنون عزیزم.
    مرسی :-) 
    ای جانم. منم غصه ام میشه نتونم بنویسم! امیدوارم وقت بشه :-)
    انشالا به سلام میاد...
    برای منم دعا کن که این لحظه رو تجربه کنم
    پاسخ:
    ممنون عزیزم :)
    چشم
    ایشالا :********
    سلام یاسی جونم
    خیلییی احساساتت لطیف و قشنگه. قدر خودتو بدون :)
    ان شاالله به سلامتی و از همه نظر عالی زایمان کنی مامان یاسی 
    دخملتو که برای بار اول دیدی سلام همه ی خاله های این وبلاگ رو با یه بوس بهش ابلاغ کن :)
    آره منم معتقدم دعای مادر در اون لحظات برآورده میشه.
    منم دعا کن خواهری...
    پاسخ:
    سلام عزیز دل :) حالت خوبه؟ 
    ممنون گلم
    مرسی عزیزم
    ای جانمممم :)) 3>
    چشم...
  • نسترن قدیم
  • لبخند و لبخند و لبخند .. :) 
    پاسخ:
    ای جاااان :)))
    عزیزممم مبارکش باشه،
    مردممم از خندههه،به حان خودم اعتراف میکنم...
    یاسی لیمو شیرین وپرتغال وکاهو رو ازشون غافل نشو ان شالله دخملی زردی نگیره،دکترم بهم پیشنهاد داده بود وواقعا آترین زردیش از ٦ بالا نرفت،

    راستیییی منو دعای ویژه کن لطفا🙈
    پاسخ:
    ممنون کمند جونم :*******
    :)) طفلی بچم 
    عه چه جالب اینایی که گفتیو هر روز دارم خیلی میخورم! ممنون 

    چشمممممم 
  • نسترن قدیم
  • هی با خودم کلنجار رفتم برای طلب دعا و توی کامنت قبل تونستم به خودم غلبه کنم اما وقتی نشستم پای کارهای پایان نامه و باز ترس برم داشت با شرمندگی اومدم بگم مامان یاسی لطفا برای نسترن هم دعا کنید .. :) برای به نتیجه رسیدن پایان نامه اش و برای خوشبختیش با یارش .. برای حل شدن مشکلاتشون .. :) 

    خوشبختی سه نفرتون همیشگی بانو .. :)
    پاسخ:
    آخییی عزیزم 
    چشمممممممم

    ایشالا به خیری میگذره. خبرای خوب برامون مینویسی. درست تموم میشه عروس میشی ^__^
    سلام یاسی جان زایمان اول که طبیعی باشه معمولا طول میکشه نگران نباش 
    راستش خیلی خوبه که دیگه سر کار نمیری و پیش دخترت هستی من دو سه سال قبل امتحان دادم قبول شدم و مراحلشو طی کردم ولی هی امروز و فردا میکردن و از استخدام خبری نبود ما هم بیخیال شدیم از شانس من و دخترم تو ماه هفت بارداری خبر دادن بیاین سر کار دو ماه رفتیم الان هم تا اسفند مرخصی زایمانم ولی بعدش باید برم دلم میخواد نرم ولی خیلی واسه این استخدام زحمت کشیدم و حرص خوردم شغل دولتی با حقوق خوب و جایگاه عالی حیفم میاد واسه اینده دخترمم خوبه ولی حس مادرانه ام غالبه باید بچه رو به مامانم بدم بعضی وقتا که یادم میاد باید برم بغض میکنم طاقت دوریشو ندارم 
    دختر من الان پنج ماهشه از الان خیلی لوسه خیلی حرکاتش دخترونه و لوسه دخترا خیلی جیگر و دلبرن خیلی ان شاء الله دنیا بیاد به سلامتی خودت حس میکنی مخصوصا که توهم مثل من خواهر نداری دختر خیلی خوبه 
    پاسخ:
    سلام عزیزم 
    ممنون دلگرمی میدین :)


    خوبه که مامانت هست. خیلی بهتر از مهد کودکه. درسته شرایط ایده‌آل اینه که پیش خودت باشه. اما وقتی مجبوری... شکر خدا مامانت هست نمیدونی چه فرق زیادی داره :)

    اما کاملا درکت میکنم. این که سختته...

    شغل خوب و دولتی هم بالاخره آدم سختشه ازش بگذره.

    جوووونم به نی‌نی کوچولوی نازت :**********
    نازی 3>
    خوبم عزیزدلم بهتر شدم یه کم.یاسی به نظرم بچه قشنگیش به پاک بودنشه.ولی اونقدر هم دور نباشه از جامعه و مسائلش که وقتی واردش شد خدایی نکرده آسیب ببینه.یعنی آگاه باشه کاملا.من خودم که فوق العاده آگاه بودم نسبت به هم سن و سالام اما بازم وقتی رفتم خوابگاه و دانشگاه خودم ضربه ای نخوردم اما از آلودگی آدمای اطرافم افسردگی گرفته بودم یه ترم.تا بعد عادت کردم البته عادت کردن به بدی های جامعه هم خوب نیست.
    پاسخ:
    خدا روشکر
    ایشالا سلامتی کامل

    کم‌کم آشنا میشه :)
    آروم آروم... 

    حرفت درسته 

    با توجه به سنش میشه آشناش کرد
    آره یاسی بچه رو تنها نذاری خیلی بهتره این مسائل تو بزرگسالی واقعا جبران ناپذیره.از لحاظ روحی نمیتونه اعتماد کنه به کسی از لحاظ جنسی هم میترسه از نزدیک شدن به جنس مخالف و بعدا ریشه یابی و درمان کردنش خیلی سخته...
    ایشالا که هیچ وقت برای هیچ کودکی این مسائل پیش نیاد.
    پاسخ:
    ایشالا....
    خیلی تلخه :(
    منتظرم نی نیت به دنیا بیاد یاسی جون.من قبلا وبلاگ داشتم .مینویسم تا یادم بمونه این روزامو.وقتی بلاگفا مشکلدار شد و وبلاگم حذف دوباره ثبتش نکردم. منم الان باردارم. راستی یاسی من وقتی به دنیا اومدم ۴.۵بودم.پس من زیلدی تپل بودم به نظرت؟ !  ایشالله سالم و سلامت باشید مادر و دختر.
    پاسخ:
    یه چیزایی یادمه! مخصوصا که اسمت اینجوری بود ...
    :-) 
    اگر دوباره جایی نوشتی خبرم کن
    به سلامتی ♥♥♥ چن وقته؟ ایشالا به خوبی این دوره رو بگذرونی
    ای جووووونم چه تپلی بودی ^__^
    ممنون گلم :*
    قوربونت برم :-*:-*:-*مامان یاسی عزیز:-*چقدر من و خلاجت زده نمودین با تعریف ها تون آخههه..:)
    مراقب خودت باش:-*
    الهی من قوربونش برم:-*با اون سبد خوشملش:-*
    خداجون مراقب خانواده فعلا سه نفره ی یاسی جونم باش:-*
     فدا مدا:-*:-*:-*سینه سرخم:-*

    پاسخ:
    خدا نکنه عزیزم :-) ♥
    فدات شم :*****

    عزیزی خیلی خیلی ♥♥♥♥
    سلام.یاسی عزیز من مدت کمی هست که با وبلاگت اشنا شدم، انشاالله که به سلامتی زایمان کنی و زایمان راحتی داشته باشی و دختر نازت صحیح و سلامت بیاد تو آغوش تون. منم یه دختر یک سال و نیمه دارم. موقع زایمان خیلی دعام کن خیلی ،مشکل روحی پیدا کردم.بوس برای نی نی ناز توپولو
    پاسخ:
    سلام عزیزم خوشحالم از آشناییت :-)
    ممنون گلم 
    ای جانم خدا حفظش کنه فرشته کوچولو تو ♥♥♥♥
    چشم حتمن
    ایشالا که مشکلت حل میشه 
    :***
    یاسی مگه زاییدن چقدر طول میکشه اینهمه دعا :دی من روم نمیشه بگم دعا کن... فقط لذت ببر و از خدا واسه دخترت چیزای خوب خوب بخواه برای من :)
    پاسخ:
    دعا که کاری نداره یه لحظه اسم طرفو میاری خدا خودش در جریان قرار داره :)))) هرچند واقعا میگم خودمو در حدی نمیدونم... اما خوب قول بدم عمل میکنم :-)  
    عزیزدلممممم :**** ♥ چشم 

    واسه دخترت برای من :))))
    منظورم این بود که از طرف من :))))))))))))))))) عزیزم:*
    پاسخ:
    جانممممم ♥♥♥♥♥
    من تازه ۲ماهمه یاسی
    پاسخ:
    ای جوووونم یه جوجوی یه ذره‌ای ^__^ به سلامتی ایشالا 
    عزیزم برات خیلی دعامی کنم به سلامتی زایمان خوبی داشته باشی ایشالله که همه چی به خوبی پیش بره گلم. مواظب خودت باش.
    پاسخ:
    ممنون دوست گلم :***********
    قربونت :)
    سلام یاسی جون خداروهزاران بار شکر میکنم که شادی و وقت شکفتن... وقتی شکفت تازه میبینی که خودت و همسرت هم می شکفین مطمئن باش مثل گل نوشکفته تازه و زیبا میشین خودتون روحتون ... عزیزم میخواستم بگم حتمااااا حتمااااا حتماااا سی دی تعلیم و تربیت "صفر تا سه سالگی دکتر هلاکویی" بخر از شهر کتاب یا کلا کتابفروشیهای معروف، فوق العاده مفیده که گوش بدی و واسه همسرت هم نکاتش بگی من که بینهایت استفاده کردم. سخنرانی های دکتر مجد با عنوان روانشناسی رشد (از شماره ١-١٠) هم میتونی از یوتیوب دانلود و گوش کنی هرچند من خیلی از اون استفاده نکردم ! ولی کلام مقتدر و علمی و درست دکتر هلاکویی فوق العاده عالیه عزیزم. امیدوارم تو هم استفاده کنی. 
    پاسخ:
    سلام عزیزم 
    ای جانمممم ♥ ♥ ♥ ممنون از این همه حس قشنگ :***
    مرسی گلم از راهنماییت :-)
    راستی یاسی جون واسه بچه ناخن گیر خیلی مناسب نیست یک قیچی ها هست که لبه هاش به سمت بالا اومده، اونارو واسه ناخن گرفتن بچه استفاده میکنن که هیچ خطری نداره گوشت بگیره و ناخن فقط میگیره که بالاتره،راستی میشه خواهش کنم منم به لیستت اضافه کنی و دعا کنی؟ ممنون میشم خانوم گل مهربون منم سر زایمانم یاد کلی بودم ، درضمن تمرینهای تنفسی موقع زایمان جدی بگیر من واااااااقعا با این تنفسها تونستم دردم مدیریت کنم عاااااالی بود و زایمان خیلی خوبی داشتم شکر خدا، تو هم ایشا... زایمانت عالی فقط باید به خودت مسلط باشی عزیزم بووووس
    پاسخ:
    آهااان.... همین قیچی که تو عکس هست از اوناییه که میگی 
    از اون استفاده میکنم

    چشم عزیزم :-)
    چقدر عالی 
    انقدر روحیه میگیرم اینارو میشنوم ممنون گلم 
    :*******
    سلام عزیزززم..ایشالله به سلامتی...دخمل من توو 37 هفتگی به دنیا امد...باید مراقب باشی دیگه شمارش معکوس شروع شده...راستی اسم نی نی عسل همون آلما شد؟خاله قربون معصومیتش...ای جوووونم.
    پاسخ:
    سلام عزیزممممم ♥ ممنون من خوبم تو چطوری؟ دخترت خوبه؟
    ای جانم :-) دخملی شما چه عجول بوده!
    راستش خودم دوست دارم زودتر دنیا بیاد. اما حس میکنم تا چهل میمونه!
    نه گلم اسمشو یه چی دیگه میزاریم. میام بهت میگم.
    :**** ♥ ♥ ♥
  • عسل نوی نو
  • سلام بر مامان یاسی گرد و قلنمبه واقعا به دکتر باید گفت .......... اخه وزن به این خوبی من دخملام 2900 بودن الان هم خوبن نه تپل نه لاغر .ولی برادر زادم 4100 روز تاسوعا به دنیا اومد تپلیها هر نیم ساعت کلی شیر مامانشو میخوره تازه گشنش میشه شر خشک هم میخوره فکر کن الان که یک ماهشه5 کیلو شده عمش قربونش بره الهی من دو تا بچه هام تو هفته 39 به دنیا اومدن البته سزارینها.یاسی تا اونجایی که میشه پیاده روی کن بزار زایمانت طبیعی باشه .
    پاسخ:
    سلام عزیزدلم ♥ واقعا دکتر روانی ای بود :|
    ای جانممم ♥ نی نی تپل :-)
    آخی عزیزم خوبه 39 آدم دیگه خسته میشه یک هفته هم یک هفته است
    آره دارم ورزش میکنم 
    ایشالا
    :***
  • عسل نوی نو
  • یاسی موقع زایمان منم یادت باشه منو کلی نگیا  برام پارتی بازی کن
    پاسخ:
    عزیزدلمی چشم ;-) 
    اخى عزیزم وسائلشو دیدم یاد عسل افتادم
    درجه و برس و شونه دخترت مثل مال عسله😘
    قربونت برم حالا نمیخواد از الان تصمیم بگیرى که تا پنج سالگى نمیذاریش مهد، بچه به سه سال میرسه دیگه بچه نیست فقط بدنش کوچیکه وگرنه مغزش گاهى از ادم بزرگها هم بیشتر کار میکنه، به مهد به چشم از سربازکردن بچه نگاه نکن، بچه باید هم بازى داشته باشه و آموزش درست بگیره 
    در مورد آرایش هم نمیشه همیشه دور از چشم بچه اینکارو کرد، عوضش باید بهش بگى اینا مال سن تو نیست، الان عسل وقتى من آرایش میکنم فقط نگاه میکنه ، هیچوقتم رژم رو به لباش نزدن ببینم چقدر بانمک میشه چون به نظر منم وحشتناکه از بچگى توى عالم بزرگترها باشم، البته کرم مرطوب کننده از دستش در امان نیست😉
    پاسخ:
    آخییی عزیزم نازی عسل ♥♥♥♥
    آفرین چقدر کار خوبی میکنی :-) 
    جانممم دختری فقط بهش کرم میرسه خوب ^__^ فداش♥
    چهل هفتگی -_- 

    امروز توی خیابون یه خانوم نی نی دار توی شکمش دیدم یاد تو افتادم یاسی یک توپ خوشگل زیر مانتواش داشت، دلم برای تو و آلما تنگ شد :))
    پاسخ:
    :))))) شکلکت خیلی بامزه بود!  آره خاله شابد بخواد حسابی تپل بشه ;-)
    ای حامممممم عزیزدلم :* ♥
    سلام عزیزم خوبی.نی نی نازت خوبه؟
    وای قربون خریداش برم من که چقد بانمکن.من چهارشنبه پیش اورژانسی سزارین شدم.پسرم بدنیا اومد.
    پاسخ:
    سلام عزیزم ممنون گلم خوبیم ما :-)
    ای جانممممم ♥ ♥ عزیزدلم :* مبارکه به سلامتی
    خودت و نی نی خوبید دیگه؟  
    سلاااااااام:-)
    پاسخ:
    سلام عزیزدل 
    فامیل گل
    استاااااد ارجمند ;-)
    سلام یاسی نازنین...اول زودی بگم منو یادت نره دعا کنیا،اختصاصا بگو که زایمانم خیلی خیلی راحت و خوب باشه پسرمم سالم و سلامت دنیا بیاد.باشه مامان مهربون؟
    منم دارم سخنرانی دکتر فرهنگ هولاکویی گوش میدم و نکته برداری میکنم،حرفاش جالبه ولی بعضی وقتا دیگه خیلی حساسیت به خرج میده یجورایی زیادی شلوغش میکنه و مته به خشخاش میذاره.اما در کلیات بد نیس.مفیده... تازه میگفت زایمان سزارین باعث میشه بچه ارامش روانی بیشتری داشته باشه نسبت به بچه ای که طی فرایند طولانی و سخت طبیعی دنیا میان،البته منظورش اون زایمانهاییه که دیگه خیلی طولانی و سخت میشن و بچه کمبود اکسیژن میشه یا مدفوع میکنه و... اما خب زایمان که قابل پیش بینی نیس،نکنه ما از اون سختا بشیم نینی هامون آسیب روحی ببینن :-((
    البته شما استرس نگیریا ایشالا ما از اون راحت زا ها میشیم از اونایی که میرسن بیمارستان میگن وای بچه رو بگیرین داره میافته :-))))
    پاسخ:
    سلام عزیزم . ای جانم ♥ عزیزدلم حتمن :***
    ایشالا به سلامتی میگذره مامان خوشگل ^__^
    ایشالا که نی نی های ما بهترین حالت و تو آرامش به دنیا میان
    :))) ایشالا 
    مواظب خودت و نی نی باش
    الان چی؟نزاییدی؟:))))))) وای خودم مردم از خنده:)))))


    پاسخ:
    بزار فک کنم 
    ممممم
    نه هنوز :))))
    یاسی یاسی یاسی اون خبری که قرار بود بدم درباره ی کار ششششششششششششششد ^_^
    پاسخ:
    الهی شکر عزیزممممم
    خوشحالم برات یاس عزیزم'***
    منم خبر خوش دارم ;-)
    سلام .
    بیشتر نوشته هات رو خوندم.خیلی خوب می نویسی.چیزی که بیشتر از همه جذبم کرد این بود که احساس کردم از لحاظ روحی خیلی به هم نزدیکیم،
    حساس،زودرنج و احساساتی.و البته فکر کنم شما هممثل من عاشق آهنگ های اِبی هستی :))

    امیدوارم همیشه تندرست باشی ، هم خودت هم دخترک نازِت.راستی،خوش به حالت که دختر داری :)
    پاسخ:
    سلام عزیزم خوشحالم از آشناییت دوست من :-)
    آره خیلی ابی دوست دادم :-) 

    ممنون گلم ♥ 
    بعلهههه اونم چه دختری ^__^ 
    ماااااه
  • اگهی تبلیغاتی
  • عرض سلام و شب به خیر دارم خدمت شما بانوی بزرگوار 
    وبلاگتان را خواندم عرض کوچکی جهت تبلیغات داشتم 
    چهره زیبای شما گاهی یک چیز برای زیبتر شدن کم دارد و ما این محصول را بدون هزینه ی بالا در اختیارشما قرار خواهیم داد البته البته شایان است اضافه کنم که این محصول ویژه علاوه بر زیبایی فپاید بسیار دیگری نیز دارد 
    برای خریداری محصول نیازی به مراجعه به سایت خاصی نیست و بدون هیچ هزینه ای در ان واحد محصول را روی صورت خود تحویل میگیرید
    لطفا چند لحظه چشم هاتون رو ببندید و یک عدد لبخند تقبل بفرمایید و در دل زمزمه کنید تویی خدایی که هر چه را بلند کردی کسی پستش نتواند کرد  و الحدالله رب العالمین:)

    با ارزوی شادی و ارامش روز افزون :)))))
    پاسخ:
    متشکرم
  • و ما ادریک ما مریم؟
  • عزیز مهربونم بازم مبارکت باشه
    قدمش خیر باشه
    التماس دعا مامانی
    پاسخ:
    ممنون عزیزم ♥ ♥
    فدات شم :***

    تو از کجا فهمیدی اومده ;-)
    نی نی بیااا ما منتظریم خب :)
    پاسخ:
    ای جانمممم

    اومد خاله اومد ^__^
    سلام یاسی عزیز. چقدر این یکی دو هفته آخر، انتظار سخته. فکر می کنم خواهرم یک هفته جلوتر از تو هست، وارد هفته چهل شده.
    خواهرم از امروز تا 9 احتمال زایمانش هست. طفلی می گه خوب بیا بیرون دیگه! اون توو چه خبره که موندی اونجا :))))

    امیدوارم آلمای تو و کوچولوی خواهرم بسلامتی بیان توی بغل مادرهاشون :)

    اگر در لحظه زایمان، حال-ت اجازه داد، برای من هم دعا کن یاسی جان

    مراقب خودت باش مهربان.
    پاسخ:
    سلام عزیزم 
    بالیق خوبم. الهی خواهرت به سلامتی فارغ شده باشه. ... خیلی حالشو میفهمم
    فدای تو :****
    آیا این هفته آلما به دنیا می آید؟ آیا هفته بعد به دنیا می آید؟ ... پس با ما در قسمت بعدی همراه باشید :-)
    خوبی خانمی ؟ هر روزی که میگذره همش میگم نکنه امروز نی نی یاسی بدنیا اومده؟ دختر گلت که به دنیا بیاد انقدر مشغله پیدا میکنی که احتمالا تا یه هفته اینجا نیای پس از الان تبریک ما تقدیم شما و بابا لنگ دراز به خاطر قدم نو رسیده . رفتیم پیشواز دیگه از بس ذوق داریم :-)
    راستی یه عکس از کف پاهاش باید بذاری اینجا. انقده پای نی نی دوست دارم :-)
    پاسخ:
    مریمممممم :-D
    ممنون عزیزدلم ♥ پیشوازت به موقع بود 
    دختر گلم اومده :-) اوضاع خیلی در هم برهمه سرفرصت مینویسم :-) عکس پاهاشم میزارم ♥
    عروس ما کجاست؟
    پاسخ:
    عروستون با نی نی برگشت ♥♥♥♥
  • نسترن قدیم
  • مامان یاسی خوبی ؟ 

    نگران شدیم :( 
    پاسخ:
    خااااله نسترن ما دوتایی خوبیم ^__^
    یاسی جان خواهر من کوچولوشو دیروز بدنیا اورد :)

    پس از 10 ساعت درد، با زایمان طبیعی.

    امیدوارم آلمای تو هم بسلامت بیاد توی اغوشت :)
    پاسخ:
    ای جانم ♥ ♥ ♥ ♥ به سلامتی قدمش مبارک
    دختر کوچولی منم اومده خاله :-) دخملی خواهرت یک روز ازش کوچیکتره ;-)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی