یاسی‌ترین

یاسی‌ترین

دلم برای خانه و کنار تو بودن پر میزند

پنجشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۴۲ ب.ظ

تخم‌مرغ آب‌پز را میگذارد توی جاتخم‌مرغی کوچک و خوشگلی و با لبخند میگذارتش جلویم. برای خودش نیمرو درست کرده. تبلتش کنار دستش روی میز است و مشغول خواندن نمیدانم چیست. من از خستگی نصفم روی میز است و حال ندارم بجوم اما این خوشمزه‌ترین شام دنیاست. وقتی صبح ساعت پنج و نیم بیدار شده باشی و از تهران رفته باشی کرج و تا شش عصر کلاس داشته باشی، شیرین‌ترین تصور، دیدن همسر مهربانی است که یک ساعت بعد از تو از سرکار میرسد و میپرسد شام چی میخوری درست کنم؟ بعد از خنده‌اش میفهمی منظورش این است که تخم‌مرغت را چه شکلی بیشتر دوست داری! بعد من پاهای ورم کرده‎ام را میکشم و میبرم توی اتاق و فقط میتوانم حوله را دربیاورم و لباس خواب بپوشم و دوباره چرت بزنم تا صدایم کند.

امروز صبح که با آآآآآآییییی بلندی بیدار شدم و همسرم را هم از خواب پراندم، دفعه دومی بود که عضله‎ی پشت پایم میگرفت. به شدت منقبض میشود و فقط هم وقتی ول میکند که خودش بخواهد! داداش میگوید کمبود کلسیم و منیزیم داری و وقتی میگویم من که اینهمه جوشان و قرص میخورم میگوید اونا رو بچه مصرف میکنه. پاهایم تقسیم کار کرده‌اند؛ پای راست دچار انقباض میشود و بعد که ول کرد دو هفته است دردی شدید مثل درد کبودی دارد. پای چپم هم بعد از تقریبا نیم ساعت نشستن سر کلاس درد خیلی بدی میگیرد؛ چیزی شبیه گرفتگی رگ سیاتیک. از روی پوست انگار بی‌حسم اما دردی عمقی دارم. اصلا نمیدانم چه شکلی توضیحش دهم مثل خواب رفتن است. فقط میدانم که باید بلند شوم و بایستم تا بهتر شود. شاید مشکل از گردش خون باشد. جالب اینکه پای چپ و راستم یک بار هم نوع دردشان را با هم عوض نمیکنند! 

سه‌شنبه که سوار اتوبوس شدم تا بروم دانشگاه، حس جدیدی توی شکمم داشتم. یکدفعه انگار آلما، همه‌ی خودش را فشرد توی پهلوی راستم. مثل اینکه کسی بخواهد خودش را از جایی تنگ عبور دهد. دردم گرفت! بعد هم شروع کرد توی همان کنج پهلویم ضربه زدن. همسرم میگفت شاید داره میچرخه. نمیدانم چه میکنی دخترکم اما هرچه هست برای من لذت‌بخش است و شیرین. تک‌تک حرکات و کارهایت برایم دوست‌داشتنیند. هنوز هم وقتی عمیقا به این فکر میکنم که چطور موجودی میکروسکوپی را از وجود خودمان، درست مثل دانه‌ای کاشتیم شگفت‌زده میشوم. و او که انقدر کوچک بود که با چشم هم دیده نمیشد حالا اینهمه بزرگ شده و دست‌کم باید دو کیلویی باشد... بعد از تصور داشتنش بغض میکنم و باری دیگر خدا را شکر میکنم... خدایا شکرت... حسرتش را به دلم نگذاشتی... مهربانم، ممنون که خواستم و اجابت کردی. هرچند میدانم اینی که هستم خیلی با تقدس مادر فاصله دارد اما تو این را صلاحم دانستی. تو لایقم دیدی... شکرت.

مادر همسرم چند تایی لالایی برایم فرستاده بود. توی مسیر رفت و آمدم گوششان دادم. با همه‌شان کلی اشک ریختم!! اما بالاخره یکی پیدا شد که جگر آدم را خون نمیکرد. چندباری گوشش دادم تا حفظ شوم دلم میخواهد با صدای خودم برایش بخوانم و هر شب، آلمای کوچولویم را بخوابانم. از حالا که توی دلم غوطه‌ور است شروع میکنم تا عادت کند.

کاملا بی‌ربط:

چه کسی میتواند بیشترین رژه را روی مخ یاسی برود؟ کسی که احساس زرنگی میکند. کسی که از آب هم کره میگیرد. کسی که همه‌ی همه‌ی رفتارهایش شبیه آدم‌هاییست که توی صف هل میدهند. کسی که به آدم‌ها به شکل ابزار نگاه میکند. کسی که برای هیچ‌کس بی‌منظور کاری نمیکند اگر هم احیانا خوبی‌ای کرد جواب خوبی‌اش را به زور از حلقومت بیرون میکشد! کسی که به مفت‌خوری و پستی عادت کرده. دوست دارد هرجا که رفت بی‌نوبت کارش انجام شود و بعد پیروزمندانه برایت تعریف کند. کلا علاقه‌ی خاصی به تعریف کردن از رشادت‌ها و دلاوری‌هایش داشته باشد و من محبور شوم با چهره‌ی ماسکه نگاهش کنم. کسی که کلا هول است مبادا چیزی توی این دنیا از دستش برود. حتی اگر زهرمار مفتی بدهند، برای سر کشیدنش بدود. مصداق بارز مفت باشه کوفت باشه. آخیششششش :)) گفتم! توی دلم مانده بود.

یکی از دوستان دانشگاهم حسابی رو مخم بود. خیلی سعی کردم فکر نکنم و بگویم خوب به من چه؟ هرکس یه طوریه. اما وقتی این طورِ نفرت‌انگیزش به من مربوط شود نمیتوانم چیزی نگویم. انقدر با خودم کلنجار رفتم تا سر حرف را باز کردم و با لحنی که انقدر جدی بود که خودم هم ترسیده بودم! نکته‌ای را که به من مربوط میشد گفتم. دلیل‌تراشی کرد و مزخرف گفت. اما مهم این است که من حرفم را زدم. اگر خر نباشد اصل مطلب را گرفت. حالا اگر دوست داشته باشد خودش را به خریت بزند مهم نیست. میدانم اگر نمیگفتم یک ملیون بار به خودم میگفتم خاک برسرت :)) اگر خیلی شجاع بودی تو روش میگفتی و اینگونه خودم را تخریب مینمودم : ) 


  • یاسی ترین

نظرات (۲۵)

  • نرگس جوان
  • سلام
    چقدر این حرکات نینی توی دل آدم شیرینه... 
    چند ماهه هست ؟
    آلما یعنی چی؟

    و خیلی هم کار خوبی کردی حرفتو بهش گفتی

    واسه پاهات دکتر رفتی؟
    واسه بارداریته یا نه؟ 
    حتما برو دکتر چون بچه که وزن بگیره و بزرگتر بشه واقعا سختت میشه. در حالت عادی من توی هشت و نه ماهگی نمیتونستم راه برم!  
    پاسخ:
    سلام عزیزم :)
    نی‌نی من نزدیکای هشت ماهشه.
    آلما یعنی سیب. به ترکی.

    نه هنوز به دکترم نگفتم ینی جدیدا اینطوری شدم. 
    آخییی ناازی لابد شکمت بزرگ بوده :)
    الان زیاد حرف بزنم باشگام دوباره دیر میشه شب میاااااام:-*:-*
    پاسخ:
    عزیزی
    :*
    پاهاتونو گرم نگه دارین ابجی خوشگله ی من هم به گردش خون تو پاهاتون کمک میکنه هم احتمالا این حالتی که میگین رگ گرفتگیه ماهیچه پاست که از سرماست البته کلسیم و پتاسیمم مهمه اما دیگه نمیشه بیشتر از این مصرف کرد که علاوه بر آلما به شمام برسه .. گرما و شلوار مناسب که گرم بمونه پاهاتون فراموش نشه خصوصا اگه ماهیچه پشت پاهاتونه محل درد


    پاسخ:
    ممنون گلم ♥ هرچند الان سرد نیست هوا طرف شما سرده ما تو کویریم :)
    آرههه پشت ساقمه ممنون عزیزم حتمن گرم نگهش مبدارم
     
    سلام خواهر من هم تو بارداریش حسابی ورم کرده بود .این اواخر کفش نمیپوشید .هر روز دوش اب گرم میگرفت .
    قدیمیا میگفتن چون بچه دختره اینجوره .نمیدونم چقد صحت داره
    پاسخ:
    سلام عزیزم ای جانم از دست دخترا ;-) 
    من خیلی متورم نشدما ولی روزایی که میرم دانشگاه پاهام سه برابر میشه! دماغمم جدیدا مسگن یکم گنده شده :))
    منم دیگه جوراب نپوشیدم چون مچ پام کبود میشد
    دوش که عالیه
    دیشب خبلی بهترم کرد
    آخی مدل تخم مرغ:-) 
    عه یاسی من فک میکردم این گرفتگی  به تعادل سدیم پتاسیم مربوطه آخه من یه دارویی مصرف میکنم که پتاسیم رو دفع میکنه عضلاتم از اون موقع میگیره وااااایی چه درد  وحشتناکی هم داره من بعضی وقتا تو خواب اینجوری میشم و از خواب میپرم اینقدر بده آدم نمیدونه باهاش چه کار کنه فقط دلت میخواد گریه کنی.

    به به چه مامان بزرگ مهربونی برا نوه ش لالایی جمع میکنه:-)

    خوب کردی حرف دلت رو زدی حس خریت خیلی بده وقتی حرف بزنی حس خیلی بهتری به خودت داری.
    (راجب اون کامنت هم عزیزم برام فرق نمیکنه ولی چون طولانی بود وبت بی ریخت میشه بذار همون جور خصوصی بمونه بهتره:-)

    پاسخ:
    انقدر چسبید تخم مرغا :-)
    شایدم به اون مربوطه  آخی پس میدونی چیه  من هر چی سعی کردم تو دلم بگم آی نشد :))) آرههه دوست داری فقط گریه کنی.

    بعله کلا مامان بزرگای خیلی خوبی داره دخترم  مادرهمسرم الان یک سره داره بافتنی میکنه براش
    مامانم فیلم آموزشی تولد تا پنج سالگی گرفته کلا مشغولن :))

    آخه خیلی هم خودمو سرزنش میکنم و هی تو سر خودم میزنم و میگم جرات نداشتی حرف بزنی از ترس خودم حرف زدم :)) ببین من تا کجا درگیرم با خودم :))))

    باعشه پاکش کردم. خیلی باحال بود ولی :))
     ببین فامیلمون چه مهربونه منو هم میده برای شام:)))) ایشالله شونصدهزار سال همین جوری مهربون و شاد زیر یه سقف ببینمتون 

    هر بیماری داری به خاطر ورزش نکردنه امضا{khshk} دکتر صخره:-D

    کار خوبی کردی حرفتو زدی ایولللل
    ±± دوستتان داریم زیادتا 
    ±±±خسته نکن خودتو با دانشگاه و اینا خانوم دکتر:)))

    ±±±±شب بخیر مرغتون تا این ساعت بیداره و لههههههههه شده از خستگی
    پاسخ:
    بعلهههههه مهربونه ♥ممنون عزیزدلم

    دکتر حق با شماست :((

    عزیزمی ما نیز دوستتان میداریم بسیار ;-)

    مجبوریم دکتر جان مجبووور! این ترم واحدارو تموم کنم که بعدا آلما خانوم تنها نمونه
    آخیییی خوووب بخوابی 
    خواب بعد از خستگی خیلی میچسبه
    پس یواش واحداتو تموم کن مواظب خودت باش الان این ترمو بخونی تمومه؟فوق میگیری یا دکتر میشی؟:-D

    اخ اره انگدرهههههه چسبید 
    پاسخ:
    باعشه یواش تموم میکنم :)) فوق میگیرم تازه :/ کاش دکتری بود. البته پایان نامه هم هستا ;-) واحدا این ترم تموم میشن. باید این ترم موضوع هم تصویب کنم در حالی که اصلا نمیدونم پایان نامه چی هست :)
    بچه ها میگن مرخصی بگیر حالا بعدا... اما خود گشادم را میشناسم! بهتره پشت هم باشه وگرنه....

    نوووش جان عزیزم. اصولا استراحت به کسی میچسبه که خسته باشه ;-)  
    سلام یاسی:*
    اصنش اخر هفته دیر میگذره نیستی تو :( ::دی

    بعد اسم انتخاب کنید دیگه من روانی شدم قاطی اسما-_- 
    گلنارم خوبه بعد عاشقش هی واسش میخونه گلناررررررررررررررر گلناررررررررررررررررر :)))))))))))))))) 

    یه دوستی بعد زایمانش نی نی به اهنگ و لالایی هایی که دوران بارداری براش میخوند واکنش نشون میداد و اروم میشد حتما شروع کن ^_^



    بعد اینکه فک کنم قبلا از این دوستت یکم نوشته بودی دیگه الان منفجر شد!:)) خیلی خوب کردی گفتی :)



    پاسخ:
    رفتم وبت یاس! داشتم کامنت میزاشتم حس کردم همزمان تو هم داری مینویسی برام! اومدم دیدم درست حس کردم :-)

    سلام عزیزدلم ♥
    الهییی عزیزم :*
    اون شکلکت عالیه :)))) 


    دیوونه گلنار :))))) یه مملکت باهاش خاطره حمومی دارن :)))))) 
    ای جونمممم جوجو کوچولو ♥

    :)))) بلی! انفجارم خطرناکم هست!
    ^_^ اصن این تله پاتی عالیهههههههههههه


    وای یاسی مردم از خنده اصن حواسم به صابونش نبود:))))))))))) گند زدن به اهنگ به این زیبایی با این نامگذاری محصولاتشون:))))))))))))


    عاغا همین نوا ی خودتون خیلی قشنگه^_^


     
    وای یاسی دکتری! پایان نامه! اخ درس خوندن چقدر سخته! من از ترس هین دفاع و پایان نامه احتمالا ارشد نمیخونممممممم":)))))))))))))))))))) 

    پاسخ:
    اوهووووووممممم ♥♥♥♥


    تو روحت فک کردم عمدا گفتی :))))))))


    آره فک کنم داره میشه نوا :-) 
    منم مثل چی از پایان نامه میترسم  از دکتری کمتر.  میتونم تراکتوری درس بخونم :))) ولی تاحالا کار تحقیقی نکردم:))

    تو هنووووز کلی وقت داری عزیزم  ایشالا کم کم راهتو پیدا میکنی
    :)))))))) نه بابا من ساده و معصوم داشتم دنبال اهنگ میگشتم واسه وبلاگ بعد رسیدم به آهنگ گلنار ! ببین:
    گلنار 
    کجایی که از غمت ناله میکند عاشق وفادار گلنار 
    کجایی که بی تو شد دل اسیر غم دیده ام گهر بارگلنار
    دمی اولین شب آشنایی و عشق ما به یاد آر گلنار
    در آن شب تو بودی و عشق و عشرت و آرزوی بسیار
    چه دیدی از من حبیبم گلنارکه دادی آخر فریبم گلنار 
    نیابی ای کاش نصیب از گردون که شد نا کامی نصیبم گلنار



    بعد دیدم وای چه شعری ادم باید اسمش گلنار باشه اینو براش بخونن! :)))))))))))



    بدیش اینه که اصن به درس اضافه خوندن اعتقادی ندارم مگر یه رشته ی خاص..مثلا همین روانشناسی تو!
    ولی واسه رشته ی منبه نظرم فقط نهایتا میشه ترفیع سمت و اضافه حقوق و اینها 

    پاسخ:
    ای جووووونم عزیزکم
    آخه من یه ویدیو با همین آهنگ بسیار زیبا دیدم :)))) خاک به سرم :) همه چیو این هموطنان عزیز به گند کشیدن!!
    شعرش عالیه ♥♥♥

    یاد گلنارم میوفتم که تو جنگل گم شد رفت خونه خرسا :-) عاشقش بودم بچگیام رفتم سینما بعد یک ملیون بار نوارشو گوش میدادم

    تو هنرمندی. به گزینه های بیشتری به غیر از رشته الانت فک کن. خیلی راه داری :-)
    چقد حس خوب داشت این پست،ترم چندی شما؟چند وقته مزدوج شدید؟اگه دوس داری جواب بده:-*
    پاسخ:
    ممنون عزیزم :-)
    ترم سومم 
    چهار ساله هم خونه ایم اما شش ساله مزدوجیم و هشت ساله با همیم ^_^
    یعنی از دست شما دوتا یاسی ها:-D گلنارررر صابون گلناررررر تررررکیدم از خندههههه
    پاسخ:
    :))))))))))

    خووو این یاسی ناخواسته سوتی میده منم که فکرم اصلا منحرف نیست :-D
     سلام مامان یاسی عزیرم:-*:-*:-*
    یاس بانو ؟ما گمان نمودیم آقای پدر گسترش دهنده..شما را چون نمود است...
    شما گفتی :آ آ آ آ ییی......
    خانم جان یه نمه رعایت نما!!
     ها...بانو...منظور از چون نمودن..ویشگون است...
    یاسی لپ های مبارک تان  از چه سیب سرخی شد؟
    بله می گفتیم..شما پاهای مبارک تان را می بایستی بگذاری بلندی...مثلا در زمان کلاس...بگذار روی صندلی جلویی تان....یا روی میز استاد؛)
    بعد دانش ژویه ستاله دار می شوی:))))
    بله می گفتیم بانو:یاس بانو؟چقدر شما زیبایی خانم جان:-*ما عاشق لگد زدن های سوگلی جان هستیمااا:-*:-*:-*:-*
    بهش گشیده زدن هم یاد دهید لطفا..
    ما از شما بسیار تشکر می نماییم.
    به به چه یاسی زیبایی...یک نفس عمیق بکش جانم....
    اوه..یک بار دیگه....
    به به چه دختری...
    ~~~~~~
    یاسی دوست دارم.
    یاسی جون؟
    شوی مادر دختر تان یه نمه!نه خدایی خیلی از یه نمه بیشتررررر..خل وچل است با  نو...شما عف بنمای:-*:-*:-*:-*
    پاسخ:
    سلااااااااااام خاخور گل گلاب :*****
    :)))))) بدجوری عاشقتم خل :)
    وای چقدر خندیدم :)))))

    رو میز استاد بهتره :))
    جیگرتو خیلی عشقی :***
    چقدر وقتی نیستی جات خالیه
    عاشق خل و چلیتم دیگه ♥♥♥♥♥♥♥
    :)))))))))))

    با تو هیچکس جز من بی سپر نمیجنگه
    با تو هیچکس از این بیشتر نمیجنگه 

    چاووشی

    هر وبی برم حرفم نیاد هر اهنگی پلی باشه همونو مینویسم لامصب هر چی اهنگه با کلاسه اینجا پلی میشه :-D
    پاسخ:
    ای جانم ♥ 
    ممنون عزیزدلم :*

    آقااااا با کلاسی که دست خود آدم نیست پیش میاد یهو :)))))
    یااااسی اخر برا اسم نتیجه چه شد؟
    پاسخ:
    فعلا هیچی! 
    میخوام هرچیزی هم که گذاشتم تو وبم همون آلما صداش کنم. اما هر وقت پیدا کردیم خصوصی به دوستام از جمله تو میگم. 

    وای...یاسی یاد خودم افتادم اشکال نداره؟وقتی پسرم یهو میچرخید...ینی حس میکردم الانه که بیرون بیاد..خیلی پر جنب و جوش بود خصوصن ماههای اخر...اخخخخ..پسر من یه نوزاد ایده ال بود یاسی...از شب اول گرف کنار مامانش خابید...انقد اروم و معصوم...الانم که عشقه و جیگر...فقط توی سن لجبازی و بزن بزن و جیغ و ایناس...
    و وای امون از اون آدمایی که گفتی...متنفرم از اینکه کسی منو احمق فرض کنه و خودش رو زرنگ...زرنگ بازی های مشمئز کننده...منم ادم کاملی نیستم اما خیلی بدم میاد از این صفت و خداروشکر در من خیلی کمرنگه..
    پاسخ:
    آخیییییی ناااازی پسر شیطون :*****
    ای جانمممم ♥ خدا کنه دختر منم آروم باشه 
    اصن پسر شر نباشه تو این سنا حال نمیده که ;-)

    واقعا مشمئز کننده :/

    هنرمند نیستم یاسی ولی عاشق هنرم دوست دارم به همه ی فاز های مختلفش انگشت بزنم اما از نظر شغلی اصلا بهش نگاه نمیکنم:)) 
    همین حسابداری خوب است ،هدفم بانک است اینکه صبح بروم و ظهر هم تمام شود  و همین. :))
    میدونی یاسی من اصلا عشق کار کردن نیستم ترجیح یدم بشینم تو خونه و سرمو با علایقجاتم گرم کنم و بچه داری:)) وبلاگت فمنیسم نداره بیاد بگه خاک تو سر عهد بوقیم کنن؟:)))  


    به منم بگو منم میخوام من عاغااااا من مـــــــــ(یاسی در حال کش آوردن دستش به حالت خانووم اجازه ما)ــــــــــــــــــن (خبر اسم بچه چه شد را میگویم:دی )



    پاسخ:
    من میگم هنرمندی بگو چشم.
    هیسسس دیگه!  
    خو تعارف نداریم که کاراتو دیدم که میگم. 
    آخییی :-) کار نیمه وقت برای خانوما بهترین چیزه.
    منم امیدوارم در آینده ها دفتری داشته باشم و مراجعه کننده ببینم اما دو سه تا در روز. دوست ندارم از اون روانشناسایی باشم که داری حرف میزنی میخوابن :))) از زندگی شخصی خودمم بیفتم بچم ناخون بجوه شوهرم افسردگی بگیره خودمم پیر بشم  :))))) سناریو رو داشتی؟؟؟؟ سریع ساختمش!!
    والا وبلاگ من همه چی توش پیدا میشه:))) باور نداری همه چیو تست کن:-D هرچی  بگی یه نفر صداش درمیاد
    ای جووووونم ملومه که به خاله یاس رنگولیش میگم :) :**


    رفتم تو کامتای پست قبلیت فضولی کردم خو الان حرفم اومد
    فک کنم شارونا میشه :سرزمین پربار و حاصلخیز مطمئن نیستم ولی:)

    یاسی یه کتاب خونده بودم توش شخصیت اقای داستان یگه ن دوست داشتم واسه بچم یه اسمی انتخاب کنم تا واسه اون باشه و دخترم با شخصیت خوب و رفتار ایده الش این اسم رو گسترش بده:) اسم دخترش "گلگیسو" بود:) 
    من این عقیده رو داشتم اون زمان که اسم باید خاص و تک باشه.اما الان نظرم عوض شده.ترجیح میدم اسمی بذارم روش که کسی نپرسه معنیش چیه...حالا این خوبه بعضی اسما رو که باید پرسید حالا بچه دختره یا پسر:))  فقط دوست دارم حس خوبی داشته باشه. آدم با شنیدش یاد حس های خوب بیافته. واسه همین نهال دوست نداشتم هیچوقت غنچه رو ترجیح میدم شاید نامتعارف باشه اما ادم رو به جای درخت یاد لطافت گل میندازه :) حاک تو سرم حالا یه نهال پیدا نشه:((( 
    برای همین نوا رو دوست دارم.همه ی سازها و موسیقیها دلکش و زیبایی که شنیدم برام تداعی میشه :) 
     در اخر اینکه مهم اسن نیست اسمت چی باشه ،تو باید زیباش کنی. مثلا نیلوفر اسم زیبایی هست اما چشم دیدنش رو ندارم به خاطر نیلوفری که از شخصی یادم مونده... 
    باید جوری زندگی کنیم که مثلا شوهر ادم میگه اسم بچه رو بذاریم یاس طرف دیگه با یاداوری این اسم رو من بگجه اخییییییییش اره دوست دارم نه اینکه بگه میخوام مرده شور ریخت و اسمشو باهم ببرن:))) والا:))

    پاسخ:
    :)))) 
    آخیییی آره موافقم. وقتی هم که اسمی بزاری با یادهای خوب بعدا واسه اطرافیان از اون اسم خاطره خوب میسازی :-) ♥ خود دخملی هم حس خوبی پیدا میکنه به اسمش :)

    درخت که خوبه :)) 
    پیدا شد خودت جوابشو بده :))))


    ای جانم یاس که منو یاد همه چیزای خوب میندازه♥
    ^_^ چون تو میگی چشم :دی

    دقیقا همینه. یکی از استادا میگفت طرف پرفسوره زنش داره تو خونه میپوسه این صبح تا شب کلاس ،از اونور زنه دلش خوشه شوهر پرفسور داره،میخوام نداشته باشی میترشیدی بهتر بود:))
    دقیقا...تعالی خوبه،تو کار درس، علم دین هنر اما در حد تعادل .هدف اصلی تر ارامش تو و خونوادته^_^
    پاسخ:
    اوهوووومممم دقیقا 
    آرامش با هیچی به دست نمیاد مگر با خواست خودمون
    عجب جمله ای گفتم :))

    منظورم اینه که معیار خاصی نداره. باید بخوای و دنبالش بری. پولو مرتبه احتماعی و اینا لازم هستن اما فقط ابزارن. 
     بله می گفتیمB-)ما هم عاشقتیم خانم یاسیo (∩ ω ∩) o
    این وبلاگ تان که!!کشو ندارد!!نه گلی نه قلبی!!مردم وب شان دلاور دارد..پراز آیکنO:-)
    بگذریم چوف ناله بس است.
    .
    الهی شکر که معضل ورم پای مبارک تان حل شد:-!
    پاهای مبارک را شسته..ناخن هایش را لاک زده..سپس روی میز استاد گذارده...هم ورمش می خوابد!!هم زین پس نمرات بیست دو می شویB-)
    گاهی هم انگشتان مبارکت را تکانی دهی بدک نمی باشد!!کاربردش مثل بای بای استاد است!
    بله یاس بانو!این جیغ وآییی گویی تان ما را متفکر می سازد بانوB-)
    اگر به چون کردن های تان ادامه دهید.. هی همسر محترم تان.را بپرانید...یک هو دیدی فضا نورد شدا؛)
    به آن عضله محترم تان بگویید....جان مادرش ول کند...سرکلاس منقبض انقباضی نشود....استاد فضا نورد شود!!
    .
    ها یاسی بانو...شما یاس سینه سرخی مان هستی...با بروی دارو هایمان را بخوریم و لالا بنماییم....فردا کلی کارو....
    فدای آآ آ آ ییی گویی تان:-*:-*:-*:-*:-*
    پاسخ:
    وای از دست تو :-D
    :))))))
    قربونت برم که گوله نمکی ♥ 
    این چیزا از کجا به ذهنت میرسه :)))))
    عاشق اون مختم :))))


    دوستتان داریم هوااااررررتا ♥
    دارو؟ ؟؟؟
    ایشالا که چیز خاصی نباشه شب بخیر عزیزم و خوب بخوابی :* * * *
  • Alone in the silent
  • آدم باس بگه حرفاشو ت دلش نمونه آورین گفتی هم اینجا هم ب خودش
    اصن میدنی آدم پستای شما دوتا یاسی هارو میخونه عشق میکنه اصن حس خوشبختی و آدم حس میکنه پس واس همین صخره هی اینجاها میپلکه :-B
    پاسخ:
    بلی :)

    ای جااانم متشکرم 

    خوش اومدی دوست من :) خوشحالم توام اینجایی :***
    ذهن ؟یاسی بانو!؟ما چندین دفعه نوار ذهنی گرفتیم....همش سفید بود!!!
    هیچ خطی درش نبود..حتی///~~~||><>اوف درصد%
    حال می پرسین ازکجا به ذهن؟
    سینه سرخ بانو؟به ما گفتن:عاشقتیم کله پوک!! 
    .
    هواار هواررر..یاروم میایه..دل دارم میایه....
    .
    ها..دارو...اعصاب روانی ها دگر...سرما خوردیم ؛)
    خانم داکتر یاسی!؟یک ویزیت مجانی هم بشویم بد نیستا...
    از نظر وانشناسیه...فروید و...؛)
    آیا نیاز به بستری داریم؟یا مشکل حادی نیست؟
    دکترجان؟ما قلقلکی هستیما لطفا رعایت بنما:/
    یعنی چه!؟مگر وانشناسیه ها فشارهم میگیرن؟؟یعنی چه؟نفس ازچه بکشیم؟چه 
    کار با ریه وشش های مان داری؟
    گوشی رو بردارعزیزم...
    یخ زدیم بانو....
    یاسی ما خیلی دوست تان داریم:-*:-*:-*:-*به به چقدر بوسیدن تان مزه دارد:-*فاز دارد:-*صبح شما هم بخیر:-*
    دیشب خواب دیدیم...با شما داریم مرغانه می خوریم:)مرغانه همان تخم مرغ است...اینقدر به آن شمایل مبارک تان خیره شدیم که!!یهو صبح شد:/دوس داشتیم دس بنماییم لای طره های مبارک تان...دستمان گیر بنماید..زنگ بزنیم آتش نشان ها بیایند..دست ما را از لای مو های فلفلی تان نجات دهند...آه...افسوس که صب شد....
    امشب ببینیم می توانیم ادامه دارش بنماییم....:-*
    مراقب خودتان باشید بانو مامان یاسی زیبایم:-*:-*:-*

    پاسخ:
    ای جااانم :) نوار مغزی خالیتو عشق است :))))))))))
    اونی که اونو بهت گفته بابالنگ‌درازت بوده میدونم! راسی راسی که عاشقته 3>

    الهی که زودتر خوب بشی خاخورم خودت دیگه اوستایی مادر مراقبتهای خانگی لفتن!

    برو پشت پرده عزیزم من معاینه‌هام دقیقه :))))))))

    ما با شش و ریه و کل امحاء و احشات کار داریم ( این جمله رو در حالی میگم که دارم لاتکس تو دستم میکنم! )

    الهیییییییی :) بیا! ببین خواب دوستان را هم مختل نموده‌ایم 
    دوستتان داریم قد همون سبزی و زیبایی دور و برتون :) مرغانه که به یاد ما زدی خاخورجان یه تیکه پنیر هم بزار کنارش که عااالیه 3>
    :*************
  • عسل نوی نو
  •  سلام یاسی مرخصی نگیر درست رو الان میتونی تموم کنی بعد اصلا وقت پیدا نمیکنی خیلی سخت با بچه فکر کن من نوزاد یک ماهم رو با همسری میبردیم دانشگاه تا من برم سر کلاس بعد بیام به طفلی شیر بدم چون اصلا شیشه نمی گرفت.نمی تونستم خونه مامانم بذارم سینه هام رگ میکرد یه مصیبتی بودها
    پاسخ:
    سلام گلم
    نه بابا هرجوری هست میگذرونم گناه داره بچه نوزاد. منم که راهم دوره.
    الهیییی طفلک چه سختتون بوده
      اوه...داکتر یاسی باااانوB-)
    ما پشت پرده ی مه آلود نمی آییمB-)
    عجبااا...!!!!
    علوم روان شناسیه را چه به اماع واحشاح و..مابقی مبار ک وجور بیماران آخرر؟؟
    فروید هم این گون بود بانو؟
    .
    بله می گفتیم..یاسی بانو مامان ی...شما شب ها هم پای مبارک تان را بگذار بر بلندای بلندی کوه دماوندB-)
    بعد بفرمایید برایتان مااااساچی نماید...:-$
    یاسی چون که گفتیم بنمایی..دگر چون آییی.... نمی شوی!:)))
    شما بل کل مارامختلی نمودی!؛)
    چشم..ما پنیر سیاه مزگی مصرف می نماییمB-)
    این گلوی لامذهب ما بسی می سوزدT_T ....
    مراقب خودت باش قربانت شوم:-*:-*:-*
    عاشق تانیم مامی یاسی جون جونی ام:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*
    پاسخ:
    بیایید بیایید :))))
    اصل همان وجودات مبارکات است ;-)
    نه بانو این روش خاص خودمان است :))))

    :)))) ایول!

    ای جان مواظبت باش عزیزم ایشالا زودی خوب میشی


    مانیزهم '********
    اتفاقا  به نظرم کار خوبی کردی گفتی هم دلت خالی شده هم طرف مقابل پیش خودش نگفته زرنگی کردم و کلی ذوق کنه برای خودش فهمیده که ناراحتی
    پاسخ:
    اوهوم :-)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی