یاسی‌ترین

یاسی‌ترین

بهار دلکش

يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۰۱ ب.ظ

میگوید وقتی یه عالمه تایپ میکنی و میپره، میخوای سرتو بکوبی تو دیوار! میگویم آره من وبلاگم اینطوری بودم، میگوید دیگه نمینویسی؟ میگویم خیلی وقته ننوشتم نمیدونم چمه! میگوید هیچی! حالت خوبه :)

حالم خوب است؟ نمیدانم. خوب که هستم، چرا نباشم؟ از وسط تمام بحران‌هایم زنده درآمدم؛ چرا خوب نباشم؟ خوب مگر چیست؟ مگر این نیست که باز بهار است و من فکر نمیکنم که رنگ‌ها زیادی غلیظند. بوی برگ‌های تازه متولد شده‌ی درختان را توی باد دوست دارم و مشامم پراست از آنی که ده سال پیش شور جوانی‌ام بود.

سیاوش قمیشی گوش میکنم و دلم تاب میخورد بین سال‌های دور و نزدیک

نشسته‌ام توی متروی کرج؛ نمیدانم سرنوشت این پ لعنتی چه خواهد شد! پروپوزال را میگویم. با این حال، سرحالم و از پنجره گل‌های ریز زردی را نگاه میکنم که از لای علف‌های بهاری سربرآورده‌اند و مثل آلمای کوچکم نگاهم میکنند. 

احساس میکنم ابراهیم تاتلیس که میخواند میتوانم تا ابد توی همین واگن و روی همین صندلی بنشینم و باقی زندگیم را رویا ببینم. 

ببینم که بچه‌هایم بزرگ شده‌اند و رفته‌اند. ببینم که دست‌های بزرگ و مهربان همسرم را میفشارم و قدم میزنیم. حالا او بالاخره به پیاده‌روی دونفره علاقه‌مند شده و میتوانیم باز هم مثل اوایل آشنایی‌مان هم‌قدم شویم. شاید هم باری دیگر، کافه‌ای دنج بیابیم و روبه‌روی هم بنشینیم و قهوه بخوریم یا جلوی تلوزیون دراز بکشیم و فیلم ببینیم. خدا را چه دیدی! بگذار فکر کنم باغچه‌ای داریم و من هم روزی کلاه حصیری میگذارم و از پیدا کردن گوجه‌ی کوچکی زیر برگ‌ها، درست در شصت سالگی‌ام شگفت‌زده میشوم. همسرم شاخه‌های یاس را مرتب میکند و زیر آسمان کویر چای مینوشیم و میگویم ستاره‌مو ببین و او باز هم میخندد و میگوید اون الان ستاره‌ی یه عالمه آدمه! تو از کجا میدونی ستاره‌ی توئه. باز هم تلخ حقیقی‌ام را دوست داشته باشم و دلم بخواهد هزار بار دیگر متولد شم تا تمام جان‌هایم را فدای قهوه‌ای آرام چشم‌هایش کنم. تا باز سرم را به سینه‌ی استخوانی‌اش فشار دهم و او هیچ نگوید. 

بهار که دوباره دلم را بلرزاند یعنی خوبم یعنی از حالا تا آخر دنیا خوبم؛ با کار زیاد خانه و بچه و دانشگاه، کنار همه‌ی این‌ها خوبم. منتظر نیستم آلما بزرگ شود تا خوش باشم یا دفاع کنم و بعد خلاص شوم...

توی تاکسی ایستگاه مترو تا دانشگاه نشسته‌ام و مسیر پر دست‌انداز را به سمت دانشگاه طی میکنیم، یادم می‌آید اواخر که آلما توی دلم بود و میرفتم دانشگاه با این تکان‌ها کمرم درد میگرفت و سرکلاس‌ها پاهایم درد میگرفت و ورم میکرد و مدام ایستاده بودم. الان دخترم حسابی شیطون و شیرین شده، کِی این درس لعنتی تمام میشود؟ میخندم و میگویم به یه ورم!

همه مدرک دارند و من شیرین‌ترین شیرین دنیا را؛ آلمای لپ‌تپلی... آلمای نرم و مهربان. بهش که فکر میکنم انگار دست ظریفی سینه‌ام را میشکافد و زخمی را دوباره و دوباره خون می‌آورد و من قلبم طوری شادمانه میزند انگار که باز هم همین حالا تازه پتوی طوسی گرمی را توی بغلم گذاشتند که پیشی کوچولوی نازم را دربرگرفته بود.

بیشتر وقت‌ها که از سر و کولم بالا میرود و هر کاری که میکنم کنارم است، غرق لذتم و انگار اگر همان لحظه بمیرم بی‌هیچ آرزویی چشم‌هایم را بسته‌ام. اما گاهی وقت‌ها با بدقلقی‌ها و لجبازی‌هایش دیوانه‌ام میکند، داد میزنم گریه میکنم خسته میشوم خودم را به در و دیوار میکوبم با چشم‌های متعجب نگاهم میکند و میگوید خوبی؟

بزار بوست کنم... لب‌های کوچکش را به دست‌ها و لپ‌هایم میچسباند تند تند بوسم میکند و میگوید خوبی؟ یا حتی گاهی برای تلطیف فضا میگوید چشم! خنده‌ام میگیرد و انقدر محکم میبوسمش و فشارش میدهم که از دستم در میرود... 

این روزها از صبح تا شب هزاااار بار میگوید من مامان بشم تو دخترم :) میگویم باشه و او برایم غذا میپزد و مرا میخواباند و سرم را روی پاهای کوچکش جا میدهد...

کنار هم کارتون میبینیم و هرشب توی بغلم که خوابش برد میگذارمش توی تختش و فکر میکنم یک روزی دیگر توی بغلم جا نمیشود... 

بعد فکر میکنم کاش از خوشحالی‌اش خوشحال باشم و به خاطر خودخواهی‌هایم لذت تجربه کردن را ازش نگیرم.

  • یاسی ترین

نظرات (۱۴)

الهی💋یاد یخچال تکونی آلما افتادم❤❤❤ خدا حفظش کنه
پاسخ:
😂❤😊😙
ممنون عزیزممممم خوشحالم که اینجایی :*****
چه عجججججججب 
چه ع ج ب
خوبی تو یاسی ترینم؟ 

😘
دلم واقعن برات تنگ شده بود. 
پاسخ:
به‌به ببین کی اینجاست ^______^ 
ببین چجوری کامنتشو همون لحظه دیدم :)))
من خوبم شکررر 
دل منم خیلی خیلی تنگ شده عزیزم 
تو روبراهی؟
چه عجب تو نوشتی 
پاسخ:
نمیدونم چی شد نوشتم :)
ممنونم هنوزم به یادمی :***
قربونت خوبم
یاسی من بلخره ارشد شرکت کردم 
مشاوره :)))
دعا کن قبول شم 
پاسخ:
به سلامتی :) به‌به چقدر خوب ^_____^
ایشالا موفق باشی 
خوش باشی عزیزم❤❤❤😊😊😊😙😙😙😙
  • ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
  • D:
    پاسخ:
    میخند؟
  • ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
  • نخند؟
    پاسخ:
    خند داره؟!
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    چقد ذوق شدم که گفتن **** نوشته که عین فرفره پریدم توی وبلاگت
    چی قشنگتر از این که شصت سالگی اینقد قشنگ باشه کنار باغچت زیر اسمون 
    زندگی چقدر میتونه قشنگ باشه زندگی همینه توی همین لحظه چرا باید عجله داشته باشیم برای بزرگ شدن بچه برای تموم شدن دفاع !!!!
    اخرش که چی مدرک گرفته میشه تموم میشه چه زود چه دیر:))
    مادر به این خوبی روشن فکری که همه چیز به یه ور است 
    مگه میتونه خوشحال نباشه از خوشحالی بچش^^
    پاسخ:
    عزیزمممم ❤❤❤❤ قربون تو برم من مهربونم 
    واقعا اگر همش بخوام بگم اگر بچه‌م بزرگ بود اکر ال بود بل بود که عمرم تمومه 
    عزیزدلمی :*****
    😚😚😚😚
    کاش همین لذت های داشتنش رو جواب زحمت هایی که برای بچه می کشیم بدونیم و به قول تو خودخواهیمون مانع از لذت و زندگی و کشف و شهودش نشه..
    من مادر نیستم البته اما نگران بچه آیندم هستم؛)
    پاسخ:
    اوهوم :)
    ایشالا قسمتت میشه ^_____^ 
    :***
    سلااااااااممممم ^_^ 
    آدم دلش میخواد برای این عخوری پخوری‌های کوچولو بمیره ^___^ 
    حیف نیست هی دیر به دیر مینویسی آخه؟ :( 
    پاسخ:
    سلام ^_____^
    ممنونم عزیزم لطف دارید:**
    سلام یاسی مهربونم... دلم خیلی برات تنگ شده... اما تند تند به امید اینکه بنویسی میام وبلاگت سر می زنم... یه عالمه بوس به خودت و دخمل نازت... عکس خودتو دیدم اما اونو هیچ وقت ندیدم، ندیده دوسش دارم... مواظب خودتون باشین.
    پاسخ:
    سلام نرگس جانم عزیزدلم خوبی خانم؟؟؟ زندگی روبراهه؟؟؟ چه خبرا؟
    ممنون که به یادمی لطف داری گلم :*****
    اینستا داری؟ 🤔
    بگم برات؟ :) چه قدر خوشحالم که ورژن صوتی تصویری این پست رو قبلا داشتم! 
    فقط اونجا که آلما مثل مامانا حرف میزنه:))) چه بزرگ شدی تو بزچه(اشاره به سخنان و فضایای پرهام (ره ) پیغمبر سوتی های دو عالم) پرهام جان داداش! هر جا هستی سرت سلامت لوتی:-D 
    پاسخ:
    اییییی جان دلممممم 😊😊😊😊😘😘😘😘
    واقعا!
    اونو نگو که ذکرش در تمام محافل به طرق مختلف هست 😂😂😂😂
    سلاااام پرهام
    سلااااام ...
    همین. :|||
    پاسخ:
    سلااااااممم :))
    مرسی!!
    چه خوب که حالت خوبه و دوباره نوشتی. اردیبهشت آدمو به هم میریزه اما اگه دلتنگت نکنه حتما سرخوشت میکنه.
    آلمای کوچولو رو ببوس :*
    پاسخ:
    ممنون عزیزم :*****
    قربون تو ^_________^
    از همین تریبون ماچ به کله های بو قرمه سبزی دهنده تون لعنتیاااااا:) 
    پرهاااام:-D علیک سلام گل پسرم:-D وای:-D چه قدر خوبیم ما:) 
    استیکر شترمرغ فاخر پیلیز
    پاسخ:
    عزیززززم :))))) 
    😂😂😂
    قربونت برم من :****
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی