یاسی‌ترین

یاسی‌ترین

خنده داره؟!

سه شنبه, ۹ تیر ۱۳۹۴، ۱۱:۳۶ ق.ظ

یک هفته‌ای میشود که با ماشین میروم سرکار و می‌آیم. بیخیال استرس و اینها شده‌ام. میگویند استرسش برای بچه خوب نیست. یا اگر تصادف کنی... اما رانندگی واقعا حال مرا خوب میکند. هرچند هنوز هم سوتی‌های عظیمی در این زمینه میدهم! مثلا دو روز پیش به همسرم میگفتم تا برسم خونه کولر هنوز خنک نشده. پرسید چطور مگه؟ وقتی گفتم دریچه را باز میکنم اما همش باد گرم میاد کلی خندید و گفت خب چون روشنش نکردی! گفتم عه؟! من فکر کردم کلا اول تابستون میزاریش رو کولر و اگه دستش بزنم میره رو بخاری :))) چیه خوب؟! بلد نبودم! از سرکار تا خانه سشوار میگرفتم توی صورتم! درست در گرم‌ترین ساعت روز. پارک کردن‌هایم که شاهکارند! ولی من با اعتماد به نفس وسط خیابان هم که شده تمرین میکنم؛ مثلا امروز صبح یک ربع جلوی کتابخانه از کت و کول افتادم تا پارک دوبل کنم. هربار خراب میشد میگفتم خب دوباره از اول! میرفتم سرجای اولم، بعد آرام‌آرام دنده عقب میگرفتم بعد سعی میکردم درست زمانی که باید فرمان را بچرخانم اما نمیدانم چرا نمیشد؟! آخرسر که فکر کنم پنجاه بار جلو عقب رفته بودم ماشین جلویی رفت و مشکل حل شد!  رفتم جایش پارک کردم. کنار کتابخانه آزمایشگاهیست که برای داستان‌های قبل عقد است و اینها. ماشین جلویی‌ام که رفت، زوج جوانی بودند با یک خانوم مسن. آقای داماد نیشش تا خشتک باز بود؛ نمیدانم به تلاش‌های من میخندید یا اینکه خنده‌ی مضحک دامادانه بر لب داشت!

دلم نمی‌آید بگویم وانتی‌هایی که کنار خیابان میوه میفروشند سدمعبر میکنند؛ حتمن مجبورند. به نظرم شهرداری باید آنهایی را جریمه کند که تا مثلا هندوانه میبینند میگویند عه هندونه! و زرتییییی و بدون هیچ راهنمایی و بدون کنار کشیدن میزنند روی ترمز. درست وسط خیابان. من هم مجبور میشوم پشتشان توقف کنم و دنده را یک کنم، راهنما بزنم و بعد آرام‌آرام حرکت کنم. مناسب شخصیت یک خانوم نیست وگرنه گاهی دلم میخواهد سرم را از پنچره بیرون کنم و بگویم هندونه دوست داری هان؟ سپس تمام هندوانه‌های وانت را حواله ماتحتش کنم.

امروز عصر میروم تهران. خوشحالم. خیلی. دلم تنگ است. میروم خانه‌ی مامان بخور و بخواب :) دانشگاه و کلاس هم که ندارم؛ رااااحت.

بخشی از دلم اما خانه است و پیش همسرم. میگویم آخه گنا داری تنهایی. میگوید نه، میرم بیرون، میرم خونه بابا اینا. دیشب دچار سندرم قبل از تهران رفتن شده بودم! این را وقتی فهمیدم که یک بار الکی زنگ زدم همسرم و او هم از این کارم تعجب کرد. زدم به شوخی. زود به خوم آمدم و سعی کردم خودم را کنترل کنم. نگذاشتم بفهمد از حالا دلتنگش شده‌ام و باز قرار است دهانش مورد عنایت قرار بگیرد. میدانم دوست دارد خوشحال بروم. وقتی هم که تهرانم و زنگ میزند خوشحال باشم.

کاش میشد خودم تا تهران رانندگی کنم. ولی نمیشود. تاحالا توی جاده رانندگی نکرده‌ام. فکر کن... تا خود تهران، یک میلیون بار این آهنگ ابی را که این روزها قفل شده‌ام روش، گوش میکردم:


اگر که جای دل...دریای خون در سینه دارم

ولی در عشق تو...دریایی از دل کم میارم

اگرچه رو به رویی...مثل آیینه با من

ولی چشمام بَسم نیست...برای سیر دیدن

نه یک دل نه هزار دل...همه دل های عالم

همه دل ها رو می خوام...که عاشق تو باشم

تویی عاشق تر از عشق...تویی شعرِ مجسم

تو باغِ قصه از تو...سحر گل کرده شبنم

تو چشمات خوابِ مخمل...شرابِ نابِ شیراز

هزار مِیخونه آواز...هزار و یک شبِ راز

می خوام تو رو ببینم...نه یک بار نه صد بار،به تعدادِ نفس هام

برای دیدن تو...نه یک چشم نه صد چشم،همه چشما رو می خوام

تو رو باید مثل گل...نوازش کرد و بویید

با هرچی چشم تو دنیا...فقط باید تو رو دید

تو رو باید مثل ماه...رو قله ها نگاه کرد

با هرچی لب تو دنیاست...تو رو باید صدا کرد 


پی‌نوشت: یادم می‌آید دو سال پیش آهنگی از خواننده‌ای گم‌نام را که یکهو گل میکنند گوش میدادم. از آن آهنگ‌های تاریخ انقضا‌دار؛ حالا دلم میخواهد گوشش کنم. نه بخشی از آهنگ یادم می‌آید نه اسم خواننده را میدانم!!!
پی‌نوشت: امیدوارم قالب ساده‌ای برای وبم بپسندم. این یکی انگار بهتر است. حداقل نوشته‌ها مرتب‌ترند. 

  • یاسی ترین

نظرات (۲۰)

تهران خوش بگذره عزییییزم
پی نوشت اولت خخخخخخخخخخخخخخخ
پاسخ:
قربونت عزیزم :)


:)))) اصلا نمیدونم چی گوش میدادم! فقط میدونم خوشم میومد!
سلام یاسی جانم... خوش بگذره گلم. گفتم تک خوری نکنم. فوق العاده ست:
http://shiateb.com/pages/?current=viewdoc&langid=1&sel=1870

پاسخ:
سلام عزیزم ممنون :-) 
ممنون واسه لینک
میخونمش
خوش بگذره 
ایشالا که پر از حس های خوب می شی و برمی گردی پیش همسرت :)
پاسخ:
ممنون عزیزمم
آره. وقتی برمیگردم انقدر خوبه :-)

من تو این کامنتم میخام یکم فضولی کنم...تو اسمشو بذا کنجکاوی..باشه...

شما کرج سکونت دارین؟ همسرت شغلشون چیه؟ تو سفید هستی؟رنگ پوستت منظورمه...تپل..چشات کمی روشن...لبات قیطونی..لپات سرخ..بینی ات هم قد کوتاه..کمی عقابی...با موهای خرمایی؟ دستاتم تپل..ابروهاتم صاف...کمی دم دارن...؟؟؟ من اینطوری تصورت می کنم...چادری؟

وای یاسی تو دختر خیلی خوبی هستی...من سعی می کنم رفتار با همسر رو ازت یاد بگیرم...بردباری و متانت..ببین یاسی منم شوهری رو خیلی دوس دارم و بهش میرسم...براش کم نمی ذارم...خودش میگه..اما اذیتش می کنم با خودخواهی هام...میخام فقط مال من باشه...

یاسی سختت نیس بدون شوهرت بری خونتون؟

پاسخ:
باشه!
نه کرج ساکن نیستم.  دانشگام کرجه. هر دو تو کتابخونه ایم. البته این یکی از کارای همسرمه. بیشتر کارش نوشتنه.
سفیدم. تپلم نه زیاد. چشما بله . لبا خیر  قیطونی نمیباشد! لپا بله. بینی خیر. موها خیر! دستا بله. ابروها رو خیلی متوجه نشدم :)) چادری هم فقط در محل سکونت  از اینجا که دور میشم در اولین فرصت میکنمش!!

ممنون عزیزم. لطف داری. ای جانم خیلی دوسش داری معلومه.
چرا یکم گاهی سخته.


ن سوتی دادم. اون کامنت قبلیت فک کردم برا این پست جدیدمه. جوابمو بخون دوباره متوجه میشی :)) 
  • وقایع نگار
  • وای آرامشت تو رانندگی مثال زدنیهـ
    برعکس من که سریع هول میشم و با چارتا بوق استرس میگیرم دست و پامو گم میکنم
    سندرم قبل از تهران رفتنم جالب بود :) :*
    پاسخ:
    :))))) یه جور پیشگیری از اتفاقات بد بعدیه مثلا ;-) 
    ای جااان. امتحان کن. انقدر حال میده این حرکت :)) عالم رو دایورت کن موقع رانندگی

    اونم یه جور سندرمه که شامل هول شدن و دلتنگی و استرس و خوشحالیه. کلا باعث رفتار غیرعادی میشه! 
    سلام یاسی ترین یاسی دنیاااااااااااا
    عاغا اولندش نخیرم قالب قبلی بهتر بود هم اون طرحای دور عنوان که به مشابه بته جقه و همچین چیزهایی بود
    هم فونت مطالب بزرگ تر بود عاغا چشممون در امد:دی ولی یاسی جانم تو فقط بگو به تو چه ربطی دارید یاسی خانوم فسقلی :دی
    شوخی کردم این قالبم حس هچخوبی داره :)



    یاسی چقدرررررررررررر خندیدم اخه تو چقدر شیرینی حس میکنم وسط دعوا کردن باهات ادم دلش میخواد از خنده ریسه بره ...


    یاسی؟ خوش بگذره...حسابی..حسابی انرژی بگیر حسابی خوش بگذرون تو اتمسفر شیرین خونتون حسابی اغوش مادرتو ذخیره کن ...بخور و رخواب و کیف کن :)

    ولی یاسی اونجا نت نمیای یعنی :( ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ:
    سلام خوشگل خانوم:))
    بته جقه؟؟ پس من چرا ندیدم؟؟؟
    فونتش به نظرم زشت بود! 
    ای جان نظر شما محترمه عزیزم 

    :)))) ای جان 
    آره اینو درست فهمیدی عصبانیت من همیشه خنده داره!
    قربونت ررم ممنون گلم :)

     با تبلت داداش اومدم. به نظرت ممکنه هیستوریشو چک کنه؟ :-P  
    بهش نمیاد به این چیزا اهمیت بده؛ آخه دوست ندارم وبمو ببینه. شایدم پاک کردم
    تصورات یکی از دوستا رو دربارت خوندم چقدر شبیه مال من بود !

    منم یاسی رو یه خانوم سفید و چشم درشت به رنگ قهوه ای روشن با بینی کوتاه و البته لبای کوچولو و گوشتی تصور کردم و میدونستم موهات مجعده اما منم مثل ایشون فکر میکردم موهات خرماییه! رنگ موها خودم :))) الان به نظر مشکی میان دقت میکنم هوووم ؟:))))  و کلا خیلی دلبری اصنش آبچی یاسیم این بلاگ شکلک نداره شما خودت یه بغل و ماچ تصور بفرما :))
    پاسخ:
    خانواده مامانم خیلی چشماشون درشته. واسه همین بین اونا دیده نمیشم! اما نسبت به عموم آدما همچین ریزم نیس! به بابام رفته. بینی ام هم کوتاه نیست ؛ متوسطه. بلهههه موها فرفری رنگشم دقیق نمیدونم قهوه ای تیره شاید. کوچولو که بودم روشن بود. به مرور تیره شد.


    قربونت عزیزکمممم :٭٭٭٭
    فدااات 
    یاسی جان 
    من تا ماه آخر با شکم قلمبه رانندگی می کردم 
    نگران نباش دوستم 
    فقط رانندگی تو جاده رو فعلا بیخیال شو دوستم ایشالا بعد از تولد نینی و وقتی چند بار در کنار  همسر  تو جاده رانندگی کردی اونوقت خودت تنها برو 
    رانندگی تو جاده با شهر خیلی فرق میکنه البته راحتتره ولی باید تو شرایط امن حتما تجربش کنی

    چقدر روزای بی درس خوب و قشنگن واقعا
    من که سر امتحانای این ترم رسما پوست انداختم 
    حسابی بهت خوش  بگذره کنار مامان و بابا 
    پاسخ:
    الهی 
    چه خوب. بهم روحیه میدی اینو میگی. پس منم رانندگی رو ادامه خواهم داد :)
    وااااقعا وااااقعا 
    آخییی آره منم اذیت شدم
    ممنون دوست من
    :-) پستی پر از انرژی
    پاسخ:
    :)))
    راستی یاسی جون نینی کی به دنیا میاد؟؟؟
    پاسخ:
    آخرای آبان یا اولای آذر
    این قالب خیلی بهتره . ساده هم هست و چیزی که تو دوست داری اگر جایی از این قالب مثلا رنگ یا تصویری خواستی عوض کنی بگو اینکار برات انجام بدم
    راستی یاسی وقتی از رانندگیت نوشتی کلی خندیدم یادم افتاد به روزهای اولی که خودم رانندگی میکردم یادمه بار اول که نشستم دوتا زانوهام شدید میلرزید . اب دهنم خشک شده بود و تا 6 ماه از دوربرکردون میترسیدم دور بزنم اینقدر میرفتم تا به یه فلکه برسم .و برای پارک هم اونقدر میگشتم تا یک جا اندازه دو تا ماشین پیدا کنم پارک کنم
    تازه کلی هم قیافه میگرفتم
    حالا اونقدر تند میرم و در دو حرکت پارک دوبل میزنم که بابام کنارم نمیشینه
    پاسخ:
    وای مرسی عزیزم :٭ باشه بهت میگم.

    ایول :))))) خیلی خوووب بودی تو !!!

    باریکلا الان شوماخر شدی ؛)
  • عسل نوی نو
  • سلام ادیدم خوبی  ؟منم از پارک دوبل متنفرم باور میکنی شاید یک کیلومتر جلوتر از جایی که میخوام پارک کنم میروم اما پارک دوبل نمیکنم چون همش فکر میکنم همه چشما دارند نگام میکنند از سال 85 هم گواهینامه دارم .الان تو جاده رفتند خوب نیست چون بارداری.خیلی هم استرس داره .شما حومه تهران هستید مثلا سمت شهریار.شهرک اندیشه
    پاسخ:
    سلاااااام جیگر
    آااااخی! برو تو دلش! برو وسط شلوغی پارک دوبل کن. بزار بهت بخندن. اما بالاخرهیاد میگیری.
    حالا حالاها میدونم نمیشه برم جاده.
    نه گلم. هیچ کدام از حدس‌هات درست نبود :))

    از کدوم کامنت حرف میزنی عزیزم...اون یکی که واس پست کافئین گذاشتم؟ متوجه نمیشم..

    پاسخ:
    آره همون. م فک کرده بودم برا این پستم گذاشتی در مورد اینکه بهم میگه برو خوش باش جواب دادم!
    یاسی..چ بامزست بچه ها دنبال حدس زدن فیس تو هستن.
    بزار من خدمتشون عرض کنم لو بری.
    یاسی ما موهاش خرماییه و یک صورت سفیدو پوستی روشن مثل ماه داره .با لبهای قلوه ای خشگل و چشمان درشت و بینی ای ک انگار جراحی شده و دوتا گونه ی خشگل.با ی فرم اندام فوق العاده زیبا و زنونه و س..ک..سی.
    بنظرت الان هیجان اینکه تورو ببینن بیشتر شد یا فهمیدن چ شکلی هستی.
    ...
    وای پارک دوبل,منم سختمه .
    امان از دست وانت و نیسان و رانندگان محترم تاکسی,سعی کن تا میتونی پشت سرشون راه نیفتی,یکهو یادشون میفته وایسن یا بپیچن.
    ...
    تهران خوش بگذره با غذاهای خوشمزه مامان.چقدر هم شنیده ها میگن گرم شده.
    یاسی اون دوستمون راست میگفت آب خوردنو کم نکن رو کم شدن مایع آمینیوتیک تاثیر داره.یادته خواهر منو.

    پاسخ:
    جدا موهام خرماییه؟؟؟ :)))) آقاااا من بلد نیستم قیافه خودمو توضیح بدم :))) 
    ای جانم عزیزم یکمی هم مهربونی چاشنی تعریفات بود. و من الان از خجالت نمیدونم چیکار کنم!
    خخخ آره بابا معلوم نیس چشونه آم دیدشون باید پارک کنه بزاره دور بشن بعد!
    مررررسی گلم جای شما خالی  عزیزم خیلی خوش گذشت بهم.
    چشممممم 
    آرهههه طفلی
    ممنون جیگر
  • نسترن جدید
  • خدارو شکر, انشالله همیشه همه چی خوب باشه
    پاسخ:
    قربونت :٭
  • دُختَرَک ツ
  • وااااااااااااااااای یاسی :* :* :* :* :* :*

    پاسخ:
    سلاااااااام عزیزمممم :٭٭٭٭
    یاسی وبلاگت چی شد؟!تونستی بری توو مدیریتش؟!
    اقا پروفایل وبلاگ من شده مال یکی دیگه حتی توو مدیریتمم نمیتونم برم.
    اینجا جوابمو بده بی وبلاگ شدم :))))
    پاسخ:
    ای جاان 
    سلام عزیزم حالت خوبه؟
    نه دیگه حذف شد وبم.
    عزیزمممم وبلاگ تو هم ترکیده :'( 
  • ღ یــــاس ღ
  • سلام یاسى عزیز

    خیلى خوشحالم که بعد از چند ماه دوباره دارى مى نویسى.

    لحظه هاى زندگیتون سرشار از لذت و شادى و عشق فراوون.

    پاسخ:
    سلام دوست خوبم 

    خوشحالم اینجایی ♥
    ممنون
  • مامان محمد امین
  • عزیزمی یاسی جووون بازم به سماجت تو وبیخیالیت.من اگر ببینم چهارچشمی نگاهم می کنند عمراپارک دوبل کنم.دلم در نبود بلاگفا برات خیلی تنگ شده بود.خوشحالم که باز پیدات کردم.راستش بعضی وقتها شبها دلتنگ نبودن وننوشتن دوباره ات می شدم.تهران خوش بگذره عزیزم
    پاسخ:
    ای جااانم 
    خوووبی؟ دل منم زیاد برات تنگ شده بود عزیزم.
    قربوتت ♥

    برای روناک؛ عزیزم...شما خودتم مث "ما" چهره دوستمونو حدس زدی...آفرین...هیجانمونم بیشتر نشد...اما من تصورات خودمو قبول دارم...من خاصیت ام اینه که هروبی رو می خونم باید تصویری ازنویسندش تو ذهنم داشته باشم..

    یاسی من کلن فک می کنم قیافه ساده  مهربون و بی شیله و پیله داری...و اصلنم تو ذهنم قیافه ات رو روتوش و فتو شاپ نمی کنم ..عزیزم

    پاسخ:
    :)
    :*
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی