یاسی‌ترین

یاسی‌ترین

پر از فکرم

دوشنبه, ۶ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۵۸ ق.ظ

امروز حس حرف زدن دارم! اما دقیقا نمیدانم چه بگویم. فقط حسش را دارم. برعکس خیلی روزها که سایلنت شده بودم، امروز از آن روزهاییست که دلم میخواهد یک ریز و بی‌وقفه حرف بزنم! گاهی که یکی از دوستان قدیمم را بعد از مدت‌ها میدیدم، انقدر حرف میزدیم که صدایم میگرفت :))) یا شب‌هایی که تا اولین تابش بیدار میماندیم...

دلم حتی گفتن حرف‌هایی میخواهد که هیچ دردی را دوا نمیکنند. کاش روانشناسی بود که مطبش خلوت بود... قرار نبود تایمت تمام شود. به شکل کاملا کلاسیک روی تخت روان‌کاوی میخوابیدم و میگذاشتم اشک‌هایم با چشم بسته بسرند و بریزند توی گوش‌هایم و اصلا هم از فکر اینکه با این یک ربعی که بیشتر حرف زدم چقدر باید پیاده شوم، قلبم از دهانم بیرون نمی‌آمد. قرار هم نبود روانشناس توصیه خاصی کند.

کاش اصلا همان تخت، تخته پاره‌ای شود روی رودی آرام. همینطور دراز کشیده باشم و نور خورشید از لای شاخه‌های درخت‌ها به پلک‌های بسته‌ام بتابد... یک دستم هم توی خنکی آب... صدای آوازی را از دور بشنوم و دل بدهم به دلش...

همسرم زودتر از آنچه فکر میکردم سرحال شده. گندی که من با آن عظمت زدم :)) فکر میکردم حالا حالاها درست نشود.

این روزها فکرم مشغول رابطه‌هاست. زن و شوهرهایی را دیده‌ام که نصف صمیمیت من و همسرم را ندارند اما هیچ‌کدام از مشکلات قبلی و الان ما را نداشته‌اند. البته کسی از خلوت زن و شوهرها خبر ندارد. اما آنچه از بیرون دیده میشود، مرا به فکر میبرد.

حتی توی اوج بحران‌هایمان همسرم رعایت چیزهایی را میکرد که خیلی از زوج‌ها توی عاشقانه‌ترین لحظاتشان تجربه نمیکنند. خیلی از زن‌ها حتی نمیتوانند تصور چیزهایی را که من تجربه کردم داشته باشند. اما چطور میشود که بعضی اتفاق‌ها برایمان افتاد و میافتد.

یکی از دوست‌های دبیرستانم خیلی با شوهرش اختلاف دارد. شوهرش شکاک است و گیر میدهد. کتکش میزند. تحقیرش میکند. با هم لجبازی میکنند. اما رابطه جنسی مرتب دارند. حتی میگفت همسرش خیلی روی این قضیه حساس است و پیله میکند و او باید حتمن جوابگو باشد. یک روز خانه‌ی یکی از بچه‌ها جمع بودیم و او دیر آمد و میگفت همسرش خواسته‌ای داشته و مجبورش کرده انجام دهد. 

دوست دیگری دارم که میگوید تا از شوهرش همدلی میخواهد، تا غمگین است و دلش بغل میخواهد، شوهرش شلوارش را پایین میکشد. همین دوستم در حسرت بغلی خالی و بدون منجر شدن به چیزیست. میگوید دلم میخواد فقط بغلم کنه و به حرفام دل بده.

چطور آنها عشق و صمیمیت و احترامشان کافی نیست اما رابطه زناشویی دارند؟ آنهم نه رابطه‌ای سرد و از سر اجبار؛ نمیگویم عاشقانه است اما گرمای غریزه را که دارد.

دیروز توی یکی از گروه‌های تلگرام فایلی صوتی فرستادند. مشاوری مذهبی آموزش روابط زناشویی میداد. بعضی از توصیه‎هایش بد نبود اما نود درصد این فایل جوک بود. تنهایی توی خانه بلند‌بلند میخندیدم. مثلا میخواست مدرن باشد. مثلا یک جا گفت یه شب لباس پرستاری بپوشید به شوهرتون بگین امشب میخوام پرستارت باشم! یه شب لباس خواب خلبانی بپوشین بگین امشب میخوایم بریم تو آسمونا. یه شب لباس خواب ملوانی :)))) من همسرم را تصور کردم که دو گزینه در موردش اتفاق میفتد یا از خانه فرار میکند یا انقدر میخندد که از حال برود. فکر کنم این مشاور فیلم زیاد دیده بود :))

  • یاسی ترین

نظرات (۲۰)

یاسی عزیز چقد خوشحالم که تو در مورد این مسائل می نویسی ببین خیلی از زوجا این مشکلاتو دارن ولی نمی تونن به کسی بگن من خودم یکمی همین مشکل تورو دارم و وقتی اینجا میخونم حس می کنم تنها نیستم (لطفا" خواهشا" هرکسی دوست نداره این مسائلو نخونه بره جای دیگه بذارید کسایی که واقعا براشون مفیده استفاده کنن)
همسرم دقیقا" به این جور روابط به چشم یه چیز غریزی مثل غذا خوردن و ... چیزای غریزی دیگه نگاه میکنه و هیچ وقت محبت کردنش بمن تو آغوشش به چیزی ختم نشده. من این رفتارشو خیلی دوست دارم.ولی اون موقع هایی هم که باید اتفاقی بافته نمی افته!!! به سرد بودن و این چیزا ربطی نداره چون اینطوری نیستنمی دونم چطوری بهت بگم ولی انگار اون ذهن و تفکر خاصی که در این مورد دارن باعث میشه ما شاکی بشیم.
شلوارشو می کشه عالی بود وای مردم از خنده . خیلی باحالی یاسی

پاسخ:
آره انگار همه آدما بالاخره یه مشکلی تو این زمینه دارن. مشاوره زوجین هم هستا. جاهای خوب و مشاورای خوب. اما هرکسی پولشو نداره. یا وقتشو. بعدم کلا دکتر رفتن استرس‌زاست خودش. وقت گرفتن منتظر نشستن... خود پروسه‌اش آدمو متشنج میکنه. اینه که معمولا ما ایرانیا تا مشکلاتمون خیلی حاد نشه ترجیح میدیم مراجعه نکنیم. یکیش خود من. با وجود اینکه خودم روانشناسی میخونم اما نمیرم.

میفهمم حرفتو مینو جانم.  و یکی از سخت‌ترین کارای دنیا حرف زدن راجع به این جور چیزا با مرداست.

:))) 



خو حالا من از چی بگم؟:دی این پستت رو ایشالا یه چند سال دیگه جواب میدم مثلا میام مینویسم یارو باید بش تجاوز کرد تا پا بده مثلا:))))))) خدا مرگم:))))))) 


خیلی داشتم عمیقانه و با نگاه علمی و اینها میخوندم تا تجربیاتم افزون شود بعد یکهو"تا غمگین است و دلش بغل میخواهد، شوهرش شلوارش را پایین میکشد.... 
قیافه من اول o_O 
چند صدم ثانیه لود شدن طول کشید الان که حس میکنم پرده دیافراگمم پاره شده از خنده:)))))))))))))))... هنوزم وسط نویشتن اینا چشامو میبندم یه چند ثانیه ای نفس کم میارم از خنده وای یاسی:))))))))))) حاج آقائه خیلی باحال بود ولی باحال تر تصور پیشبینی های واکنش همسترت بود یا فرار میککنه یا غش میکنه از خنده:))))))))))))))))))) اخ دلم:))))))))))))) 
میگم حاج اقائه مثلا نگفته بود یک بار هم لباس دلقک های سیرک رو بپوشیم؟:)) 
من نمیدونم چرزا هر بار این فایلای صوتی -مذهبی درباره ی این موضوع رو میشنوم مشمئز میشم اینقدز چرند گفته..حالا اصل مطلب شاید درست باشه ولی لامصب گاهی میشه آموزش قدم به قدم روسپی گری:/ خو ادم با دلش یه کارایی انجام بده بهتره تا تو بیای بگی فلان و بهمان..-_- یک ددوست متاهلی دارم فوق ذهبی هم بود و میگافت من گاهی برای شوهرم رقص انجام میدهد با میله و اینها :/ منم هربار حالم بهم میخورد :|
برم تا فیلتر نشدم :|
پاسخ:
پناه بر خدا آخر سر دختر آفتاب مهتاب ندیده مردمو منحرف میکنم :/
برو دخترجان برو با شناسنامه متاهل  شده بیا :))) الان البته خیلی از مجردا از ما متاهلا بیشتر اطلاعات دارن.

:))))) الهییی مثل دیروز من حتمن میخندیدی :)))))

ببین این مشاور زن بود اییییییی صداشم عشوه ای و تو دماغی دقیقا مشمئز شدم. واقعا آموزش قدم به قدمه :)))


وااای یاس میله :)))))) 
مردم ایران مشکلشون اینه فیلم زیاد میبینن :)))
اوخ اوخ منو بگو همین روزاست فیلتر شم ;-) 
:)))))))))))
عجب شوهر رمانتیکی داره دوستتون تا دلش بغل می خواد شلوارشو می کشه پایین :))) چقد دست و دلبازه این بشر ، خیلی جالب توصیفشون کردی اینقد خندیدم
در مورد اون فایل هم سخته مثلا من لباس خلبانی ،ملوانی فردا از کجا گیر بیارم ،نمی گه این دختر هم  زده به سرش :))) 
بعضی از این سخنرانا نمی دونم بر چه اساسی حرف می زنن یه بار یه آقایی داشت صحبت می کرد در مورد پد گفت هر دوساعت عوض کنید فکرشو بکن روزی 12 تا ...هفت روز می شه جمعا 84 تا یعنی 8 بسته   !!!!یعنی شب باید دو ساعت به دوساعت پاشی و سر کار هم که می ری وا  مصیبتا...
خدا خیرت بده بسی شادمان گشتیم از این پست
پاسخ:
:))))) بعضی مردا احساساتشون اینطوری ابراز میشه :))
میگفت تو مغازه های لباس زیر هست :))) فک کنم تایلتد رفته بوده اونجا دیده ما که اینجا وسایل فتیش ندیدیم!

اه این سخنرانا هم که کلشون تو یه جاس فقط :/ دیوونه ان به خدا :)))))))
تو چه نشستی حساب کردی :))))

من حرفی ندارم راجب پست:-D
حالم خوبه ها حرف ندارم فقط:-D
یاسی اجازه داری منو بزنی همش حرف ندارم:/ اخه اینم شد دوست{حال کن چه خودمو تحویل گرفتم در حد دوست:-D}
پاسخ:
ای جانم :-) 
نه گلمممم از من که دوست تری ;-) من خیلی وقتا اینطوریم که تو الانی :-) 
بلاگفایی ها رسید؟
یاسی جانم,من هم دقیقا همین حس حرف زدن رو دارم به همان شکل که تو توصیف کردی,با این تفاوت که مقابلم نظر هم بده,مثل تابلو نگاه نکنه,بهترین مکان برای حرف زدن یا وبلاگیه بدون کامنت خواستن و یا دفتر یادداشت,از نظر من, والا الان کی حوصله داره قصه های من نوعی  رو گوش کنه مگر کلی هزینه کنی و وقت بگذاری.
...
مسایل رختخوابی خیلی مهمه و مهم اینه که حتی اگر گاهی فقط هیجان صرف بود بیشترش عاشقانه باشه,یاسی ی لحظه تصور کن  مرد بی اینکه شوخی کنه,نازکشی کنه,مهربونی کنه یکهو عین فروانسان بیاد تقاضا کنه.اصلا مشمیزتر از این مگه داریم.که من ازت این رو میخوام,مگه زن رباته.
بعلاوه اینکه خانوم خانوماهنوز یادمه گفتی مقایسه بهترین رابطه رو هم خراب میکنه و من با جون دل گوش دادم حالا خودت داری قیاس میکنیا.آیکون هاارهاارهاار.
...
واای سخنران رو...چه فانتزی قوی ای و چه ذهن مسمومی.بگو پس ما برده ی بووقی آقامونیم ایشون ی جا یکی رو دید و زد بالا عینش رو خونه ببینه و الی آخر..اه اه,چ تصوری دارند از بوووق.
پاسخ:
ای جان.... روناک الان اون که مثل تابلو نگاه میکنه من نبودم آیا ؟ :)))
آره نمیشه توقعی داشت از کسی ....ولی من که حوصله دارم گوش کنم عزیزم ♥ 

آره درست میگی دقیقا همینطوره


آره مقایسه وحشتناکه روناک... خو سوال دارم :))))) 

ذهن مسموم :)))))))) برده :)))) 

کوفت نگیری یاسی مردم از خنده :)))))))))))))))))))))))))))))
پاسخ:
:))))))))

:**
یاسی ترین جانم همه رو خوندم و برا یاس رنگولیانی هم فرستادم منتهاش که من درخواست تام اوت دارم :-Dبا اجازه ات شب نظرمو میگم میخوام قشنگ روش فکر کنم ها؟خب مخم به زمان نیاز داره تا فعالیت کنه خنگ هم نیستم:-D
پاسخ:
:)))))) نه دیگه محبوری همین حالا نظر بدی وگرنه متهم میشی به خنگی :)) تشخیص میزارم روت سه سوته! 
قربونت عزیزم 
:***
یاااسی,فکر کن تو چه تابلوی زییایی میشی,فقط چون ی قسمتت قلمبست یکم تابلو باید بزرگ باشه.
...
نه عزیزکم,منظورم تو نیستی,تو تنها کس و البته بهترین کسی هستی که من میتونم باهاش صحبت کنم و خیالم راحت باشه ی خنغول مقابلم نیست.

پاسخ:
خجالت زده میفرمایین گل گلی :***

قربونت برم عزیزم از ته قلبم خوشحال میشم اینو میگی
ولی خودم میدونم کم حرفم و بیشتر شنونده منظورم به اون بود :))
  • مامان محمدامین
  • این پاراگراف اخر خیلی بامزه بود.به فرض محال من اگر روزی چنین خبطی کنم همسرم فکر میکنه رسما دیوانه شدم
    پاسخ:
    آره :)))))
    واقعا تو زندگی واقعی کی میتونه نظرات گهربار ایشونو پیاده کنه؟
    خخخ یاسی اون دوستت خیلی بامزه بود
    ببین تو دوست های متاهلم فقط دو گروه وجود دارند یه گروه گل شما هستن یه گروه شبیه اون دو تا دوستت یعنی هر چی متاهل دیدم تو همین دو گروه بوده گروه سومی وجود نداره:-) برا همین فک میکنم اگه مختار باشیم انتخاب کنیم بیشتر زنها گروه اولو انتخاب میکنن که شبیه شما هستن:-) اون گروه دوم خیلی ضایع ست من که دیدم بیشتر زنهای افسرده از اون گروه دومن 
    وای اکثر مشاورای مذهبی همینجورین فک میکنن مشاوره یعنی ایده های فضایی و سخنرانی کردن. من هر وقت حرفاشونو گوش دادم فک کردم اینا تو دفتر مشق زندگی میکنن! 
    آی گفتی مشاوره بدون دغدغه پول! یاد یکی از دوستام افتادم عمده اختلافشون سر مسایل ج بود یه مدت رفتن مشاوره بعد دیدن طلاق ارزون تر درمیاد از هم جدا شدن . الان هرازگاهی شام با هم میرن بیرون و بهم کادو میدن اینجوری هم ارزون تره هم رمانتیک تره کسی هم توقع خاصی از اون یکی نداره :))))))))


    پاسخ:
    :)))
    جالبه الان که دقت میکنم منم این دو گروهو میبینم. که البته گروه دوم بیشترن.
    نکنه مردا از مسائل جنسی به عنوان سلاح استفاده میکنن تو اون گروه دوم؟

    امروز گوجه هامون گل دادن مریم. من و همسرم یه جوری جلوی گلدون ذوق کردیم  همسرم صدام کرد گفت بیا گلاشو ببین! گفتم چرا همش تو باید گلای تازه دراومده رو ببینی چرا من نبینم؟! گفت باشه مثلا ندیدم! منم گفتم وای گلاشو اونم گفت عه عزیزمممم بعدم بغلم کرد و بوسیدم :))) خب این دو تا آدم خل که انقدر صمیمی و لاوناکن چرا باید یه جای کارشون بلنگه اونوقت اونایی که چشم دیدن همو ندارن همون جای کارشون نمیلنگه؟؟؟ خوب مخم را نمیده!!!
    طلاق به صرفه تره :))))))
    عالی بودن اونا

    آره بابا استرس هزینه ها واقعا سکته میده آدمو. فک کن من یه بار مشاوره رفتم بعد آخراش داشت راهکار میداد حرفاش طول کشید از یکساعت بیشتر میشد انقدر حالم بد شد اصلا نفهمیدم چی گفت! میخواستم بگم خفه شو داره پول میندازه :)))
    می دونی همیشه چی برام جالبه یاسی؟ اینکه مجردها غالبا تصورات بسیار پررنگی در مورد رابطه جنسی زندگی متاهلی دارن. یعنی فکر می کنن که این رابطه بخش پررنگ و با کیفیتی از زندگی زوجین رو تشکیل می ده. خلاصه که کلی ابر بالای سرشون دارن که زندگی متاهلی پر است از آغوش گرم و تختخواب داغ و ....
    در حالی که واقعیت زندگی بسیاری از متاهل ها اونقدرها با این مسئله خوانا نیست. یعنی همینطور که تو نوشتی خیلی از متاهل ها رابطه احساسیِ لنگ لنگانی دارن ولی رابطه جنسی شون نسبتا اوکی هست؛ عده ای از متاهل ها هم سینگل طور زندگی می کنند و خیلی هم خوش خوشانشان است ولی توی رختخواب کاری به هم ندارند!
    با وجود همه این ها، یاسی من فکر می کنم بهتره از حس و نیازها صحبت بشه؛ اگر صحبت جواب نمی ده یک جور عملی، خواسته رو مطرح کرد.
    یه مسئله دیگه اینکه قبلا زن ها درخواست های جنسی بالایی نداشتن؛ و حتی از درخواست های مداوم همسرشون می نالیدن! ولی با افزایش آگاهی جنسی و شناختی که زن ها از روحیات و بدنشون بدست آوردن، در بطن زوج های جدید با زن هایی مواجه هستیم که حس نیاز دارن و خودشون رو محق می دونن که این نیاز پاسخ داده بشه.
    ولی هنوز مردهای ما اون مردهای قدیمی هستن؛ با همون غریزه! که هر وقت خودشون احساس نیاز داشته باشن وقتِ رابطه است؛ نه وقتی که زن نیاز داره! خانمی رو خاطرم هست که می گفت هر وقت به همسرم از نیازم می گم و ازش می خوام رابطه داشته باشیم در جوابم میگه: ما هم نیازیم؛ وقتی من نیاز ندارم یعنی تو هم نداری! پس فکر بیخود نکن
    جااان؟!!! هم نیااااز !!!!!

    پاسخ:
    آره بالیق جان. منم تصوراتم با اونچه که در واقعیت بود خیلی فرق داشت.
    همون مطرح کردن و چطوری مطرح کردنش خیلی مهمه.

    چه جالب. اصلا به این جنبه‌اش فکر نکرده بودم که شاید این ناهماهنگی به خاطر آگاهی زنا باشه. اینم موافقم که اکثر آقایون ما خیلی خیلی سنتی باقی موندن. پسرای الان هنوزم ته ذهنشون همون مردای قدیمی هستن. 

    ؟؟؟؟ ایشون احتمالا یه نیازومتر دارن که خودش آلارام میده میگه زنش الان نیاز داره :/

    سلام یاسی جون
    من خاموش بودم پس برات آشنا نیستم 
    فقط اومدم بگم من متاهلم ، زودتر از اونی که معمولا عرفه  ازدواج کردم
    چادری و مذهبی هم هستم اهل ماهواره و این بند بساطا هم نیستیم نه من نه شوهرم
    اینو گفتم که بدونی برای این که مقایسه ام کنه یا چشمش تو خونه هم از این جور چیزا دیده باشه این کارا رو نمیکنم چون اعتقاد دارم همچین عقیده ایی کلا اشتباهه
    از این لباسا تو شهر من که شهر مذهبی هست زیاده چطور جاهای دیگه نیست؟!
    من میخرم و استفاده میکنم برای فان برای جالبی برای تنوع برای اینکه رابطه رو از یکنواختی در بیارم و خوب هم خودم دوس دارم و هم برای شوهرم جذابه 
    چرا ما عادت کردیم همچی تو یه چارچوب و به یک شکل باشه ؟ چرا من زن برای خودم اُفت میدونم لباس های خاص بپوشم ، آرایش خاص داشته باشم اونم برای همسرم که بخش مهم زندگی منه ...؟
    شوهرت میخنده ؟:)) بذار بخنده شاد شه بعدش با عشوه و ناز زنانه ات بکشون سمت خودت 
    زن تو ذاتش لوندی و جذابیت و خلاقیته و اینو باید بروز بده 
    اونجوری هم خودش شادتره هم شوهرش هم زندگی زناشویی شون ...
    حالا نگین گیرت افتاده رو این لباسا ، نه من منظورم تنوعه همراه با جذابیته  
    کدوم زنی میتونه بگه از رابطه لذت نمیبره ؟ حتی الان که روانشناسا میگن بیشترین سهم لذت و خواستن از طرف زن هست و سردی مردا ، داد خیلی از خانوم های متاهلو در آورده 
    حالا چراشو دیگه نمیدونم ! خدا همشونو به راه راست هدایت کنه :)))) ؛))
    فعلا خدافظ!😚🌸
    پاسخ:
    سلام عزیزم. ای جانم ایشالا کنار هم خوشبخت باشین.

    بییییخیال!!!! لابد تو شهر ما هم هست من خبر ندارم.

    عزیزم خداییش اصلا فک نمیکردم همچین کامنتی دریافت کنم :)) اگر تو و شوهرت با این چیزا اوکی هستین چه اشکالی داره؟! مهم طرفین هستن.
    ولی خداییش من یک درصدم نمیتونم همچین چیزیو حتی تصور کنم. شایدم برمیگرده به همون بخش از وجودم که گفتم زنانگیم کمه. ینی خجالت میکشم عشوه‌گری کنم. البته اضافه کنم خدای عشوه بودم هم نمیتونستم لباس ملوانی بپوشم! شوهرمم نخنده خودم میمیرم از خنده. 

    آره بیشتر لذت واسه زناست ظاهرا. 

    :)))))) آره

    کلا از آشناییت خوشحال شدم :*

    وجدانا میپوشی؟!!!
  • آقای سر به هوا ...
  • بنده خدا چه تصوری داشته از زنا ؟!
    زن مگه فقط برای ارضای غریضه جنسیه ؟! متاسفانه 90% مردا حس تحقیر کردن موقع رابطه رو دوست دارن به همین خاطر دیگه به احساس توجهی نمیکنن .
    زندگی بغل کردن ، بوسیدن ، حرف های عاشقانه و درک هم هست ...
    پاسخ:
    چی بگم!
    آره اون چیزای آخری که گفتین از همه چی مهم ترن
    واااااای یاسی جدا اینجوری گفته ؟؟؟؟؟؟؟چقد خندیدم نگفته لباس غواصی بپوشید؟؟
    پاسخ:
    آرههههه خیلی باحال بود :)

    :))))))))) غواصی!
    سلام یاسی
    من تازه ازدواج کردم. از این لباسایی که میگی تا حالا نپوشیدم ولی عکسشو دیدم و خوشم اومده. خیلی ناز و بانمکن. فکر کن شوهرت که از سرکار میاد تو رو با اون لباسا خوشحال و خندون ببینه. کلی خوشش میاد.
    منم زیاد عشوه و لوندی بلد نیستم. ولی زیاد با همسرم شوخی داریم. از اول اینجوری عادتش دادم. خوشش میاد کارای غیر منتظره ازم ببینه
    مثلا کاملا میتونم تصور کنم که همسرم از سرکار که میاد لباس خواب پرستاری رو پوشیده باشم و کل خونه رو دنبالش بدووم که بگم من پرستارم بااااید آمپولت بزنم
    بعدشم احتمالا اون کل خونه رو دنبال من میدووه:)))
    کلا دلم میخواد همسرم که میاد خونه یه چیز جدید براش رو کنم که شاد بشه
    پاسخ:
    سلام عزیزم
    خیلی خوبه که تو این زمینه تفاهم دارین
    :))
    خوشبخت باشین و همیشه شاد عزیزم

    خدایی میپوشی؟؟؟!!
    به نظرم همین که جفتتون با این لباسه کلی بخندین خیلی باحاله
    یا مثلا لباس پلیس بپوشی و با حالتی که داری میخندی و از چشمات شیطنت میباره دستگیرش کنی و هررر بلایی جرمشه سرش بیاری
    مثلا بشینی روی شکمش و تا میشه قلقلکش بدی :)
    مردا حتی جدیترینشونم خوششون میاد زنشون شاد باشه و باهاشون شوخی کنه
    پاسخ:
    ببین زینب جان آره نهایتش خنده اس. نمیخواد بکشتم که. من واسه مسخره بازی مشکلی ندارم که بحث تحریک شدنه. نه خودم حاضرم به این شیوه همسرمو تحریک کنم نه اون میشه. به شما توهین و جسارت نشه خدای نکرده. اما از دیدگاه من اصلا کار قشنگی برای تحریک مرد نیست:-)
    ما کلا شوخی زیاد کردیم و میکنیم. اما منجر به چیز خاصی نمیشه :))
    الان دو تا بحث داریم یکی شاد بودنه یکی راه های تحریک مردا!
    من با اولیش مشکلی ندارم. همسرمو همیشه میخندونم. از سر و کول هم بالا میریم.... اما خب دیگه!
    آره واقعا
    مگه چه عیبی داره؟ جلوی رییس جمهور نمیپوشم که بخوام خجالت بکشم. 
    اتفاقا چون لباسه خنده داره باعث شاد شدن محیط خونه میشه. 
    البته بازم بستگی نوع تعامل هر کس با شوهرش داره. شاید یکی نه خودش این چیزا براش بامزه باشه نه شوهرش
    پاسخ:
    من خوشم نمیاد گلم. ببخشیدا عزبزم تو این فیلمای خاک بر سری میپوشن این لباسارو!
    شاید تو از اون فیلما ندیدی که بدت نمیاد!

    الیته از نظر من وقتی یه زن و شوهر با یه کاری مشکلی ندارن و لذت میبرن برای خودشون دوتا اون کاز انحراف محسوب نمیشه  شاید واسه دیگران خنده دار یا زشت باشه. الان اگر کسی بهم بگه شوهرش با دستبند میبندتش و اینجوری رابطه زناشویی دارن شاید خندم بگیره یا تعجب کنم یا نخوام امتحانش کنم! ولی میگم خب لابد اینطوری حال میکنن دیگه
    حالا فهمیدم چی میگی عزیزم!!!!
    نه تا حالا توی عمرم از اون فیلما ندیدم.
    ببین من و شوهرم کلا فازمون یه جور دیگست. شاید چون جفتمون سنمون کمه. کلا خیلی بازی و شوخی داریم و خیلی اوقاتش به هیییچی ختم نمیشه :)))شایدم بشه ولی بخاطر تحریک شروعش نمیکنیم. 
    مثلا من خیلییی خوشم میاد توی روشهای استقبال از همسرم تنوع بدم که تا میرسه خونه ذوق کنه. یه روز خیلی خانمانه براش شربت ببرم, یه روزم بگم پخخخحخ و بپرم جلوش :)))
    اون لباسا هم واسم فانه نه صرفا وسیله ای برای تحریک
    یه چی بگم یاسی؟ من کلا آدم گرمی نیستم. گاهی میگم کاش بودم شاید خیلی لذتها رو عمیقتر حس میکردم ولی نیستم
    پاسخ:
    یااااا خدا :))) تازه بچمون دوزاریش افتاده
    زینب خیلی خوبی انقدر خندیدم.  وقتی با اون لباسا خاله بازی میکنی میترسم یه وسایلی هم اشتباهی ببری آشپزخونه به جا گوشتکوب ;-)
    خدا برا هم حفظتون کنه. کنار هم شاد و خوشبخت باشین همیشه :-) ♥ 
    شاید هنوز کوچولویی ^_^
    وای مردم از خنده
    ی شبم مثلا لباس دا ع شی ها رو بپوشیم بد نیست ها
    پاسخ:
    :))))
    من الان تو کف تخیلات توام که تا داعش میره :))))
  • عسل نوی نو
  • سلام اقا من شویم تازه رفته خوبی این سفر ها اینه که روابطمون مثل تازه عروس داماد ها میشه.ایکن خجالتم که نداری بذارم برات
    پاسخ:
    آخی خدا پشت و پناهشون
    خجالت نداره که دختر :)

    الهییی چقدر خوبه :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی