یاسی‌ترین

یاسی‌ترین

کمی از وقت آمدن هر شبش گذشته، تو فکرم که کجاست یعنی؟ چند دقیقه بعد زنگ در دو بار به صدا درمی‌آید؛ مثل همیشه و هر شب دلم ذوق میکند! کلید دارد. اما تاکید کرده‌ام با کلید نیا! همیشه در بزن. دوست دارم خودم درو روت باز کنم. قبل از خودش، قرمزیِ بزرگی میبنم که صورتش را پشت آن پنهان کرده! یه توپ گنده! برای ورزش. تقریبا جیغ میزنم و او میخندد. توپ را ول میکند روی زمین و بغلم میکند و بعد که بوسیدم با دخترش حرف میزند؛ دخترم چطوره؟ نی‌نیم چطوره؟

نشسته‌ام روی توپ و بالاپایین میپرم و میخندم. میگوید نخوری زمین! میگویم نه، خانم ر بهم یاد داد اگر پامو بازتر بزارم تعادل حفظ میشه اصلا نمیوفتم. یک لحظه که بلند میشوم، توپ را قل میدهد توی اتاق و میگوید حالا ولش کن فعلا! من گشنمه!

شنبه رفته بودم مرکز مامایی، برای کلاس‌ زایمان. فوق‌العاده بود. هم اطلاعاتم بیشتر شد، هم آرامش گرفتم و حال روحی بهتری دارم. استرس‌هایم خیلی کمتر شدند. قرار شد روزی یک ساعت پیاده‌روی کنم، یک سری ورزش‌های کششی یوگا انجام دهم ، تمرین تنفس داشته باشم و شکمم را چرب کنم و ماساژ دهم. این ماساژ به جنین کمک میکند به سوی سکوی پرتاب هدایت شود! الان من اطلاعات کاملی درباره‌ی زایمان دارم و این نود درصد اضطراب مرا که ناشی از ناشناخته‌ها بود از بین برده. حالا دیگر خوب میدانم اگر چطور شود یعنی موقعش شده. حالا متوجه شدم که حتی اگر موقعش شده باشد، اصلا نباید ترسید. حتی وقتی دردها شروع شدند، باید با آرامش رفت حمام و آماده شد. دهانه‌ی رحم باید تا ده سانت باز شود و قرار نیست از سانت اول رفت بیمارستان. باید صبر کنم تا موج دردها نشانم دهم الان به چهار سانت رسیده‌ایم و بعد بروم بیمارستان. این اطلاعات کمکم کرده هولناکی ماجرا از بین برود. فقط کمی استرس دارم؛ از تصور تجربه‌ای جدید و ناشناخته. هنوز هم فکرم مشغول است؛ زایمانم چند ساعت طول میکشد و کِی دخترکم را توی بغلم میگیرم؟ کِی از سلامتش مطمئن میشوم؟ قرار شده مامای همراه بگیرم و در مورد بیمارستان هم به نتیجه رسیده‌ام. فقط میماند یک قرارداد و یک نامه، که احتمالا هفته‌ی آینده انجامش میدهم. بعد نامه را میگذارم توی ساک بیمارستان، کنار سایر مدارک و وسایل، تا زمانی که وقتش برسد. در مورد اختلاف تاریخ پریود و سونوها با خانم ر حرف زدم. او هم مثل دکتر معتقد بود چون سونوها منظمند تاریخ سونوها را اصل میگیریم. مخصوصا که اولین سونوگرافی‌ام مربوط میشود به هفته‌ی پنجم. میگفت سونوهایی که توی سن‌های پایین جنین گرفته میشوند دقیق‌ترند. هفته‌ی پنجم، جوجویی من حتی قلب هم نداشت که سنش را تخمین زدند و این خیلی تاریخ مهمیست.

با این وصف، الان هفته‌ی سی و ششم هستیم. از دو هفته‌ی بعد که هفته‌ی سی و هشتم است، میشود منتظر بود. اغلب نی‌نی‌ها از آن هفته به بعد تصمیم به تولد میگیرند. البته این اتفاق ممکن است تا دو هفته بعدتر هم به طول انجامد؛ یعنی تا هفته‌ی چهل. و حتی در موارد نادر، تا چهل و یک! در هر حال ما از دو هفته بعد در حالت آماده‌باش قرار میگیریم :)

بر خلاف تصور خیلی‌ها، پیش ماما رفتن اصلا چیز بدی نیست. تخصص ماما، بارداری و زایمان است. البته مسلم است که بین ماماها هم مثل دکترها خوب و بد هست. دکتر متخصص زنان و زایمان و نازایی و... برای موارد خاص است. برای کسانیکه بیماری دارند. اما خود من، به خاطر فشارها و نگرانی‌های اطرافیان مجبور شدم پیش دکتر متخصص بروم. در این چند ماه، هم پول بیشتری دادم، هم رسیدگی و وقت کمتری دریافت کردم و هم توی نوبت نشستم هر دفعه و پدرم درآمد. ساعت‌ها توی نوبت بنشین، دستیار دکتر وسط جمعیت و توی هال فشار و وزنت را بگیرد و شش نفری بفرستنمان داخل، سرپایی صدای قلب جنین را گوش کنند و بعد دورهمی و شش تایی ویزیت شویم. البته این دورهمی در خیلی از مطب‌های دکترهای تهران نیست. اما متاسفانه اینجا، روش دکترهای متخصص و فوق تخصص این است.

اما ماما در مورد فرآیند بارداری اطلاعات و آگاهی میدهد. به دقت معاینه‌ات میکند و وقت میگذارد. و اگر مامای شما مثل خانم ر که من پیشش رفتم، فرد بسیار به روز و اهل مطالعه‌ و باوجدان و اخلاقی باشد و ضمنا آشنایی با اصول روان‌شناسی داشته باشد، میتواند کمک بسیار بزرگی به شرایط روحیتان کند.

نکته‌ی بعدی که دوست دارم اشاره‌ای به آن داشته باشم، این است که زایمان طبیعی نه تنها چیز بدی و کار آدمای قدیمی و امل نیست بلکه باعث افتخار است. و یکی از بزرگترین موفقیت‌های هر زنی در زندگیش. باور کنید عمل سزارین تنها یک راه نجات است؛ برای زمانی که جان مادر و نوزاد در خطر است یا به هیچ‌وجه امکان زایمان طبیعی نیست. سزارین کار آدمای باکلاس نیست. کار آدمای تمیز و بهداشتی نیست. کار آدمای پولدار هم نیست. سزارین تنها یک روش جایگزین است. اگر زمان‌های قدیم سزارین بود احتمالا خیلی از نوزادها و مادرها نمیمُردند. اکثریت قریب به اتفاق زن‌ها مثل مادرهای ما، همگی زایمان طبیعی میکردند. آیا آن‌ها بدن‌های متفاوتی از ما داشتند؟

اگر تا پایان این مدت، جوجویی دوباره نچرخد، اگر در معاینه‌ی لگنی‌ای که دو هفته‌ی دیگر میشوم نگویند لگنم نقصی دارد، اگر جوجو هوس نکند بند ناف را دور گردنش تاب دهد! یکی از خاص‌ترین اتفاقات را که در زندگی هر زنی میتواند باشد، تجربه میکنم. من و دخترم دوتایی! خانم ر میگفت بیرون آمدن نوزاد مثل کوبیدن میخ نیست، مثل چرخش پیچ و مهره است؛ از اول مسیر، تا آخر که خارج شود، یک دور کامل میزند و در حالی‌که صورتش رو به پایین است خارج میشود. نی‌نی‌ها در فرآیند زایمان شرکت میکنند و با این چرخش به خودشان و مادرها کمک میکنند.

عزیزدل مادر... وقتی به دنیا بیاید خیلی زود میتواند توی بغلم جا بگیرد. فکر کنم فقط زمان کوتاهی صرف شستن و خشک‌کردنش میکنند. البته به نظر من بهتر است نوزاد را همان‌طور کثیف بگذارند توی بغل مادر. تا با صدای قلبش و گرمای تنش آرام شود. اما حدس میزنم هنوز توی بیمارستان‌های ما، حداقل توی این شهر، این کار را نمیکنند.

در مورد آمدن همراه به داخل اتاق زایمان هم سوال کردم؛ حداقل اینجا همچین خبری نیست! فکر کنم همسرم نفس راحتی کشید.

چهارشنبه میروم تهران. کمی از خریدهای آلما باقی مانده. مادرم میگفت میخوای تو نیا. اما دلم قرار نمیگیرد! میروم خریدها را کامل میکنیم و با هم برمیگردیم. تا آن موقع کمد هم درست شده. شنبه آقای نجار آمد خانه‌مان؛ کمد دیواری را نگاه کرد و اندازه گرفت. تا چند روز دیگر کمد دیواری جای آویزان کردن و چیدن لباس‌های کوچکش میشود.

دیروز اولین روزی بود که ورزش کردم. توی خانه پیاده‌روی کردم و بعد هم باقی کارها. با خودم گفتم، فقط همین حداکثر یک ماهو آدمانه برخورد کن!



  • یاسی ترین

نظرات (۵۲)

  • باران و بادبادک
  • سلام یاسی جان عزیز

    انشاءالله دخترت صحیح و سالم به دنیا میاد همونجوری که دوست داری

    هر روز سر میزنم  و میخونمت.

    پاسخ:
    سلام گلم
    اتفاقا تو یادت بودم :))
    ممنون عزیزم 

    لطف داری :*****
    واااااااای یاسی چقدر هیجان انگیززززز دیگه به شمارش معکوووووس رسیدیممممممم^_^  

    ایشالا این روزای اخر هم عالی میگذره و جوجویی طبیعی چشم به جهان میگوشونونه(چه سخت شد فعلش:| ) 

    خریدای اخر هم مبارک باشششششششه^_^ وای یاسی اون روز تو یه مرکز خرید داشتم میگشتم بعد یه چی دیدم خوشبو کننده ی بدن نوزاد:| بعد بوش کردم یه بوی مسخره ی غیر طبیعی هم داشت این دیگه چیه بوی نوزاد که خودش انگار ارسال مستقیم از بهشته^_^


    دیگه اینکه واسه خودتم یه چی بخر... یه تل پاپیونی یا یه کش خوشگل اگه موهات بلنده و میشه بافتش یا یه لباس مامانی صورتی واسه اولین عکس مامان دختری ^_^ وووای ای جونم... 

    پاسخ:
    آرهههههه دیگه کم مونده :)

    :)))))) میگشونونه! امیدوارم 

    مرسی مرسی گلم

    ای جووونم آرهههه مگه بویی بهتر از بوی خودشون هس؟؟؟؟؟؟


    عه چه خوب شد گفتی! اصلا یادم نبود. آرههههههههه برم واسه خودمم خرید :)) آخ جووون 
    یاسی جان من یک ماه پیش با مامانم نشسته بودیم دم اتاق زایمان 
    منتظر دختر داییم ... :)
    با اینکه دخترمون زودتر از موعد اومد ولی خداروشکر همه چی خوب پیش رفت ... 
    منم انقد بغضی بودم هی اشکام میریخت برای مامانا
    هی بچه بغل رو ویلچر با لبای خندون میاوردنشون بیرون ...
    قول میدم همه چی عالی پیش میره و نینیش گلی جونم
    به مامانش خیلی کمک میکنه ...
    بوس برای مامان یاسی و نینیش :******
    پاسخ:
    آخیییی نازی مبارک باشه نی‌نی تازتون ^__^
    خداروشکر

    الهی!
    امیدوارم

    ممنون عزیزدل :**********
  • ستاره درخشان
  • خیلی ذوق دارم نی نیت به دنیا بیاد.یه بار چند سال پیش یه فیلمزایمان طبیعی دیدم،ازلای انگشتای دستم به زور دیدم ،ولی الان دیدم بهتر شده :) حداقل ریلکس تر فیلمشو می بینم :)) و هر چی بگذره بهتر میشه.راستی بعد زایمانت سر فرصت از حس و حال و شرایط زایمانت برامون بگو
    پاسخ:
    ای جانم ذوقشو :-) 
    :)))))) من یه فیلم درست حسابی تا حالا ندیدم.  همش یه تیکه هایی بوده. 

    آره دوست دارم برداشت حسی خودمو بنویسم :-)
    یاسی جان چقدرررررررررررر برات ذوق دارم . ایشاله که به سلامت دخمل خوشگلتو ببینی. من پسرم چهار سال و نیمه است و سزارین شدم البته ناخواسته. بند ناف دور گردنش پیچیده بود بچم !!! زایمان طبیعی بسیار بسیار راحت تر از سزارینه. از همه نظر. دردهای بخیه بعد از زایمان وحشتناکن. بخصوص که اون زمان نی نی بسیار به مادر نیازداره
    پاسخ:
    ای جانم :-) مرسی گلم :****
    خدا حفظش کنه پسرتو :-) 
    آخی عزیزم چه حیف که نتونستی....
    ولی خب شکر که هر دو سالم بودید :-) 

    آخیی عزیزم آره عوارضش زیاده 
    سلام عزیزم،من یکی از خواننده های دائمی خاموشت هستم،امیدوارم این روزهای باقی مونده رو هم به خوبی سپری کنی و دختر گلتو در اغوش بگیری،منم ۴ماه و نیمه باردار هستم و درست مثل تو زایمان طبیعی رو می‌پسندم مگر اینکه مشکلی پیش بیاد،اما اطرافیان خیلی سرزنشم میکنن و استرس وارد میکنن و زایمان طبیعی رو ظلم به زن تلقی میکنن که بیشتر بخاطر اصرار و توصیه دکترای به ظاهر متخصص به سزارین برای چاپیدن مردمه.
    میشه خواهش  کنم اطلاعاتی که ماما دراختیارت گذاشته برامون بنویسی من نتونستم یه مرکز مامایی معتبر پیدا کنم و همه ماماها هم خوب نیستن مثل مامای شما.
    ویه سوال دیگه،مامای همراه و میشه تو بیمارستان‌های دولتی هم برد یا حتما باید خصوصی باشه؟
    ببخشید در اولین نطر این همه پرحرفی کردم و سوال پرسیدم.ممنون یاسی مهربون
    پاسخ:
    سلام گلم. مامان کوچولو :-) خیلی خوشحالم از آشناییت عزیزم.
    ممنون.  ایشالا تو هم این دورانو به خوبی بگذرونی.
    آره متاسفانه این اطرافیان ول نمیکنن آدمو :/
    حتمن عزیزم. خوشحال میشم بتونم به ی نی نی کمک کنم طبیعی به دنیا بیاد ^__^
    سعی میکنم هرچی که بودو بی کم کاست برات بنویسم.
    مامای همراهو بیمارستان دولتی هم میشه برد. من بیمارستانم دولتیه.

    میخواستم برات تایپ کنم گفتم بزار ی سرچی کنم ببینم عین مطالب پیدا میشن یا نه. 
    این لینکو ببین در مورد زایمان فیزیولوژیک کامل توضیح داده. ی بخشی از صحبتای مامای من اینا بود
    http://mamasite.ir/fa/article/44136/%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C%DA%A9-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%9F

    من از اول بارداریم نرفته بودم کلاس. برام سه جلسه آخرو تو یه جلسه خصوصی گفت. ولی از حالا بری برای تو عالیه.

    اینم در مورد سزارین و معایبش http://www.migna.ir/vdcgqu9q.ak9z74prra.html

    هر سوالی داشتی حتمن ازم بپرس.


    ^_^ از یه طرف دلم میگیره میری تا آخر هفته یهو ولی خوشحالم قراره کلییییییییییی بهت خوش بگذره همسر جانت چطور تحمل میکنه دوریتو من میدونم کلی بهش فشار میاد:))



    وای یاسی مامان من سر داداشم هم سزارین داشت. بعد اون موقع خالم پرستار همون بیمارستان بود با خودش دوربین برد تو:)) فک کن ! مامانم بعد 17 سال هنوز جرئت نکرده ببینه فیلمو همش خونو اینا اه اه طبیعی یلی خوبه^_^ 
    یه جا فیلم بود شکمو باد میکنه اینقئرررررررررررررررر هیجان انگیز بود که نمیدونی قدر یه توپ گنده میشه بعد هی فشار فشار یهو قلمبی کلش میزنه بیرون نینی از شکاف شکم... 
    حالا فک میکنم خدا رحم کرد طبیغی نبود چه فیلمی میشد:)))))
    پاسخ:
    ای جان عزیزم ♥♥♥♥
    زودی میام. البته چهارشنبه میرما الان هستم . چهارشنبه میرم پنج شنبه با وسایل نی نی میایم :)
    آرههههه همسرم هر سری پشتم گریه میکنه :))) ولی نه جدا، میرم چیزی نمیگه، برمیگردم گاهی میگه دلم تنگ شده بود! گااااهی ;-)

    تو بزرگتری؟ وقتی یک بار سزارین میکنن دیگه نمیشه طبیعی. 
    آخییی طفلی مامانت 
    چه جالب برم ببینم فیلماش گیرم میاد ببینم. ی طبیعی دیدم که خیلی واضح نبود.  یکی تو آب دیدم اونم نشون نداد که دقیق.
    فیلمش ناموسی میشد قابمش میکردن :))))
    واقعا هم زایمان طبیعی کار مامانای شجاع وتواناس،آفرین به دوستم،ان شالله که زایمان راحت وخوبی داشتهرباشی،
    عجب جراتی داری تو تو این وضع میخوای بیای خرید اونم تو این بارون وسرما
    فکر میکنم بچه رو نشسته میزارن تو بغلت خانوم خانوما،کاش میشد همسر همراهت باشه برای من قوت قلب بزرگی بود
    پاسخ:
    ممنون :-) متشکرم عزیزدلم

    خیلی دل و جراتم بیشتر از این حرفاس دست و پامو بستن :))) وگرنه دانشگاهمم میرفتم.
    خداکنه همونجوری بزارنش بغلم. آخه بعضی چیزا اینجا نیس. واقعا من این یکیو دوست داشتم... دلم میخواست کنارم بود. اما پرسیدم گفتن نه نمیشه.

    سلام یاسی عزیزم . چقدر خوبه که رفتی کلاس . تاثیرشُ حتی من از این راه دور از کلامت حس میکنم .اره ! بچه وقت تولد خودش هم در فرایند زایمان نقش مهمی دارد . اینکه دستهاشُ توی بغلش جمع کنه . اینکه محور سر  و گردن چطور با لگن هماهنگ شه . خلاصه که طفل معصوم درد عجیبی رو تحمل میکنه ولی شکر خدا که این درد اصلا توی ذهنش نمی مونه . وقتی واحد مادر و نوزاد رو پاس میکردم به همه میگفتم بدتر از دردی که مادر میکشه ، اون دردی ِ که بچه تحمل میکنه . یعنی باورم نمیشه اگه بخوان با اصول علمی منُ قانع کنن که بچه دردی نمی کشه . من از زمانیکه فهمیدم باردارم فقط و فقط می گفتم خدایا کمکم کن زایمان طبیعی داشته باشم . روندی که منجر به ترشح هورمونی خاص در بچه میشه . هورمونی که بعدها بهش توانایی مقابله با مشکلاتُ میده . بچه هایی که با زایمان طبیعی به دنیا میان استقامت بیشتری دارن . 
    دیدی بهت گفتم نگران این نباش ! که هر کجا درد زایمان بهت غالب شه انقدی بهت فرصت میده که خودتُ به بیمارستان برسونی ؟! دیدی ماما هم همینُ گفت . پس نگران هیچ چیزی نباش . خدا خودش هواتُ داره . 
    پاسخ:
    آره خیلی عالی بود. میدونی ماما میگفت تو کلاسشون حتی دکتر و پرستارم هست. اونا که دیگه همه چیزو بلدن اما این کلاسا واقعا آرامش میده. من نتونستن گروهی برم. فردی رفتم. اما قطعا دیدن دو تا زن دیگه مثل خودت حامله حس خوبی به آدم میده. 

    الهی بگردم نی‌نی دردم میکشه :(( 
    ولی باز خوبه فراموش میکنه 
    و اینکه حتمن خدا براش یه تدبیری داشته...


    اوهومممم حرفت یادم بود :))
    راستی یه چیزی ! ما بعد از زایمان در مورد نوزاد مقیاس سنجشی داریم به اسم آپگار ! یعنی بچه که به دنیا میاد بهش نمره میدن . این نمره در مورد رنگ پوست بچه . تنفسش . حرکتش و این چیزاست . بسته به اینکه نمره ی بچه چند باشه مراقبتهای خودشُ داره . مثلا بچه ای که سیانوزه یا کبود باشه قبل از اینکه به اغوش مادر سپرده شه نیازه براش ساکشن کنن البته ساکشن ترشحات با دستگاه نیست . بلکه با چیزی شبیه شیشه پستونک . بهش میگن پوآر . اونُ توی دهن بچه و بینیش میذارن تا ترشحات تخلیه شه . و اینکه بعد براش اکسیژن تراپی میکنن . نگران نباش . کمی کمبود اکسیژن در فرایند زایمان چیزی عجیبی نیست . پس انتظار نداشته باشه به محض تولد بچه رو بذارن تو بغلت . ضمنا چون بچه دمای بدنشُ به سرعت از طریق پوست بدن و بخصوص سر از دست میده اونا حمومش نمی کنن . در حد پاک کردن خیسی پوستش تمیزش میکنن . چون باید حرارت بدن رو براش حفظ کنن . کلا این بچه ها موجودات بی نهاااااااااااااااااااااااااااایت معصوم و ملوسی هستن . انشالله به سلامتی یکی از اون خوشگل خوشگلاشُ توی اغوشت میگیری . 
    پاسخ:
    آهااان 
    آپگارو تو روانشناسی استثنایی خونده بودم... 
    خوب شد گفتی یهو نترسم بگم بچم لابد یه طوریش بوده. 


    ای جانم آرهههه

    ممنون مامان آوای گل :*
    و دیگه اینکه در مورد ماک ، آغوز ، یا همون اولین شیر مادر که شدیدا پر از مواد مغذی و ضد باکتریال ِ . حتی یک قطره شُ هم دور نریز . بده همه شُ بخوره . تو علم مادر و نوزاد میدونی بهش چی میگن ؟؟؟ اولین واکسیناسیون نوزاد همون ماک ِ . پس بدون چقدر براش مفید می تونه باشه . مطمئنا اینارو هم بهتون اموزش میدن ولی خب خودت هم حواست باشه . زود به زود بهش شیر بده . باقی چیزارو به وقتش بهت میگم . یا نه ! همینجا بگم شاید زمانی که زایمان کردی نتونی به زودی به اینجا سر کشی کنی . 
    پاسخ:
    ممنون حتمن اینکارو میکنم 
    :)

    آره شاید اون موقع نشه از حالا خاطرم میمونه
    خوب . شروع کنیم ؟؟؟؟ اول از همه باید بدونی تو هر وعده که به بچه ت شیر میدی باید از یک سینه بدی . اینطور نباشه وسط خوردن شیر بگی خب این بسه حالا بر گردونمش از اون یه سینه . نه ! هر وعده از یک سینه . اونم به طور کامل . علت ! شنیدی که میگن بچه تا شش ماهگی به هیچ غذایی نیاز نداره ؟؟؟ حتی به اب . قربون خدا برم . ساختار و ترکیب شیر طوری ِ که محتوای چربی و پروتئین و اب و هر چیز مغذی که بدن نوزادت در سن خودش بهش نیاز داره هست . حتی به شکل کامل تر بخوام بگم این ِ که محتوای شیر به تناسب سن نوزاد در روزهای رشد تغییر میکنه و تا شش ماهگی به شرط شیر داشتن کافی به هیچ چیز دیگه ای نیاز نداره . 
    اول شیر آب ِ  . یعنی وقتی بچه شروع به مکیدن میکنه اول اب میخوره . حالا تصور کن کمی اب بخوره بعد برگدونیش از اون یه سینه هم فقط اب بخوره . خب مشخصه نه وزن گیری خوبی داره و نه سیر میشه . میشه یه بچه ی لجباز گریهو که پدر و مادر نمیتونن ارومش کنن و با خودشون میگن اینکه شکمکش سیره پس چرا گریه میکنه . 
    بعد از نوشیدن اب تازه مواد قندی و چربی تراوش میشه . برای همین ِ که باید محتوای یک سینه رو کامل در یک وعده بخوره . حتی اگه زیر سینه خوابید با یه ضربه ی کوچیک به کف پاش هوشیار میشه و مجدد شروع میکنه به مک زدن . نگران حجم شیر نباش . به اندازه ی کافی براش هست . 
    و اما نکته ی بهداشتی . بچه ها چون سیستم ایمنی ضعیفی دارن واجب ِ قبل از به دهان گرفتن سینه حتما تمیزش کنی . چون خیلی راحت می تونن دچار اسهال بشن . خیلی راحت . پس شستشو قبل از هر وعده حتما حتما حتما انجام بشه . 
    هیچوقت با انگشتات نوک سینه رو قیچی نکن . این باعث بستن مجرای شیری میشه و بچه رو در مکیدن خسته میکنه . بلکه با چهار انگشت غیر از شست زیر سینه رو بگیر و با انگشت شست کمی کنار بینی و دهان بچه رو برای تنفس راحتش باز بزار . متاسفانه روش غلط شیر دادن خیلی زیاده . با کمی دقت می تونی از پسش بر بیای . کل هاله ی سینه رو هم باید توی دهان بگیره به طوری که مادر هیچ دردی حس کنه . اگه نوک سینه ت درد گرفت بدون سینه رو بد گرفته . دوباره تلاش کن تا بهتر بگیره . برای مکیدن هم از لبهاش نباید استفاده کنه . از زبون و کام بالایی . این مکیدن درسته . بدون هیچ دردی . با بیشترین محتوای شیر . 
    برای شیر دادن ساعت تنظیم نکن . هر وقت خواست باید بدی . ولی اگر اختلاف زمان دو وعده از دو ساعت بیشتر شد باید بیدارش کنی و شیر بدی . جز اون هر زمانی درخواست کرد باید اماده و مهیا باشی . حواست باشی بچه ها خیلی راحت افت قند پیدا میکنن و بیحال میشن و خیلی از مادرا بی حالیشونُ با خواب رفتن اشتباه میگیرن . پس بیدار کردنش حتی در اوج خواب هم باشه جز واجباته . این نکاتُ نه در قالب یک مادر بلکه بعنوان یک پرستاری که علم ُ در کنار تجربه داره بیان کردم . اینا واقعا مهمن یاسی جون 
    پاسخ:
    ممنون عزیزم خیلیاشو نمیدونستم 
    واقعا مهمه 

    همینا رو اهمیت نمیدن بعدا میگن بچه شیر نخورد شیر خشک میدن
    اره من بزرگ ترم واسه همین اونم سزارین شد.. 
    یاسی خیلی هیجان انگیزه بهش فکر میکنم تپش قلب میگیرم و خوب جیغ بزن :)) 


    چقدر خوب که زود برمیگردی^_^ حواسم نبود دانشگاه نمیری... خب آقایی گفتن خانومی گفتن اونا زیاد بروز نمیدن که :)





    یاسی یه سوال داشتم یوگا چجوریاس... یعنی من اصلا بدن نرمی ندارم میتونم انجام بدم حرکاتشو؟  
    میخوام برم کلاسشو الان نه ولی ..از بعد از عید انشالله..:))
     بعد اینکه عایا یوگا در تنایب اندام هم موثره؟
    پاسخ:
    ای جانم :-)
    وااای :))) مگه شهربازیه :)))) نمیدونم چرا یهو یاد اون صحنه افتادم که تو شهربازی همه جیغ میزنن انرژیا تخلیه شه. جدا اگر جیغم اومد چی؟؟ خوب لابد اگر از خانم ر بپرسم میگه باید جیغ بزنم و خجالت نکشم و این یه امر طبیعیه.  ولی تصورش یکم خجالت آوره برام. حالا ببینم چی میشه تعریف میکنم براتون. شایدم جیغ نزنم. چون تحمل دردم خوبه.

    اوهوم بروز نمیده ;-)

    یوگا عالیه خشک تر از بدن من نیست قطعا! من پاهام اصلا بالا نمیرفت :))
    فک میکردم نقص دارم. بعدا فهمیدم عضلات پشت زانوم خشک بود  الان با اینکه نمیرم ولی پاهام قشنگ بالا میره.  
    استمرار تو یوگا هم لاغر میکنه هم به شدت سفت و خوشگل و متناسب 
    ولی اگر فقط هفته ای دو روز بری کلاس و بیای خیلی نتیجه نمیده  باید تو خونه هر روز تمرین کنی
    یوگا سراسر مفیده
    معحزه است
    کپسول شیر افزا ... 
    معمولا خانمایی که اولین روز تولد بچه شون در شیر دادن تنبلی میکنن یا بچه بی حال ِ و به خوبی نمی تونه سینه رو بمکه ... و تاکید میکنم این حالت بیشتر در مورد زایمان سزارین رخ میده اونم واسه درد شدید مادر که نمی تونه بچه رو به خوبی در اغوش بگیره و در واقع پوزیشن نامناسب وقت شیر دادن یک دلیلش ِ و دلیل مهم دیگه این ِ که حین سزارین درست از زمانیکه داروی بیهوشی و یا بی حسی وارد جریان خون مادر میشه جراح تنها سه دقیقه فرصت داره که بچه رو از رحم خارج کنه و راه ارتباط خونی جنین به مادرُ قطع کنه . بعد از اون سه دقیقه دارو می تونه وارد بدن بچه بشه . حالا تصور کن به هر دلیلی این سه دقیقه بگذره و بند ناف قطع نشه . دارو روی بچه هم اثر میکنه و اونُ خواب الود میکنه . گاها حتی بیهوش میشه که بعد با کلی ترفند اونُ به هوش میارن . برای همین این مشکل انسداد مجاری شیری بیشتر توی سزایرن رخ میده . حالا راهکارش چیه ! یک کپسولی هست به اسم شیر افزا . یک ترکیب کاملا گیاهی و تائید شده ست که توی داروخانه ها می فروشن. اگه خدای نکرده شیرت کم بود و احساس کردی سینه ت سفت شده و دردناک ِ و بچه خوب شیر نمی خوره یه بسته بگیر با هر وعده ی غذایی یکی بخور . هیچ ضرری نداره . این تجویز فوق تخصص نوزادان ِ . نگران عوارض نباش . نداره . بعد اینکه با خوردن سه تا چهار تا از اون کپسول بقدری شیر زیاد میشه که بچه برای خوردنش عقب میفته . این یک تجربه در مورد خواهرزاده م و نوه ی خاله م بود .  
    پاسخ:
    چقدر جالب اینو نمیدونستم که سه دقیقه وقت دارن...


    خیلی خیلی  متشکر :-) من اینارو درباره شیر اصلا نمیدونستم 
    کالاندولا ... 
    یک پماد با ترکیب گیاهی ... برای حساست پوست در ناجیه ی ژنیتال و پرینه ی نوزاد . بسیار بسیار موثر . من تا زمانیکه یاسُ از پوشک نگرفته بودم ازش استفاده میکردم . یادش بخیر . اونموقع دونه ای سیصد و پنجاه بود . سه تا میخریدم هزار :)))) الان گرونتر شده ولی ارزششُ داره . بگیر و بعد از هر بار که پوشک بچه رو عوض میکنی و می شوریش بعد از اینکه خوب پوستشُ خشک کردی با دست اروم به کشاله ها و باسنش بمال . عمرا دچار ادرارسوزی نمیشه . 
    در مورد پودر تالک یا همون پودر فیروز ... علیرغم خوشبو کنندگی و عطر مست کننده ش شدیدا" الرژی زاست و خطر ابتلا به اسم کودکی رو افزایش میده . اگه تو هم مثل من احیانا جنون استفاده کردن از پودرُ داری حتما جایی دورتر از خود بچه روی دستهات بریز و دستهاتُ بهم بمال . اضافه شُ دور بریز و بعد خیلی اروم دستهای اغشته به پودرُ در نواحی چین کردن و زیر بغل بچه بزن . هیچ وقت قوطی رو کنار بچه تکون نده تا ذراتش اطراف مسیر تنفسیش پخش نشن . فعلا همینا بسه 
    پاسخ:
    ای جانم ممنون عزیزم خیلی ممنون.
    چقدر چیز بهم گفتی که لازممه.

    یکی از دوستام گفت دختر چند ماهش دچار عفونت ادرار شده طفلی :/
    خیلی مراقبت لازمه انگار 

    ممنون که اینقدر وقت گذاشتی آوای مهربونم
    تا همینجا ویزیتمُ بده برای جلسه ی بعد نوبت بگیر :))))))))))
    پاسخ:
    :)))))))

    ممنون آوای گلم واقعا مفید بود 
    خیلی وقت گذاشتی... مرسی عزیزم
    یاسسسسسسسی من پیدا کردم برات اینو ببین طبیعیه :))

    http://www.aparat.com/v/LEcUO


    :)))) 
    پاسخ:
    دیووونه :))))))
    حالا با کلی حس رفتم ببینما :)
    یاسی عزیز متاسفانه من بد قول شدم یعنی یه اتفاق ناگهانی باعث شد.5شنبه خوردم زمین و فعلا نتونستم برم برای پست اقدام کنم.فعلا در حال استراحتم.ایشالا به محض اینکه بهتر بشم برات پست میکنم عزیزم.
    پاسخ:
    ای واای چرا؟؟؟؟
    خدا بدنده عزبزم :-( 
    فدا سرت استراحت کن ایشالا هر وقت که خوب شدی
    مواظب خودت باش
    "ولش کن فعلا! من گشنمه!  " 
    خخخ چه ضد حالی:-) احتمالا فک کرده تو تا فردا میخوای توپ بازی کنی خخخ
    یادمه یکی از هم کلاسی هام تو زمان دانشجویی باردار شد گفت زایمان طبیعی رو انتخاب میکنه. عاغا همه بچه ها یه جور نگا کردن انگار شوهرش گداست!!! یکی برگشت گفت مگه عصر حجره؛ انقدر به شوهرت رو نده!! دیگه منم به زحمت زیاد زبان به دندان گزیدم و هیچ نگفتم راجب دلایل برخی مردان طرفدار سزارین!
    یاسی اون ویدیو دیدی که یه نوزاد رو نشون می ده به محض تولد گذاشتنش رو صورت مامانش . نوزاده با دستاش چسبیده  بود به صورت مامانش و نمیذاشت جداش کنن انقدر جیگیر بود.
    راستی یاسی اگه تونستی ویدیوهایی که ماساژ نوزاد تو آب رو یاد میده نگاه کن یه کم یادبگیر تو آرامش نی نی و خوابیدنش موثره 
    پاسخ:
    ینی  عاشقشما مریم!  خوبه نخوابید! خیلی وقتا وسط حرف آدم میخوابه :))

    :))) آره دقیقا منم اون جمله هارو عمدا نوشتم. خیلیا واقعا فک میکنن بی کلاسیه. فک میکنن ضایع بازیه. 
    :)))))))) خوب میدونی اون مردای طرفدار سزارین ی اشتباه بزرگ میکنن. اطلاعات ندارن. فک میکنن بدن خانما بعد سزارین تغییر نمیکنه. در حالی که همون هورمونای موقع زایمان کمک میکنه واژن و رحم خانما جمع شه. هرچند مامای من گفت امکان نداره هیچ فرقی با قبل زایمان نکنی  اگر میخوای هیچ فرقی نکنی اصلا حامله نشو! زنی که زاییده به هر روشی، بالاخره ی فرقایی با زنی که نزاییده داره.  اما گفت ورزشای بعد از زایمان هست که میتونه کمک کنه بهتر بشین. و جالب اینجاست که زنای طبیعی اون ورزشا روشون بهتر جواب میده چون تخریبشون کمتره.
    وااای نه ندیم ^__^ 
    برم ببینم پیدا میکنم :-)
    یاسی به نظرمنم با اینکه هیچ درکی از شرایط ندارم طبیعی خیلی بهتره .تصور اینکه معده و بقیه ماجراها رو در روش سزارین میزنن کنار و تازه بچه رو میارن بیرون خیلی وحشتناکه.نوزاد از راه طبیعی به دنیا بیاد فک کنم بهتره مانعی هم سر راهش نیست.البته حس میکنم زایمان طبیعی خیلی لذت بخش تره و حس بهتری داره.ایشالا با بهترین وضعیت جوجویی به دنیا میاد.
    پاسخ:
    حالا من معایب سرارین رو تو پستم ننوشتم. خیلی طولانی میشد. کار خطرناکیه. ی روش جایگزین روش اصلیه. و البته خداروشکر که هست و جون خیلیارو نجات میده اما بی عقلیه وقتی میشه راه راستو رفت از روش مجبوری استفاده کرد.
    آره با هورمونایی که ترشح میشه حال خیلی خوبی به مادر دست میده. ی جور مفرح شدن.
    ممنون عزیزدلم :*♥
    اون فیلم زایمان در آب رو دیدم...چقدر عاشقونه بود یاسی! :دی من چشام قلبی شکل شد!:)) 
    پاسخ:
    ای جان عزیزم ♥
    عزیزم به دلیل عجله زیاد از دوتا پله سرخوردم پله ها زیاد نبود ولی خب گوشه پله ضربه شدیدی رو وارد کرد.حالا فردا برم دکتر امیدوارم که مو برنداشته باشه.ایشالا زودتر بتونم پست کنم قبل اینکه آلما بیاد.
    پاسخ:
    الهییی
    ایشالا که طوری نباشه 
    ممنون خاله مهربون :**
    اوه خدایا چه نکات علمی خوبی داشتن کامنتاo_O
    پاسخ:
    بلی بلی :-)
    اون چهره متفکرناکت منو کشته :)))

    وسط ورزشم میام کامنت چک میکنم :-D


    صخی اگه صدامو داری بیست دقیقه دومم استاد ;-)
    :)) دقیقا اینشکلی شده بودم با دست زیر چونه! مخصوصا اون قسمت آب و غذا! جل الخالق:)


    :)) خسته نباشی یاسی بانوی قهرمان^____________^

    پاسخ:
    بلی قدرت خداست دیگه :)
    یاد بگیر ایشالا چند سال بعد که خواستی مامان شی به دردت میخوره :-)

    ممنون گلم ♥ 
    میخوام متوجه گذر زمان نشم نصفیشو با مامانم تلفنی حرف زدم و راه رفتم!
    الانم شجریان گذاشتم :))) فک کن ورزش با آواز سنتی
    بعدم هرازگاهی به گوشی سر میزنم
    کلا در این حجم به ورزش مخصوصا پیاده روی علاقه دارم ;-)
    بعدا اینا رو نشون آلما بده ببینه چقدرررررررررررر براش زحمت کشیدی اوووووووووووووف احسنت :)) 


    با شجریان:))دختری چه کیفی میکنه اون تووو^_^
    پاسخ:
    آخییی عزیزم ♥ آره دوست دارم یه روزی اینارو بخونه :-)
    آرههه عزیزکم داره میگوشه :) ساکت شده 
    سلام عزیزم خوبی.نی نی نارت چطوره؟
    من یکی از خوانندگان خاموشتم.دقیقا مثل خودت تو هفته سی و ششم.اینروزا استرس زیاد دارم. متاسفانه نتونستم کلاسا رو شرکت کنم.ولی از تجربیاتت استفاده میکنم.ممنونم با حرفات آرومم میکنی.خیلی عاشق نوشته هاتم
    پاسخ:
    سلام عزیزم ممنون :-)
    ای جانممم ♥ یه مامان هم ماه خودم :-) ایشالا به سلامتی.
    خوشحال شدم از آشناییت دوست من. جانممم نی نیت هم دوست آلمای منه ^__^

    آخی چرا استرس؟؟ 
    اشکالی نداره کلاس نرفتی منم هیچی نرفته بودم. کلا یک جلسه رفتم. کامنتای آوا رو هم بخون خیلی مفیدن.
    اگر میخوای طبیعی زایمان کنی اون لینکایی که تو جواب یکی از دوستان به اسم نیلوفر گذاشتم نگاه کن.
    خواهش میکنم عزیزم 
    نظر لطفته :**
    اخییییش
    چ حس خوبی داشت این پستت
    خداروشکر بارداریه ارومی داری و ارامش توی زندگیت هست.
    ارامش واسه سلامتیه بچه از همه چیز مهمتره .

    پاسخ:
    :-)

    ممنون عزیزم :*

    آره واقعا از همه چی براش بهتره 
    عزیزکم ان شاالله همه چی عالی خوب پیش بره:)
    پاسخ:
    ممنون گلم ♥ :*
    فکرکنم نوشتم عالی خوب پیش بره:)))))))))) این یعنی خواستم به جای خوب بنویسم عالی ولی یادم رفته خوب رو پاک کنم:)))))))))))
    پاسخ:
    آرههه :-) 
    اینم یه جور پیش رفتنه خب :-D
    دیگه اینجوری گفتی حتمن فوق العاده پیش میره ;-)
  • محبوب حبیب
  • سلام یاسی جون.
    وااای مرسی چقدر اطلاعات مفید دادی. 
    من راستش در مرحله ترس از هر دوتاش هستم. سری قبل که بستری بودم بخش جا نداشت من رو بردن زایشگاه بستری کردن. 
    اونجا صدای جیغ زایمان طبیعی ها میومد میگفتم غلط کردم من طبیعی نمی خوام. بعد یه سزارین اوردن تخت روبروییم. اونم دیدم گفتم غلط کردم من سزارین هم نمیخوام
    میگن راهی نیست بچه رو از تو حلقم در آرن :دی 

    پاسخ:
    سلام عزیزم ممنون :-) تو چطوری مامان؟؟؟؟ 
    ایشالا خودت و نی نی خوب باشین.

    آره مرسی دوستان. اطلاعاتشون خیلی مفید بود. 

    :))))))) آره کاش میشد ;-)

    هر دو روش سختی داره. بزار من زایمان کنم میام برات همه چیو میگم :-)
  • وقایع نگار
  • پس دیگه آخراشه :)
    خیلی خوبه که این کلاسا رو گذاشتن و اینجور اطلاعات میدن. خیلی از ترسا از ندونستنه. بیچاره قدیمیا چه دلی داشتن... :)) بدون هیچی... سخت بوده. ولی الانا دیگه جای نگرانی نیست. برای هرچیزی یه راه حلی هست. راجب ماما هم آره. حرف مامان منو میزنی. من همیشه میگفتم باید دکتر تو هر زمینه ای تخصص داشته باشه ولی جدیدا به یه ماما مراجعه میکنم و میبینم این کجا اون دکتر متخصصی که میرفتم کجا! واقعا حالیشه!! و بهتر از اونه. 
    پاسخ:
    بعلهههه
    آره. برا من که واقعا عالی بود تازه من خوشحال و خجسته تا الان نرفته بودم! میتونی از اول بارداریت بری. آره ندونستن همیشه آومو بیشتر میترسونه. قدیمیا که واقعا معجزه میکردن. 

    چفدر خوب. خدمات بهتر دریافت میکنی و تو مطب متخصصا تو شلوغی و جمعیت و... آزار نمیبینی. نمیگم متخصص ها بدن. خدانکنه آدم بیماری خاصی داشته باشه بعضی مسایل رو باید بری متخصص. اما برای چیزای کوچیک نه. تو ایران برعکسه واسه سرماخوردگی میرن فوق تخصص! 
    سلام یاسی جان
    یه نکته ای رو که خودم تجربه کردم خواستم بهت بگم اوائل که بچه شیر خوردن رو شروع میکنه ممکنه نوک سینه هات زخم بشه و حتی خون بیاد برای اینکه زودتر خوب شه بعد از شیردهی سینتو فشار بده چند تا قطره شیر بیاد بمال رو نوک سینه ات بذار تو معرض هوا ازاد خشک شه خیلی زود خوب میشه
    راستی ما اینجا منتظر عکس الما خانوم باشیم؟
    پاسخ:
    سلام عزیزم ممنون مرسی از راهنماییت :*

    فک نکنم!
    باباش اجازه نمیده ;-)
    ای جانم یه فرشته تو راه دارین ^__^ 
    :*****************
    پاسخ:
    بله بله :) یه کوچولوشو ♥
    چیزی نمونده تا گل دخترت رو در آغوش بگیری و از همه ی حس های خوب لبریز بشی...
    منتظر روزی هستم که وبلاگت رو باز کنم و از حس هایی که موقع زایمان و بغل کردن آلما تجربه کردی واسمون نوشته باشی.

    در سلامتی و عشق باشی همیشه...
    پاسخ:
    آره سیمین جانم یه کمی مونده فقط یه کم :-) 
    همین حس و حالو برات آرزو میکنم
     ایشالا به موقعش :-)

    ممنون گلم ♥ :* 

    خواستم یاداوری کنم تل و گل سر واسه آلما جون فراموش نشه ها
    حتما بخری :))
    پاسخ:
    ای جان ای جان :)))
    حتمننننن :-)
    یاسی میگمممم
    داشتم فک میکردم با شروع درد اولیه و بین تایم حمام و اماده شدن ایا وقت پست گذاشتن هم هست؟:)) ^_^
    پاسخ:
    :))))))
    نکته ظریفی گفتی! 
    اگه منم، لابد اون موقع هم میتویسم :)))

    شایدم در حد دو خط بشه نوشت ;-)
    فردا به سلامت بری و با کلی انرژی برگردی یاسی عزیزمممممممم. مراقب خودت و سیبت باش:* کلی کیف کن و لذت ببر... هوای تهران عالیه بیا و عشق کن :*
    پاسخ:
    ممنون یاس خوشگلم :****
    ای جانمممم هوا ♥♥♥♥♥♥
    ای جانممم خاله فداش بشهههه ^_^
    پاسخ:
    ♥♥♥♥♥
    سلام چقدر خوب نوشتی منم تجربه زایمان طبیعی رو دارم عالیه :)
    امیدوارم همه چی بخیر بگذره ...
    پاسخ:
    چقدر خوب :)

    ممنون عزیزدلم :**
    وای مرسی یاسی مهربون،اصلا محبتت از بین کلماتت صاف میاد تو قلب ادم میشینه،واقعا خوشبحال کسایی که درآینده شما دکتر روانشناسشون میشی چه ارامشی با حرفات میگیرن.
    من اصلا نمیدونستم زایمان فیزیولوژیک یعنی چی،با خوندن مطلبی که گذاشتی تازه فهمیدم،اما کاش بیمارستانها اجازه بدن انقد موقع زایمان راحت باشیم،خداکنه گیر یه مشت پرستار و مامای بی حوصله و بداخلاق نیوفتیم :-(((
    مخصوصا که زایمان من تو تعطیلات عیده یا اواخر اسفند که همه از سرکار رفتن اجباری تو اون روزای سرشلوغی دل خوشی ندارن
    پاسخ:
    ای جانم :)
    خواهشمندم عزیزم

    واقعا کاش خیلی چیزا تو کشورمون تغییرات بنیادی میکرد. آدم یه سری فیلما رو میبینه چقدر تو کشورای خارجی فرق داره. اونوقت ما هنوز میترسیم شیفتی که میریم بیمارستان شیفت خوبی باشه پاچه‌مونو نگیرن.

    الهی به دل خوش و سلامتی 

    از احوالت و پیشرفت نی‌نی بهم خبر بده 3>
    من بسیااااااااااار بسیااااااااااااار از خانوم آوا بانو مچکرم!
    خیلی آموزنده بود کامنتهاشون
    فکر کنم باید از جمع ویزیت بگیرن
    یاسی جان خودتم ایشالا خداوند برات بهترین روز زندگیت قرار بده روز اومدن گل دخترت رو
    پاسخ:
    منم بسیار بسیار :)
    ممنون دوست خوبم :***
    سلام یاسی جان.ببخش مزاحم میشم یه سوال دارم:-)
    من کلا دو دفعه رفتم بازار تهران که زود هم ازش زدم بیرون الان کارم افتاده به بازار تهران ولی از هیچ کجاش سر درنمیارم گفتم شاید تو بدونی.
    ببین من دنبال مغازه ای میگردم که برای لباس منجوق و سنگ و مهره (مخصوصا مهره های ریز )و سگک و قفل و اینجور چیزا رو داشته باشه چند تا مغازه اطراف خودمون رفتم ولی رنگها و اون چیزی که من دنبالش بودم رو پیدا نکردم چیزی که میخوام نبود منجوقاش یکم خاصه!!! میدونی اسمش منجوقه ولی خاک بر سر هیچیش شبیه منجوق نیست:-) اینه که در به در شدم دنبال یه جایی هستم که مرکز فروش اینجور خنزر پنزرا باشه حالا نمیدونم دقیقا کجای بازار باید دنبالش بگردم. آهان یه چیز دیگه هم هست اگر جای دیگه ای هم غیر از بازار میشناسی بگو :-) مرسی 
    پاسخ:
    سلام عزیزدلم خواهشمندم گلم :)
    داخل بازار بزرگ، هیچ‌وقت چشمم نخورده به این چیزا. البته باید باشه؛ از شیر مرغ تا جون آدمیزاد تو بازار تهران هست! ولی کوچه برلن زیاده. نگا، ایستگاه سعدی مترو پیاده بشی نزدیک‌ترین جا به کوچه برلنه. همونجا که لباس علوس داره :) پر از خنزر پنزره. همه جور چیزی پیدا میشه از این زلم زیمبوها دیدم اونجا :) 
    میدون تجریش هم پاساژاش دارن. پاساژ رضوی که درست سر پل تجریشه. اون از همه بیشتر داره. ولی تو بعثت و قائمم دیدم.

    از انگشتان مریم خانم ما هزاران هزار هنر میبارد :) این دفعه دیگه داری چی درست میکنی :)

    دوستانی که کامنتا رو میخونین هرکی جایی رو میشناسه معرفی کنه لفتن.
    عروس ورزشکار من چطوره؟:)
    پاسخ:
    تووووپ توووپم! دارم میرم مسابقات استانی :))))))))
    عروس ما کوجاس؟
    پاسخ:
    عزیزممم
    تهران... ترافیک... خرید.. بازگشت... مهمون بازی اجباری :|
  • آقای سر به هوا ...
  • خواهر دوست من بچه هاش تا ماه سوم میرن ولی تو سونوگرافی نشون میده قلب ندارن و میمیرن :(
    عجیبه اصلا !
    پاسخ:
    آخییی :((( طفلکی.. دلایلش متفاوته. 
    البته الان کمتر بیماری‌هایی هستن که تشخیص داده نشن و درمان نشن. امیدوارم مشکلشون حل شه به امید خدا.
    مررسییییی:-)
    کار خودم نیست که باید بخرم بدم به کسی برام درست کنه .حالا یه وقت دیدی تو این راه منم متحول شدم و بالاخره یه کسی شدم:-)
    پاسخ:
    خواهشمندم :***
    تو میتوووونی!
    یادم رفت تهرانی:/ :/ :/ :/ ببین من خودمم یادم میره کجا باید برم 
    ! بیچاره زن/شوهرم:-D

    عکس خریدات کوووووووو پس؟

    اینجا خییییییلیییی انرژیه مث یاسی نوشته:))))))))
    پاسخ:
    :)))))))) منم الان یادم نیست اینجا کجاست و من کیم :-D 

    اصن انقدر لش و خمار بودم امروز پست هم ننوشتم!  چشم پست و عکس پیراهن آلما در اسرع وقت ^__^

    عزیزممم شما خودت گلوله و بمب امبثاتی :))) آخ جون لغت اختراع کردم!
    سلام یاسی جان. آن شاالله اوضاع بر وفق مرادت پیش بره.منم که هفته  25 هستم اوضاع چندان خوبی ندارم. کمر درد دمار از روزگارم در آورده و خونه نشینم کرده.تو خونه هم هیچ کاری نمی کنم و تمام کارهای خونه با همسره.. بدجور کلافه ام. برای خودت اسفند دود کن عزیزم.مواظب خودت باش و برای من هن دعا کن
    پاسخ:
    سلام عزیزدلم ♥ 
    ممنون.
    الهییی کمردرد خداییش خیلی سخته. حتمن حتمن دعات میکنم. ایشالا آرامش داشته باشی و حالت بهتر باشه.  ورزشای مخصوص کمر انجام بده. یا برو پیش یه ماما یا تو نت سرچ کن یوگای بارداری. چن تا حرکت پیدا کن کمردردت رو تسکین بده.
    ایشالا بهتر باشی '***
    ممنون عزیزم :-)
    مخترع واژگان منی عروس:)


    شادی شما و فامیلمون کنار الما ارزوی ماست سه تایی باهم :)
    پاسخ:
    ^__^

    تچکرات :***
  • Alone in the silent
  • س یاسی جون چند وقته انقد سرم شلوغه وقت نمیکنم ب شماها سر بزنم دلم براتون تنگ شده بود
    ورزش و یوگا اللخصوص ت دوران بارداری عالیه باعث میشه راحتتر زایمان کنی و دردتم کمتر میشه ضمنا از چاقی بعد زایمان جلوگیری میکنه
    امروز چقد خوبه هر جا میرم انرژی مثبتا سرازیر میشه :-)


    پاسخ:
    سلام عزیزممممممم چطوری؟؟؟؟؟
    آخییی منم دلم تنگ شده بود
    بعله بسیار بسیار مفیده 

    جانم ♥
  • Alone in the silent
  • خوب توپ درجه یک ممتاز
    ت چی؟؟؟کوچولو عجله نداره برا اومدن؟؟؟
    پاسخ:
    ای جانممم آفرین :-)  همیشه عالی باشی :***
    نی نی انگار میخواد تا آخر چهل هفتگی بمونه!
  • Alone in the silent
  •  مثه اینکه داره صفا سیتی میکنه مگ ن؟؟؟؟؟
    دیگ چ خبر؟؟؟؟
    پاسخ:
    آرههههه '))))
    خبر خیر و سلامتی گلم :****
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی